دلایلی برای جنایت
تصادف یک خودروی نیسان وانت بیست و یکم مهر امسال به ماموران پلیس راهور اعلام شد. با اعلام خبر، گروهی از ماموران راهی محل مورد نظر شدند. آنها که تصور میکردند تصادفی معمولی رخ داده است، پس از رسیدن به محل با بدن بیجان مرد میانسالی مواجه شدند که در چند متری او رد ترمز لاستیک خودرویی بوضوح دیده میشد. حدود 15 متر جلوتر از محل افتادن جسد، خودروی نیسان وانتی متوقف بود که شواهد نشان میداد تصادف کرده است. در بررسیهای اولیه این طور به نظر میرسید که مرد میانسال راننده وانت بوده و بر اثر سانحه رانندگی از خودرو به بیرون پرت شده و جان باخته است، اما وقتی کارشناسان راهنمایی و رانندگی صحنه را دقیقتر بررسی کردند، فهمیدند خط ترمز ساختگی است و مرگ مرد میانسال هیچ ربطی به پرت شدن از خودرو ندارد.
نظریه کارشناسان راهنمایی و رانندگی باعث شد کارآگاهان جنایی با احتمال وقوع جنایت وارد عمل شوند و به بررسی در این زمینه بپردازند. با توجه به مدارک شناسایی همراه مرد میانسال و استعلام شماره پلاک خودرو، هویت مقتول به نام کاظم به دست آمد. سپس جسد برای بررسی علت تامه فوت به پزشکی قانونی انتقال یافت. متخصصان پزشکی قانونی پس از معاینه دقیق اعلام کردند آثار روی جمجمه مقتول با آثار وارد شده بر اثر پرت شدن از خودرو مطابقت ندارد و شکستگی روی جمجمه بر اثر اصابت جسم سنگین بوده و قطعا این مرد قربانی جنایت شده است.
نخستین مظنون
با مشخص شدن علت اصلی مرگ از سوی پزشکی قانونی، تحقیقات کارآگاهان در رابطه با مقتول آغاز شد. بررسیها نشان میداد کاظم در زمینه ساخت و ساز خانههای ویلایی فعالیت داشته و از مدتی قبل با شریک خود اختلاف پیدا کرده بود. باتوجه به اختلاف مالی دو شریک با هم، کارآگاهان جنایی به شریک کاظم مشکوک شدند و دستور بازداشت او صادر شد.
به این ترتیب مرد میانسال به نام حسن دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد. او که منکر ارتکاب جنایت بود در تحقیقات به پلیس گفت: «مدتهاست با کاظم کار میکنم و مدتی قبل با هم اختلاف مالی پیدا کردیم. اختلاف ما سر ده میلیون تومان بود. چند بار هم سر این موضوع باهم بحث کردیم، اما درگیری ما درحدی نبود که بخواهم کسی را به قتل برسانم. من روز حادثه کاظم را دیدم اما او ساعتی بعد از من جدا شد و بعد از آن هم از او خبری ندارم.»
کارآگاهان جنایی در حالی که حسن منکر جنایت بود، با مجوز قضایی از خانه او بازرسی کردند و در این میان لکههای خونی که شسته شده بود، از نگاه آنها پنهان نماند. کشف این لکهها سوءظن نسبت به حسن را بیشتر کرد، اما هنوز با قاطعیت نمیشد او را عامل جنایت معرفی کرد. به همین دلیل نمونههایی از لکههای خون به آزمایشگاه جنایی ارسال و مشخص شد نمونهها مربوط به خون انسان است.
نظریه آزمایشگاه جنایی اثبات میکرد حسن در این جنایت نقش دارد. به این ترتیب بازجویی از تنها مظنون پرونده از سر گرفته شد. حسن که کتمان حقیقت را بیفایده میدید، این بار به قتل شریکش اعتراف کرد و گفت: «چند وقتی بود با کاظم اختلاف مالی پیدا کرده بودم، حساب و کتابهایمان با هم جور درنمیآمد. این درگیری ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتم کاظم را تنبیه کنم. به همین دلیل به این بهانه که میخواهم یخچال خانهام را جا به جا کنم، از او خواستم برای کمک به منزل ما بیاید. همراه کاظم و یکی از دوستانم به خانهام رفتم و با میله آهنی که از قبل تهیه کرده بودم، ضربهای به سرش زدم. قصد من کشتن نبود، فقط میخواستم کمی او را گوشمالی بدهم، اما شریکم با همان اولین ضربه زمین افتاد.»
حسن ادامه داد: «وحشت کرده بودم، نمیدانستم چهکار باید انجام دهم. بالاخره بعد از لحظاتی با همفکری دوستم به این نتیجه رسیدیم که از این موضوع به کسی چیزی نگویم اما باید از شر جنازه خلاص میشدیم. جسد را داخل خودرو گذاشتیم و به خارج از شهر رفتیم. سعی کردیم ماجرا را تصادف جلوه دهیم. با سرعت حرکت کردم و بعد از ترمز شدیدی که خط ترمز آن روی زمین بماند، در خودرو را باز کردم و جسد را در جاده گذاشتم و ماشین را هم مسافتی جلوتر متوقف و از محل فرار کردم.»
با اعتراف مرد میانسال به جنایت، همدست او نیز بازداشت شد.
سرهنگ عظیمی، رئیس پلیس آگاهی استان مازندران در این رابطه میگوید: هر دو متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و راز جنایتی که عاملان آن سعی داشتند با صحنهسازی، آن را تصادفی ساختگی نشان دهند، در کمترین زمان ممکن برملا شد.
مرجان همایونی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....