تجربه دستیاری کارگردان در کنار کارگردانهای صاحب نام البته کمک کرده تا او در نخستین تجربه سینماییاش، ناشیانه رفتار نکند. تینا پاکروان پس از دستیاری کارگردانهایی مثل بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، فریدون جیرانی و... حالا اولین فیلمش را ساخته است. خانوم زندگی سه زن در سه خانواده مختلف را روایت میکند که هر یک مشکلات خاص و متفاوتی دارند. یکی زن ثروتمندی که با ورشکستگی شوهرش حالا حتی فرش زیرپا هم ندارد، دیگری طلبکاری است که برای طلبش بهدنبال شوهر قصه اول است و سومی کارگر آسیبدیده از کار در کارخانه شوهر قصه اول است. اما ارتباط زنها فقط از طریق کارشان نیست. همه نکته در این است که آنها همگی پای همسران خود ایستادهاند و با وجود مشکلات درونی و بیرونی، تنهایشان نگذاشتهاند. چنین فیلم زنانهای رنگ و بوی فمینیستی به خود نگرفته و بیش از هواداری از زن، برتر دانستن و نمایش بینیازی او از مرد، به انسانیت بها داده است. خانوم خستهکننده نیست، فضاهای داخلی خانه هر زن را با توجه به روحیه و نحوه زندگیاش متناسب به تصویر کشیده و نورپردازی مناسبی دارد که بویژه در قصه اول که بازی خاموشی و روشنایی دارد، خوب از کار درآمده. ریتم فیلم هم به تناسب هر قصه متفاوت است؛ قصه اول که ماجرای فرار شوهر ورشکسته را روایت میکند، ریتم پرشتابی دارد، در حالی که قصه آخر که زندگی کارگر معلول است، ریتم کندی پیدا میکند. موسیقی فیلم نیز بهدلیل آهنگساز بودن شوهر قصه دوم و ماجرای پیانویی که شوهر برای فروش گذاشته، تابعی از همین ابزار موسیقی است. بین بازیهای فیلم، سیامک انصاری بازی متفاوتی ارائه کرده است. به عبارت دیگر خانوم یک فیلم سه اپیزودی درباره آخرین نسل زنانی است که هنوز دوست دارند خانوم خطاب شوند. در اپیزود اول زنی جوان (شقایق فراهانی) تلاش می کند که همسرش (سیامک انصاری) در ایران بماند. در اپیزود دوم آهنگسازی جوان (اشکان خطیبی) بهدلیل اعتیاد به الکل اعتبار حرفهای اش را از دست داده و مشکلات مالی دارد و همسر فیلمنامهنویساش (اندیشه فولادوند) را آزار میدهد. در اپیزود سوم کارگری که متاهل است و دو فرزند دارد از دو دست فلج شده و همسرش با کار در بیمارستان خرج زندگی را میدهد. در هر کدام از این اپیزودها مردان نه لزوما موجوداتی بد که همسرانی پرچالش و مشکلدار تصویر شدهاند تا فداکاری، گذشت و زنانگی همسرانشان به اثبات برسد. البته در این سه قصه با تصویری یکدست از زنان مواجه نیستیم و حتی شکل روایت نیز متناسب با مقتضیات قصه، تفاوتهایی با هم دارد. مثلا اینکه فیلم روایت سه زن، سه زندگی و سه نوع رابطه زناشویی در سه منطقه از شهر است. کارگردان تلاش کرده تا تحلیل خود را از قهرمان زنش در سه طبقه بالا، پایین و متوسط به تصویر بکشد. به عبارت دیگر، کارگردان نقش زنانگی، همسر و مادر بودن را فارغ از موقعیت اجتماعی آنان برجسته کرده و نشان می دهد هریک از این زنان فارغ از تفاوتهای سطح زندگی و تفاوت در طبقه اجتماعی، سطح رفاه و دانش و آگاهی خود، واجد ویژگیهای مشترک هستند. ویژگیهایی که خانوم بودن آنها را اثبات میکند.
اگر شما مرد باشید قطعا از تماشای این فیلم نسبت به موقعیت زنان قصه موضعگیری منفی نمیکنید. کارگردان خیلی تلاش کرده در شخصیتپردازی، روایت و لحن قصه، جانب احتیاط و احترام را نگه داشته و زبانی همدلانه با جنس مقابل داشته باشد.خانوم از فیلمهایی است که با تصویر دیگری از بازیگران با آن مواجه هستیم؛ بویژه سیامک انصاری و امین حیایی که مخاطب آنها را بیشتر در ژانرکمدی و با طنازیهای فردیشان میشناسد، اما در اینجا تلخترین و جدیترین نقشها بر دوش آنهاست و هر دو هم خوب از پس نقش برمیآیند.
در فرهنگ ما بین خانوم بودن و خانم بودن یک تفاوت ظریفی وجود دارد که در این فیلم با نگاه هوشمندانه در دل قصه و در بستر قبض و بسطهای داستانی به آن پرداخته شده است. خانوم بودن یک احساس و درک فرهنگی از جنسیت است که یک زن را فراتر از جنسیت زنانهاش تعریف میکند. خانوم بودن یک احساس احترام برانگیز است و فیلم تینا پاکروان به همین دلیل قابل احترام است.
سیدرضا صائمی / جامجم