حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به عنوان نمونه برخی انیمیشنهای تبلیغاتی آنقدر حرفهای ساخته میشود که به لحاظ تکنیکی با برترین انیمیشنهای روز دنیا رقابت میکند یا در برخی از آنها گروههای حرفهای و کاربلد موسیقی وظیفه ساخت و اجرای موسیقی را برعهده دارند. شاید در بسیاری از تیزرهای تبلیغاتی نامی از گروههای موسیقی یا آهنگسازان و نوازندگان برده نشود و تصویری از آنها به نمایش درنیاید، اما سطح کیفی برخی از این آثار از همراهی هنرمندان چیرهدست با تولیدکنندگان تیزرهای تلویزیونی حکایت دارد و در موارد معدودی این حضور و همکاری در تیزر ساخته شده به نمایش درمیآید. به عنوان نمونه در تیزر تبلیغاتی یک چای، گروه نوازندگان که از قضا یکی از گروههای حرفهای و حتی شناخته شده موسیقی هستند، مقابل دوربین ظاهر میشوند و به روند تبلیغ محصول موردنظر کمک میکنند و از این منظر برای شهرت و محبوبیت گروه نیز بهره میجویند. صرفنظر از اینکه آیا حضور هنرمندان و گروههای هنری در تبلیغات محصولات تجاری نشان از افول هنر دارد یا نویدبخش رشد و رونق آن است، میتوان تبلیغات تلویزیونی را فرصتی برای کشف ظرفیتهای کمتر مطرح شده یا ناشناخته دانست؛ به عبارتی برنامهسازان تلویزیون میتوانند از ظرفیتهای تازهای که در تبلیغات تلویزیونی مورد بهره قرار میگیرند از راهکارهای تعریف شده در امر برنامهسازی استفاده کنند. شاید کیفیت انیمیشنهای تبلیغاتی تلویزیون این تردید را ایجاد کند که احتمالا در داخل کشور ساخته نشدهاند، اما حضور یک گروه موسیقی و هنرنمایی آنها در یک تبلیغ تلویزیونی نقطه ابهامی ندارد و برنامهسازان هم میتوانند به سراغ این گروهها رفته و از آنها در برنامههای تلویزیونی بهره بیشتری بگیرند. صد البته حضور در یک برنامه جدی تلویزیونی برای گروههای کاربلد که نیاز به معرفی بیشتر دارند، یک فرصت مغتنم است و حتما آنها هم از این اتفاق استقبال خواهند کرد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....