از میزان جسارتشان همین بس که اگر انسانی سر راهشان قرار گیرد، کوتاه نمیآیند که بماند، یورش هم میبرند به این موجودات دو پای مزاحم از دید خودشان و بخت با مردم تهران یار است که آنقدر درشت جثه شدهاند این جانوران موذی که امکان گذرشان از پاچه شلوار آدمها وجود ندارد و گرنه چه مضحک صحنههایی که در سطح شهر اتفاق نمیافتاد از تقابل موشها و آدمها.
موشها سالهاست در سطح شهر تهران آزادانه و بدون دغدغه مانور میدهند و شهروندان و بخصوص زنان و کودکان را میآزارند. همین چند روز پیش خود شاهد بودم موش سینه ستبری چنان به خانمی که در حاشیه خیابان 17 شهریور به انتظار تاکسی ایستاده بود حمله کرد و خود را به پایش کوفت که زن بیچاره تا مرز سکته رفت و برگشت و مرده و زنده شد از شدت ترس و وحشت. از شمالیترین نقطه تهران تا جنوبیترینش؛ از خیابان ولی عصر در میدان تجریش گرفته تا خیابان فداییان اسلام در میدان شوش، همه و همه این روزها در قرق موشهاست و رویتشان در حکم یک امر عادی و روزمره.
فارغ از آن که پایتخت ایران چه تعداد موش دارد، که این روزها خود مناقشهای شده میان مسئولان و کارشناسان، باید فکری کرد برای مهار، کنترل و در نهایت معدومسازی این ناقلان جورواجور امراض و بیماری. تهران چه 15 میلیون موش داشته باشد، چه 7 میلیون، چه یک میلیون و چه حتی یک جفت موش، مسئولان باید به جای مجادلات رسانهای و متهم کردن دیگران به سیاهنمایی، طرحی نو دراندازند برای پاکسازی معابر شهر از این موجودات سابقا کوچک و گنده شده امروزی، به صورت ریشهای. یک جفت موش برای آلوده شدن دوباره یک شهر کافی است، از بس که خانوادهدوست هستند و علاقهمند به زن و بچه و عاشق ازدیاد نسل، اجرای طرحهایی مانند طعمهگذاری شاید در کاهش تعداد موشها آن هم به صورت مقطعی موثر بوده باشد، اما در درازمدت موشها دوباره به خانههایشان بازگشتهاند قبراق و سرحال. پایتخت ایران به اندازه کافی از انواع و اقسام آلودگیها رنج میبرد؛ مسئولان ذیربط دستکم موشها را از این فهرست بلندبالا حذف کنند و دست از مناقشات رسانهای بر سر تعداد آنان بردارند. در این دوره و زمانه دیگر به گربهها یا به قول موش کوچولوهای عروسکی فیلم شهر موشها «اسمشو نبر»های پایتخت هم امیدی نیست که همه دمبریده شدهاند و بیحال و ویلان و سرگردان میان زبالههای شهری.
محسن محمدی / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)