تله‌فیلم «لباسی برای خدمت»، روایتی از همدلی و نگاه زیبای کودکان به اتفاقات روزانه است

یک اتفاق ساده

یک فیلمنامه خوب لزوما نباید پیچیدگی‌های تودرتو و عجیب و غریب داشته باشد؛ اتفاقی ساده هم می‌تواند یک شروع جذاب را برای فیلم رقم بزند، به شرط آن‌که وقایع و اتفاقاتی که در پی آن و در بستر اثر رخ می‌دهد، آن‌قدر جاذبه و گیرایی داشته باشد که مخاطب را تا آخر با خود همراه کند.
کد خبر: ۷۳۳۱۲۲

تله‌فیلم‌ «لباسی برای خدمت» که از شبکه دو به نمایش درآمد، از این فرمول تبعیت می‌کند و اتفاق ساده‌ای که برآمده از حس دلسوزی و شفقت کودکانه دو خواهرزاده برای دایی سربازشان است حوادث و پیشامدهای بعدی را رقم می‌زند. گره کوچک ناشی از محبت این کودکان بازیگوش، گره‌های دیگری بر فیلمنامه می‌زند و تمام فیلم متاثر از آن گره کوچک، تماشاگر را با خود درگیر می‌کند تا پایان کار را ببیند.

سرباز جوانی که یک مرخصی کوتاه پنج ساعته را غنیمت و فرصتی برای تبریک روز تولد نامزدش و تعیین وقت و روز عروسی‌شان پنداشته، گرفتار مصائبی می‌شود که خواهرزاده‌هایش با شستن و سوزاندن لباس فرمش برایش به ارمغان می‌آورند. سرباز جوان، با بازی وحید شیخ‌زاده - که تمام فرصت کوتاه مرخصی‌اش را صرف مرمت لباس سوخته‌اش کرده - شانس دیدن نامزدش را از دست می‌دهد و ناامیدانه به محل خدمتش بازمی‌گردد، غافل از آن‌که همان محبت کودکانه که ظاهرا برایش دردسرساز شده، به مددش می‌آید و اتفاقات پیش‌بینی نشده و غیرمترقبه‌ای را برایش رقم می‌زند.

لباسی برای خدمت البته از ضعف‌هایی هم در فیلمنامه رنج می‌برد. بسیاری از اتفاقات فیلم برای بیننده قابل پیش‌بینی است و غافلگیرش نمی‌کند. مثلا وقتی دو کودک تصمیم می‌گیرند لباس دایی‌شان را که شسته‌اند با اتو خشک کنند، حدس این‌که لباس خواهد سوخت کار چندان دشواری به نظر نمی‌رسد یا زمانی که محتویات جیب لباس را که بر اثر غفلت آنها خیس و مچاله شده برای خشک‌ شدن سریع‌تر جلوی پنکه می‌گذارند، قابل پیش‌بینی است که باد تند، کاغذهای نازک را با خود خواهد برد. شاید اگر هادی شریعتی در مقام کارگردان و نویسنده فیلمنامه، دقت و وسواس بیشتری در چیدمان رخدادها و اتفاقات فیلم به خرج می‌داد، حاصل کار از آنچه هست جذاب‌تر و باورپذیرتر به نظر می‌رسید. نوع و جنس برخی بازیگران هم در معدود صحنه‌هایی البته، برای مخاطب قابل باور نیست و به کلیشه و شعارزدگی پهلو می‌زند. تله‌فیلم لباسی برای خدمت اما فاکتور و امتیاز مثبت کم ندارد. فیلم در سکانس‌هایی کنش‌ها و رفتارهای پاک و معصومانه کودکان را در قالب رد و بدل کردن دیالوگ‌های ساده، اما صمیمی به زیبایی تصویر می‌کند. صحنه مواجهه و برخورد پسربچه مضطرب فیلم با کودکی که مراقب دکان خیاطی پدر است هم خوب از کار درآمده و لهجه شیرین اصفهانی‌اش، نمونه‌ای است برای اثبات این ادعا. ساخته هادی شریعتی اگر پیشامدهای منطقی‌تری را در بستر خود برای بیننده روایت می‌کرد، شاید می‌توانست به یک اثر ماندگار تلویزیونی بدل شود. به نظر می‌رسد لباسی برای خدمت بعد از فیلمنامه، بیشترین ضربه و آسیب را از بی‌حوصلگی کارگردان و تعجیل در به پایان رساندن فیلم خورده است. این تعجیل در بازی دم‌دستی و متظاهرانه برخی بازیگران هم دیده می‌شود، هرچند نباید نقش‌آفرینی‌های پخته و حرفه‌ای دیگر بازیگران را نادیده گرفت. فیلم البته از پیام‌های اخلاقی و صحنه‌های ناب انسانی هم بی‌بهره نیست. سرباز جوان ساعت پایانی مرخصی‌اش را به جای دیدن نامزد چشم به راهش، به رساندن نامه یک دوست و همقطار به مادر پیر و نگرانش اختصاص می‌دهد و قید ملاقات با یار را می‌زند و در پایان فیلم، اجر و مزد این کار انسانی‌اش را با حضور غیرمترقبه و غافلگیرکننده نامزدش در پادگان محل خدمتش می‌گیرد.

«لباسی برای خدمت» بر مدار معصومیت و صداقت بی‌غل و غش کودکان می‌چرخد و اتفاقا همین پاکی کودکانه است که گره از تمام مشکلات می‌گشاید و پایان کار را ختم به خیر می‌کند، حتی اگر بازی همین کودکان در سکانس‌هایی از فیلم تصنعی و غیرواقعی به نظر آید و به دل ننشیند.

لباسی برای خدمت فیلم خوبی است، اما می‌توانست بهتر هم باشد به شرط دقت و وسواس بیشتر در تعریف داستان و سیر اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد و البته گرفتن بازی‌های بهتر از بازیگران کودک و حتی چهره‌های شناخته شده‌ای مانند وحید شیخ‌زاده و آتش تقی‌پور که اتفاقا هر دو سال‌هاست در عرصه سینما و تلویزیون مشغول فعالیت هستند و در کار خود حرفه‌ای‌ هستند. این فیلم با همه قوت‌ها و کاستی‌هایش بیننده را در میانه راه دلزده نمی‌کند و تا آخر با خود همراه می‌کند که این خود، امتیازی مثبت برای فیلم محسوب می‌شود.

محسن محمدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها