عوض زور زدن برای سرودن شعرهای دست و پا شکسته، همون طور که با بقیه حرف میزنی حرف دلت رو بنویس و بفرست)- فاطمه شیرزاد از روستای دولتآباد اردبیل- نگین جوزدانی از تهران- هانیه از اهواز- پویا- نیلوفر- الی از اراک- صفا افشار 16 ساله از اهواز- دریاچه نقرهای (اگه قویتر از قبلی باشه... اییی...! بفرست! ولی حتما یه چیا داشته که جاش رو مطالب بهتر گرفتهن)- شیمیدان از ساوه- ژیژی از کرج- محمود بلیغیان- کیمیا 17 ساله- پردیس- سراب سرد از قائمشهر- صبا 15 ساله از کرمانشاه- عطا از خوی (خیلی ممنون از لطفتان به نشریه خودتان)- محمدپور (درخواستتان را به مسئول صفحه مربوط منتقل کردیم)- کاکتوس نارنجی- سمیرا زارع از سردرود- مهرداد 69- محدثه 18 ساله از کوههای زاگرس (فعلا امکان عملی کردن همچین پیشنهادی نیست وگرنه خیلی وقت پیش زده بودیم تو رگ!)- رحیم روشنی از کوهدشت- سارا از تهران (ها؟ با من بودی؟ اذیت؟ کی؟ چی؟ کِی؟ کجا؟ هوم؟!)- آسمون صورتی (مامانبزرگم گفت: این نوه من یادش نمیاد چی به چیه، ولی اگه حس میکنی کوتاهی کرده بیا خودم وردنهم رو بهت قرض میدم عوض اینکه دندونات رو به هم فشار بدی و خرج دندونپزشکی بیفته رو دستت، با همین وردنه همچی بکوب ملاج نوهم که تمام دندوناش یهو بریزه و بری واس خودت دندون مصنوعی مفتی درست کنی! میگه دیگه تنها کاریه که از دستم برمیاد!)- شب جنگلبان (بهبه... سرکار علیه محترمه! از این ورا؟ اگه بدونی چقد خوشحال شدم که ایمیلت رو خوندم... نمیدونی که! اگه بدونی چقدر ناراحت شدم که رشته مورد علاقهت قبول نشدی... نمیدونی که!)- امید بچه بیستوچن ساله از کرج- جوجه اردک زشت از قائمشهر- علیرضا ماهری- مجتبی افشاری (خب خب خب... همینکه پشیمون کردی و همچنان هستی، دو گوشۀ لب خیام رو به دو تا بناگوشش دوختی رفت پی کارش از خوشحالی!)- سینا حسینزاده از تبریز- مربی تنها از فولادشهر