این دیدگاه البته از جهاتی قابل تامل است، اما وقتی برآیند اجتماعی فوتبال به نسبت خیلی از رشتههای ورزشی بیشتر است، نباید همه ضعفهای ناشی از مدیریت و برنامهریزی برای توسعه فعالیتها در رشتههای ورزشی را به گردن فوتبال انداخت. از اینروست که خلاقیت و ابتکار عمل فدراسیونهای ورزشی برای فاصله گرفتن از فوتبال و خارج شدن از زیر سایه تبلیغات این ورزش در رسانهها، اهمیت خود را پیدا میکند.
در همین بازیهای آسیایی برای اخبار ورزشکاران برخی رشتهها، فدراسیونهای مربوطه همکاری لازم را با خبرنگاران جامجم نداشتند. آنها یا در دسترس نبودند یا اطلاعاتشان از شرایط ورزشکاران خود در اینچئون کم بود. روابط عمومیهای برخی فدراسیونها برای دادن شماره تلفن قهرمانان خود ابا داشتند و آن را منوط به هماهنگی با مسئولان بالادستی میدانستند.
با وجود این رسانهها با رویکرد به عزم و اراده ملی ورزشکاران در گرفتن سکوهای قهرمانی و ایجاد شور و نشاط اجتماعی وظایف خود را انجام دادند، اما ادامه دادن به حضور قهرمانان در رسانهها برعهده خود فدراسیونهای ورزشی است. این رویکرد را باید از چند منظر بررسی کرد؛ نخست معرفی و آشنایی مردم با قهرمانان خودشان است. قهرمان در جامعه ورزشی باعث کوشش و زایش میشود. خیلیها با دیدن قهرمان خود در عرصههای جهانی همذاتپنداری کرده و همراه با قهرمان بر سکوی افتخار، احساس غرور میکنند.
جامعه ورزشی که از وجود قهرمان تهی شود، بالطبع مردم را از حضور جهانی سرخورده میکند. وقتی نجمه خدمتی در تیراندازی طلا گرفت، مردم به واسطه طلای قهرمان خود، تیراندازی را بیشتر شناختند و همین طلا با قهرمانش میتواند تالارهای تیراندازی را با حضور نوجوانان و جوانان علاقهمند و مستعد پرکند.
بنابراین از نتیجه خوب به یک برآیند اجتماعی مناسب میرسیم و اینجاست که فدراسیونهای ورزشی بهجای قیاس خود با دیگر رشتهها باید فرآیند توسعه در ورزش قهرمانی را تعریف کنند و به تمام ابعاد رشد و پیشرفت رشته ورزشی بین مردم و دنیای قهرمانی توجه داشته باشند.
امروز برای قهرمانان دوچرخهسواری، تیراندازی با تیروکمان و رشتههای ورزشی که کسی انتظار مدالآوری قهرمانان آنها را در بازیهای اینچئون نداشت، آستین بالا بزنیم تا جامعه ایرانی با دیدن قهرمانانش بیشتر لذت ببرد.