حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با این حال دولت فاشیستی بنیامین نتانیاهو که برخلاف تمام محاسباتش میدید دارد دچار چنین شکستی میشود، در اواخر جنگ دست به اقدام جنایتکارانه دیگری زد و آن تخریب غزه و ایجاد کشتارهای جمعی بود تا شاید به این وسیله بتواند شرایط سیاسی خود را برطرف مقابل تحمیل کند. نتانیاهو در آخر هم خواستههای دیگری را مطرح کرد که عبارت بود از آتشبس دائم یا محاصره دوباره غزه، جدا کردن مسائل غزه و کرانه باختری از یکدیگر و کنترل بر مصالح ساختمانی که وارد غزه میشود. او تا درخواست برای خلعسلاح مقاومت فلسطینی پیش رفت. روشن است که همه این فشارها به منظور گرفتن حق مشروع مقاومت فلسطینی بر ضد اشغالگران است. مسالهای که آن را باید ریشه تمام این منازعات و تنها عامل همه این جنگها به شمار آورد.
به عبارت دیگر جنگ غزه جنگ بین دو دولت چنان که برخی تصور میکنند، نبود. بلکه جنگی (همان طور که همه جنگهای گذشته و تجاوزات اسرائیل چنین بوده) تجاوزگرانه بود که یک رژیم اشغالگر و ستمپیشه علیه ملتی که چند دهه است به مقاومت مشروع خود ادامه میدهد به راه انداخت. سالهاست ملت فلسطین به اشکال گوناگون تلاش میکند حق طبیعی خود را برای داشتن آزادی و استقلال و بازگشت به میهن به دست آورد. این حرفی است که هیات فلسطینی به نمایندگی از حماس در گفتوگوهای غیرمستقیم قاهره نیز که قرار است بزودی دور بعدی آن شروع شود، دنبال میکند.
اما طبق معمول همیشه این ایالات متحده آمریکاست که جلوی تحقق این خواستهها را میگیرد و مانند چتری روی جنایات وسیع دولت نتانیاهو سرپوش گذاشته و مثل همیشه از ادامه این اشغالگری حمایت میکند، اما چگونه؟ به جای این که دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار تشکیل یک کمیته تحقیق بینالمللی تحت بند هفتم منشور این سازمان درباره جرایم جنگی اسرائیل بخصوص در رابطه با شهروندان غزه شود یا جرایم مربوط به شهرکسازی و یهودیکردن بیتالمقدس و قتل شهروندان در غزه را به دادگاههای بینالمللی جنایات جنگی ارجاع دهد، بانکیمون فقط به این بسنده کرد که: «نیازمند تحقیق در انگیزهها و دلایل و نتایج بمباران برخی مدارس و نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد از سوی اسرائیل هستیم». حتی او دستور تشکیل یک کمیته تحقیق را نداد و به نظر میرسد این کار صرفا به دلیل مخالفت یا فشارهای آمریکا بوده باشد. حتی برخی علائم حاکی از آن است که موانعی جدی برسر کار کمیته تحقیقی که شورای حقوق بشر این سازمان تشکیل داد، وجود دارد. این کمیته قرار بود درمورد احتمال ارتکاب «جرایم جنگی» اسرائیل تحقیق و تفحص کند، اما الان چند ماه از شروع کار این کمیته میگذرد و هنوز هیچ نتیجهای به دست نیامده است. حتی شایع شده که رئیس این کمیته کنار کشیده است و شاید این مساله درباره تمام اعضای آن نیز صادق باشد. آنها به دلیل مخالفت اسرائیل دست به چنین کاری نزدهاند بلکه فقط و فقط به دلیل فشارهایی است که از سوی متحدان اسرائیل و در راس آنها آمریکا متوجهشان میشود.
