در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سیامک پسر بزرگ خانواده است وتنها یک برادر چهارده ساله دارد؛ برادری که امیدوار است خطای او را تکرار نکند. این جوان که برای اولین مرتبه دستگیر شده، اتهام زورگیری را در پروندهاش دارد. خودش میگوید فقط از دو نفر زورگیری کرده، اما تعداد شاکیان او بیشتر است.
او میگوید: درسم خوب بود، اما کلاس اول دبیرستان موقع امتحانات بدجوری مریض شدم و نتوانستم به مدرسه بروم بعد از آن وقتی به مدرسه رفتم امتحانات تمام شده بود و به من گفتند باید دوباره سال بعد در همین کلاس بمانم، من بعد از آن دیگر به مدرسه نرفتم و ترک تحصیل کردم.
پسر جوان بعد از رها کردن تحصیل تصمیم گرفت، مشغول به کار شود.
او میگوید: شغل آرایشگری را انتخاب کردم و در یک مغازه بهعنوان شاگرد مشغول شدم. پنج سال در مغازههای مردم کار کردم تا اینکه بالاخره توانستم مغازه خودم را راه بیندازم و برای خودم کار کنم.
سیامک به درآمدی که داشت قانع نبود و همین هم باعث شد وارد کار خلاف شود. او توضیح میدهد: من همهجور مشتری داشتم. چند نفری از آنها سارق بودند. وقتی به مغازهام میآمدند پولهایشان را میشمردند و همین باعث شده بود من وسوسه شوم. همیشه میدیدم آنها پول زیادی دارند، برای همین تصمیم گرفتم من هم این کار را امتحان کنم. موضوع را با یکی از دوستانم که سرباز است در میان گذاشتم و او هم قبول کرد با من همکاری کند.
متهم، شگرد زورگیریهایشان را اینطور شرح میدهد: دوستم راننده بود و من هم بهعنوان مسافر سوار همان ماشین میشدم، بعد مسافران تنها را سوار میکردیم. وقتی به جای خلوتی میرسیدیم من با تیغه شکسته قیچی آنها را تهدید میکردم و اموالشان را میگرفتم. ما فقط از دو نفر سرقت کردیم و چیز زیادی به دست نیاوردیم. ما فقط دو گوشی تلفن همراه گرفتیم که هر کدام را حدود 20 هزار تومان فروختیم. یک انگشتر طلا هم دزدیدیم که گم شد. یک دستبند هم سرقت کردیم که معلوم شد استیل است و به درد نمیخورد. درواقع چیزی به دست نیاوردیم و فقط به این دردسر افتادیم.
متهم ادامه میدهد: من تا قبل از اینکه وارد چنین کاری شوم ورزش میکردم و درآمد مغازهام را هم داشتم. میخواهم بعد از اینکه آزاد شدم، هم ورزش را ادامه بدهم و هم کارم را جدی
بگیرم.
دیگر دنبال خلاف نمیروم، همین یک بار هم فقط میخواستم امتحان کنم ببینم سرقت چه جوری است. این اولین و آخرین بار بود. مشتریانم من را وسوسه کردند، وگرنه هیچ وقت به این فکر نمیافتادم و الان بشدت پشیمان هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: