آنها بر این ادعایند که گروههای مقاومت فلسطین ریشه این حملات بودهاند و در صورتی که مقاومت خلعسلاح شود، حملات پایان میپذیرد. حلقه تکمیلی این ادعاها را تحرک غربیها تشکیل میدهد که ادعا دارند مقاومت غزه، گروهی تروریستی است که باید با آن مقابله شود. حال این سوال مطرح است که آیا واقعا با خلعسلاح مقاومت و سازش آنها با رژیم صهیونیستی، تجاوز و جنایات این رژیم پایان مییابد یا اینکه این ادعا صرفا بهانهای برای توجیه جنایات صهیونیستهاست؟ پاسخ به این پرسش را در تحولات قدس و کرانه باختری میتوان مشاهده کرد. کرانه باختری با محوریت تشکیلات خودگردان از زمان امضای توافقنامه اسلو در مسیر سازش با صهیونیستها قرار گرفته و بیست سال است که این مذاکرات ادامه یافته در حالی که ساکنان کرانه باختری از داشتن هرگونه سلاح منع شده و با آنها برخورد میشود.
در طول این بیست سال کارنامه کرانه باختری و قدس نکات قابل توجهی را آشکار میسازد. بیش از 5000 نفر از ساکنان این مناطق در بدترین شرایط در زندانهای رژیم صهیونیستی به سر میبرند. صهیونیستها هر روز مصوبات جدیدی برای شهرکسازی در کرانه باختری و قدس تصویب میکنند که نتیجه آن تخریب خانهها و آوارهسازی ساکنان این مناطق و گسترش اراضی صهیونیستنشین بوده است. در قدس، صهیونیستها نابودی آثار اسلامی و مسیحی مسجدالاقصی را اجرا میکنند به گونهای که نهادهای بینالمللی رسمی بر خطر نابودی این مکان مقدس اذعان کردهاند، صهیونیستها دهها مسجد را تخریب و حتی حرم ابراهیمی را غصب کرده و بهدنبال نابودی سایر اماکن مقدس هستند، تخریب مزارع و زمینهای کشاورزی فلسطینیان با تحریک شهرکنشینان، آتش زدن، ساخت دیوار حائل، قطع آب و استفاده از مواد سمی و شیمیایی بشدت اجرا میشود، اخراج و کوچ بادیهنشینان نقب از جمله گستردهترین اخراج فلسطینیهاست که اجرا میشود. ممنوعیت حضور در مسئولیتهای مهم و تبدیل فلسطینیها به شهروندان پست، تصویب قوانین نژادپرستانه و اعمال آنها برای تحقیر و کوچ دادن اجباری فلسطینیها، قبضه کردن منابع اقتصادی کرانه باختری و استفاده از ابزار اقتصاد برای اعمال فشار بر فلسطینی و... فقط بخشهای کوچکی از حقایق جاری درکرانه باختری است. رفتار صهیونیستها در قدس و کرانه باختری که هیچ سلاح در آن وجود ندارد نشان میدهد که برای صهیونیستها، واژهای به نام حقوق فلسطینی وجود ندارد و صرفا یک اندیشه را پیگیری میکنند و آن نابودسازی تمام فلسطینیها و اشغال سرزمین آنهاست.
مجموع تحولات چند دهه اخیر کرانه باختری و قدس اثباتگر این حقیقت است که ادعای کشتار غزه بهدلیل سلاح مقاومت امری واهی است و در صورتی که غزه تسلیم صهیونیستها شود و تمام سلاحهای مقاومت نابود گردد نه تنها ذرهای از جنایات صهیونیستها، کاسته نخواهد شد بلکه به عناوین مختلف نسلکشی در غزه و در نهایت اشغال کامل این منطقه را با کشتار 1.5 میلیون فلسطینی اجرا خواهند کرد.
حال این پرسش مطرح است که راهکار، چیست و فلسطینیها چه اقداماتی میتوانند صورت دهند؟ پاسخ به این پرسش را در رفتارهای بینالمللی در قبال تحولات فلسطین میتوان مشاهده کرد. در طول بیست سال اخیر که تشکیلات خودگردان به سازش با صهیونیستها پرداخته، ملتهای جهانی واکنشی به مساله فلسطین نداشته و حمایت خاصی از سازش نکردهاند.
در طول جنگهای 22 روزه و 8 روزه غزه و حملات اخیر صهیونیستها به این منطقه، سراسر جهان در حمایت از مقاومت مسلحانه فلسطینیها و محکومیت جنایات صهیونیستها به خیابانها آمدهاند. واکنشهای جهانی نشان میدهد که ملتها، مقاومت را تروریسم ندانسته و مقاومت مسلحانه را راهکاری برای نجات فلسطین میدانند.بر این اساس راهکار فلسطینیها برای خروج از وضع کنونی، تقویت مقاومت در غزه و کرانه باختری است که انتفاضهای سراسری را رقم خواهد زد.
اکنون مقاومت مسلحانه در غزه فعال است و کرانه باختری در قالب تظاهرات و پرتاب سنگ به مقابله با دشمن میپردازد. تجهیز کرانه باختری به سلاح و تکرار آنچه در غزه صورت گرفته در این منطقه میتواند مولفهای مهم برای نابودی دشمن و احقاق حقوق فلسطینیها باشد. اقدامی که جهانیان با برگزاری باشکوه روز قدس بر آن مهر تائید زده و حمایت خود را از مقاومت مسلحانه غزه اعلام داشتند.
قاسم غفوری / جامجم