آرشیو گزارشها
به نظر میرسد اعضای این کمیته دریافته باشند که استمرار کارشان دیگر هیچ فایدهای ندارد و نهایت تلاشهایشان در بهترین حالت به سرنوشت همکاران سابقشان ازجمله کمیته گلدستون منجر خواهد شد. کمیتهای که از جریان جنگ غزه سال 2008 گزارشی تهیه کرد و در نهایت مانند دیگر گزارشهای بینالمللی که در محکومیت اسرائیل تهیه میشود، به آرشیو سپرده شد بدون اینکه به هیچ گونه اقدام عملی بر ضد اسرائیل منجر شود.
طبق معمول همیشگی، به جای این که اسرائیل به عنوان رژیم اشغالگری که مرتکب جنایت و ویرانی فراگیر شده دستکم وادار به پرداخت غرامت و بازسازی غزه شود، این حمایت بینالمللی تحت رهبری آمریکا به اسرائیل اجازه میدهد تا به جنایات خود ادامه داده و حتی بازسازی غزه را از راه کمکهای بینالمللی و بخصوص کشورهای عرب تامین کند. حتی اسرائیل از راه اجازه دادن به ورود مصالح ساختمانی به غزه در این میان در آمدی نیز کسب میکند. فراتر از همه اینها، اسرائیل شرط کرده سرمایهگذاری برای بازسازی غزه باید منوط به دست کشیدن اعراب از حمایت فلسطینیها و بخصوص تلاشهای اخیرشان در سازمان ملل متحد برای صدور قطعنامه پایان اشغالگری در یک بازه زمانی معین و تکرار نکردن حمله به غزه باشد.
قابل توجه این که اسرائیل شرط کرده است سرمایهگذاری و بازسازی غزه باید در نهایت به یک «آتشبس دائم و ثابت» منجر شود. این مساله را جان کری وزیر امور خارجه آمریکا پس از پایان کنفرانس بازسازی غزه در قاهره اعلام کرد. گویی بدون رفع اشغالگری و توقف جرایم اسرائیل و دادن حق کامل فلسطینیها میتوان راهی برای یک آتشبس دائم و ثابت پیدا کرد. به جای این که آمریکا توجه لازم به بازسازی غزه داشته باشد در همان کنفرانس دیدیم که جان کری بیشتر به دنبال از سر گرفتن مذاکرات صلح بود تا هر طور شده با شروع این مذاکرات جلوی رفتن فلسطینیها به شورای امنیت را بگیرد و نگذارد که آنها در آنجا خواستار تعیین یک سقف زمانی برای دوران اشغالگری اسرائیل شوند.
معنای این کار چیست؟ معنایش این است که کنفرانس قاهره توانست مبلغی را برای بازسازی غزه اختصاص دهد و در ضمن پولی اضافی راهم به خزانه دولت خودگردان ریخت و عبدالفتاح السیسی نیز در آن نطق آتشینی ایراد کرده و گفت «راه قاهره و ریاض از رامالله میگذرد». سخنانی که بیشتر اثباتکننده اظهارات نتانیاهو بود.
خلاصه کلام این که اسرائیل چه در زمان ارتکاب جرایم جنگیاش و چه زمان چانهزنیها و تحمیل شرایط خود یک متحد قوی به نام آمریکا دارد که در همه حالتها از او دفاع میکند. به معنای دیگر اشغالگران اسرائیلی اگر در حد خودشان بود هرگز قادر به اینهمه جنایت نبودند و نمیتوانستند تا این حد شرایط خودشان را بر دیگران تحمیل کنند. در واقع این آمریکاست که شروط خاص اسرائیل را به خواستههایی بینالمللی و منطقهای تبدیل میکند. این آمریکاست که از اسرائیل به عنوان یک رژیم اشغالگر و تروریست دفاع میکند و اجازه نمیدهد رهبران این رژیم به دلیل ارتکاب جنایات جنگی دادگاهی و محاکمه شوند. حمایت بدون قید و شرط آمریکا از اسرائیل حتی در دولت اوباما که بدترین توصیفها را از دولت نتانیاهو داشته است، نیز چون گذشته جریان دارد. اسرائیل رژیمی است که ثابت کرده قادر به وحشیانهترین اشکال جنایات جنگی و پاکسازی قومی و کشتارهای جمعی بدون پروا داشتن از مجازات خود است.
منبع: الخلیج
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....