عطر چای روضه

تمام سال‌های کودکی و نوجوانی هر سال روزها را شمارش می‌کردم تا باز وقت روضه‌های محرم مادر بشود، خانه را سیاهپوش کنیم و بوی گلاب و عطر چای روضه فضای خانه پدر‌ی‌ام را پر کند. ذوق می‌کردم وقتی خواهر سینی پر از استکان‌های کمر باریک را به من می‌داد و می‌گفت زود برو تا خانم‌ها نرفتن چایی بعد از روضه تعارف کن... آنها اشک‌هایشان را پاک می‌کردند، چایی بر می‌داشتند و می‌گفتند پیر شی الهی...
کد خبر: ۷۳۶۰۴۲

در همه این‌ سال‌ها فقط عشق روضه‌های امام حسین مادر را داشتم بدون این‌که لحظه‌ای درک کنم گریه‌ها و ضجه‌های زن‌های همسایه وقتی نام ابوالفضل می‌آمد برای چه بود، به همه نگاه می‌کردم وقتی بلند بلند نام حسین را صدا می‌کردند و من فقط زن‌های همسایه را شمارش می‌کردم تا ببینم چند استکان چای باید بیاورم.

اکنون در سی سالگی‌ام، روضه‌های مادر هست اما من نیستم. درگیر این دنیا شده‌ام و قافله‌ای که به ناکجاآباد قرار است برود. اما بعد از سال‌ها و در هیاهوی این دنیای پر از زرق و برق در هیأت ساده و صمیمی حاج آقا فاطمی ظهر عاشورا فهمیدم معنی شعر سید حسن حسینی را وقتی زیبا سرود «کوه از کمر شکست» و عاشقانه گریستم... حسین جانم نگاه کن به عاشقانه‌های دوران کودکی‌ام و دست‌های کوچکم که سینی چای بعد از روضه‌ات را دور می‌داد و به یاد آن روزها دور سیاهی‌های امروزم را خط بکش.

طاهره چک ‌/‌ مدیر روابط عمومی بنیاد امام رضا(ع)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها