در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حس و حال و رفتاری که آن رفتار را دوست دارید. منظورم رفتار خاصی نیست، همان اعمال روزمره و رفتارهای ساده است. اگر کسی بپرسد چرا فلانی را دوست داری، چرا دوست داری بیشتر او را ببینی، احتمالا جملات مشخصی برای گفتن پیدا نمیکنی. فلانی را همینجوری بدون دلیل دوست داری. نمیتوانی کلمات یا جملههایی منطقی بگویی و حتی گفتن از آن احساسی که داری ساده نیست، چون رازآلود و مبهم است. شنیدهاید میگویند فلانی ملیح است. ملاحت در فرهنگ شفاهی آدمها همین زیبایی پنهان و فراتعریفی است. زیبایی مرسوم و بدیهی و کمال غیر قابل خدشهای در کار نیست، اما نمکین است، خواستنی است. ملیح در لغت یعنی نمکین بودن، خوش رو بودن و ما به کسی میگوییم که چیزی افزون بر زیبایی دارد. حال این فقط وصف معشوق نیست. این وصف یک اثر هنری هم هست. مثالم فیلم لیلاست و دعوتتان میکنم که حتما دوباره سری به این فیلم داریوش مهرجویی بزنید.
این فیلم ساده است. اما ژرف، حال خوبی دارد که نمیتوانی دوستش نداشته باشی. قصه از خود گذشتگی یک زن و دلدادگی آرام و متین اوست. فیلمی که لیلا حاتمی را به سینمای ایران هدیه داد و برای همیشه سایه خود را بر چشمان این بازیگر نگه داشت.
لیلا حاتمی نقشهای زیادی پس از آن بازی کرد و جوایز مهمی گرفت اما با همه نقشها و جوایز باز هم چیزی از لیلای مهرجویی را در خود نگه داشت که هنوز حتی اگر نقش سیمین را بازی کند آن را در چشمانش میبینی. حتی وقتی ترجمه میکند، مثلا فیلمنامه درخشان «گرترود» کارل تئودور درایر را، باز هم انگار لیلای مهرجویی را در کلمات درایر، از خود به جا میگذارد. رَنگ و رِنگ و ظیفه خود میداند تا در آگهیهای بعد باز هم به لیلای مهرجویی برگردد، چرا که از آن فیلم چیزهای زیادی برای آگهی کردن هست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: