«حرف مرد یکی است» یکی از همین انگارههای نسبتا فراگیر بیریشه و در ظاهر اخلاقی است. این از آن جملههای بیمنطق و فاجعهآمیزی است که جز بدبختی چیز دیگری در پی ندارد.
کاری که حرف مرد یکی است میکند پشتوانه اخلاقی درست کردن برای لجاجت، نپذیرفتن اشتباه و ناتوانی در اصلاح خود است.
چه جنگهای بزرگی راه افتاده و همین الان هم در جریان است، چه خونهایی که بیدلیل ریخته شده و امروز هم ریخته میشود، چه قهرهایی که سالیان متمادی دوام آوردهاند و چه زندگیها و خانوادههایی فروپاشیده و ورشکستگیهای اقتصادی و شغلی که رخ دادهاند و دلیلی جز این ندارند که در برابر اشتباه، کسی به ذهنش خطور کرده بگوید حرف مرد یکی است و اشتباهی کوچک را اصلاح نکند.
از نتایج بد فرهنگی این جمله بظاهر ساده این است که مردان اشتباه نمیکنند. این اشتباه نکردن یا جایزالخطا نبودن مرد، چیزی جز گرفتاری اضافی و مسئولیت بیهوده برای او در بر ندارد. اینکه یک آدمی در زندگی مجبور باشد هر چه میگوید یا هر راهی را که شروع میکند به واسطه جنسیت خود تا انتها ادامه بدهد، یکی از آزاردهندهترین کارهای جهان است. در جملههایی از این دست فقط زنان نیستند که تحقیر میشوند، ماجرا وجه دیگری هم دارد.
مصیبت روبهرو شدن با مردی که خطاهایش را نمیپذیرد تنها جنس مخالف را آزار نمیدهد، بلکه اینجا حق خود مردان هم تضییع میشود، آنها از این موهبت که احتمال اشتباه کردنشان توسط دیگران به رسمیت شناخته شود، محروم میشوند.
از این گذشته تمایل طبیعی آدمی به آسایش بیشتر و درد کمتر است که با حرف مرد یکی است وارونه میشود.
مسئولیتی که بر اثر حرف مرد یکی است روی دوش آدمها قرار میگیرد و آنها را با خودشان در محذوریت قرار میدهد، هم درد را بیشتر و هم آسایش را کمتر میکند.
باید این لجبازی غیرمنطقی و مقاومتی که در خیلی از موارد راه به تباهی میبرد را به فراموشی سپرد.
تنها آدمهای ساده لوح و بیبهره از طعم زندگی که تنوع و تغییراتش را درک نکردهاند، میخواهند حرفشان یکی باشد.
آدم باهوش، آدمی است که میتواند تغییر کند، تصمیمش را تغییر دهد و اشتباهات خود را بهطور مداوم اصلاح کند.
سهراب شکیب
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)