اگر به اطرافمان نگاه کنیم ، با افرادی برخورد می کنیم که زندگی بسیار آرام و خوبی دارند و افرادی نیز هستند که با وجود این که سعی می کنند خود را آرام نشان دهند، وجودشان مملو از آزردگی و خشم است.
کد خبر: ۶۹۹۵۵
گاهی اوقات با خود فکر می کنیم تفاوت میان این دو گروه چیست ؛ چرا برخی افراد آنقدر خوشبخت هستند که انگار در زندگی همه چیز بر وفق مرادشان است اما برخی دیگر هیچ نقطه مثبتی در زندگی مشترک و همسرشان نمی یابند. آیا واقعا مشکلات فقط متعلق به عده خاصی است یا این که نگرش همسران و شیوه برخوردشان با یکدیگر خوشبختی را رقم می زند؛ آیا می توان انتظار داشت که همسرمان کاملا مطابق میل ما رفتار کند؛
اگر این گونه نشد، آیا باید از شخص مقابل مایوس شویم یا فکر کنیم انتخابمان اشتباه بوده و شخص مناسبی را برای خود انتخاب نکرده ایم ؛صاحب نظران معتقدند انسان به دلیل پیچیدگی های روحی و فکری اش هرگز به طور کامل قابل پیش بینی نیست.
جالب است بدانید افرادی که در 2-3سال اول زندگی مشترک از یکدیگر جدا می شوند، فقط 50درصد یکدیگر را شناخته اند. اکثر افراد تصور می کنند مشکل آنها نداشتن علاقه است.
در صورتی که مساله اصلی عدم برخورداری از مهارت های لازم برای کنترل اختلافات است.نمی توان توقع داشت که دو نفر با دونگرش و رفتار دقیقا مانند هم بوده و یک جور عمل کنند. اگر هم بر فرض محال چنین شود، شیرینی زندگی مشترک از بین می رود، زیرا زن و شوهر مکمل یکدیگرند. اما می توان توقع داشت که به یک جهت نگاه کنند. یعنی هدف مشترک داشته باشند و آن هدف نیز رسیدن به تفاهم و صمیمیت بیشتر در زندگی باشد.
تصور کنید شما و همسرتان بر سر موضوعی با یکدیگر دعوا کرده اید. آنچه میان طرفین رد و بدل شده تعدادی کلمات ، برخی اشارات و حرکات صورت و بدن و نکته بسیار مهم فکرخوانی و تفسیرات شخصی هر یک نسبت به دیگری است که گاهی اوقات شما را تبدیل به یک نارنجک آماده انفجار می کند.
گاهی اوقات ما بدون این که متوجه باشیم بارها و بارها با یک شیوه نادرست با همسرمان سر مسائلی مانند تعمیر لوازم منزل ، صحبت مادر همسرمان ، ساعت رفتن به مهمانی و... بحث و دعوا می کنیم ؛ اما فایده ای ندارد. آیا تا به حال فکر کرده اید چرا؛ازدواج یک بیماری نیست که به درمان آن بپردازیم.
اکثر افراد به جای درمان روان شناسانه نیاز به یادگیری مهارت های ارتباطی با همسرشان دارند. در حال حاضر بسیاری از کشورها یکی از مباحث اصلی روانشناسی خود را به شیوه های کنترل و مدیریت رابطه زناشویی اختصاص داده اند.
زیرا فروپاشی رو به افزایش خانواده ها زیربنای فروپاشی جوامع را تشکیل می دهد. هر شخصی بسته به شخصیتی که دارد برخی اعمال و رفتارها را می پسندد و از برخی دیگر بدش می آید. از نظر ما چیزهایی درست و چیزهایی اشتباه است.
این اختلاف نظرات طبیعی است اما آنچه در انتهای مشاجرات میان زوجها باقی می ماند و مشترک است احساس رنجش ، خشم و عصبانیت است.
پس باید در این مورد آموخت و دانست چه موقع و چگونه باید اعتراض کرد، چه وقت باید سکوت کرد و چه زمانی برای ابراز علاقه مناسب است تا بیشترین پیشرفت را در زندگی زناشویی داشته باشیم.
حتی مشکلات شدید میان همسران ریشه در تفکر و نگرش دارد یا به عبارتی گاهی اوقات صرفا به دلیل تعبیر و تفسیرهای نابجای ما ایجاد می شود.انسان ها وقتی وارد زندگی مشترک می شوند، نقشهایی را می پذیرند.
نقشهای جدید است که باید دلخوش کننده و لذت بخش باشد تا دوام یابد. کلید این مهارت نیز در یادگیری است.
تقویت مهارت ها
خودشناسی: هر چیزی در زندگی مشترک قابل بحث و تبادل نظر است به شرطی که اعتماد و اطمینان را تبدیل به حمایت قلبی کنیم تا بحثها به نتیجه برسد و این مهم نیز جز از طریق افزایش آگاهی و اهمیت به خود و صداقت با خود حاصل نمی شود.
علت تاکید بر کلمه "خود" نیز اهمیت خودشناسی است. ما باید خودمان ، ارزشهایمان و اهدافمان را بشناسیم تا بتوانیم راجع به آنچه می خواهیم بکنیم و آنچه باید بکنیم با همسرمان صحبت کنیم. اگر خواسته های خود را مطرح نکنید، چگونه انتظار برآورده شدنشان را دارید؛
ارزیابی اعمال: چنانچه ما از تاثیر و بازتاب گفته ها، احساسات ، خواسته ها و رفتار خود آگاه باشیم بهتر می توانیم نقاط قوت و ضعف خود را ارزیابی کرده و خود را اصلاح کنیم.
می توانیم با قرار دادن خود به جای همسرمان به تعدیل افکار و اعمالمان بپردازیم و با انصاف و عدالت بیشتری برخورد نماییم که نتیجه آن نیز صمیمیت بیشتر است. برای شروع سعی کنید انعطاف پذیری و تحمل خود را افزایش دهید.
زبان ، موهبت الهی: ما از طریق زبان و با کلمات می توانیم هدایای ارزنده ای به یکدیگر بدهیم که با پول نمی توان آنها را خریداری کرد. هدایایی مانند دلگرمی ، محبت و امیدواری.
با انتخاب کلمات مناسب و غیرگزنده می توان تغییرات عمیقی را در روابط دو طرفه ایجاد کرد. بعضی افراد تصور می کنند اگر از چیزی ناراحت هستند باید حرفهایی بزنند که طرف مقابل را نیز به آتش بکشند.
این افراد هرگز از بحث و مشاجره خود نتیجه ای نمی گیرند و از همه مهم تر این که اگر امیدی برای رسیدن به هدفشان وجود داشت نیز با این کار از بین می رود. می توان همسر را به زندگی مشترک دلگرم کرد و شعله گرم محبت را در دل او روشن نگاه داشت یا باعث ناامیدی و تنفر وی شد. با کلمات و حرکات مناسب همسرمان از خواسته های ما آگاه شده و بهتر به ایفای نقش خود می پردازد.
خوش بینی: اگر بتوانیم خود را عادت دهیم که نخستین زاویه دیدمان مثبت باشد در بسیاری از موارد تفسیر بهتری از حرکات و گفتار و رفتار همسرمان کرده و شاید اصلا زمینه ای برای کشمکش ایجاد نشود.
مبنای خوش بینی نیز اعتماد است. پس با تقویت اعتماد خوش بینی را نیز در خود افزایش دهیم. به یاد داشته باشید که خوش بینی نیاز به تمرین دارد.
باور کنیم که اگر ما خوش بینانه تر برخورد کنیم در بسیاری از موارد همسرمان نیز تغییراتی در خود داده و بیشتر مایل به تامین نظرات ما خواهد شد.
گوش دادن و همدردی: مشکلات وقتی حل می شوند که مطرح شوند. در برخی خانواده ها زوجین حتی حاضر به شنیدن نظرات یکدیگر نیستند.
در چنین شرایطی است که دلخوری ها روی هم انباشته شده و نهایتا ما را مانند یک دیگ بخار منفجر می کنند. در چنین شرایطی طرفین مدام در موضع دفاعی و انتقادی هستند. در صورتی که بسیاری از مشاجرات و دعواها با چنددقیقه صحبت از بین می رود. همین که طرف مقابل به ما اطمینان خاطر می دهد که احساسات ما را درک کرده و از ناراحتی و دلخوری ما متاسف است بسیاری از روابط را تازه و شاداب می کند.
توجه: تمامی انسان ها نیاز به توجه و محبت دارند. اگر ما بتوانیم به خواسته ها و علایق همسرمان توجه کافی کنیم ریشه بسیاری از ناسازگاری ها را خشکانیده ایم.
خانمی می گفت من یکبار به همسرم گفتم که نوع خاصی از بستنی را دوست دارم. همسرم هر وقت از مسیر خاصی به منزل برمی گردد که آن بستنی فروشی در مسیرش است برایم از بستنی مورد علاقه ام می گیرد. من عمق علاقه و توجه او را نسبت به خود دریافته ام و حاضرم هر کاری برای خوشحالی اش انجام دهم.
نکته اینجاست که برای این خانم خوردن بستنی مورد علاقه اش هدف نیست بلکه بهانه ای است تا علاقه شوهرش را حس کند. و انگیزه ای برای علاقه بیشتر وی می شود.
لحن آمرانه دشمن آرامش است: اگر به جای تحکم از همسرمان درخواست کنیم بسیاری از دعواها تبدیل به بحثهای شیرین می شود.
وقتی خواسته های خود را در قالب درخواست و پرسشهای مودبانه با عباراتی نظیر آیا می توانم ازت خواهش کنم که... یا ممکن است...؛ و لطفا... مطرح کنیم نتیجه به مراتب بهتر و موثرتر خواهد بود.
قدردانی فراموش نشود: به طور حتم همسرمان نکات مثبت و ارزشمندی دارد که بتوانیم گاه گاهی به آن اشاراتی داشته باشیم. گاهی اوقات ما انتظاری از همسرمان داریم که برآورده نشده است.
بهتر است به او اطمینان دهیم که قصد انتقاد و سرزنش نداریم و می دانیم که قصد آزار ما را نداشته است و مایل به برآوردن خواسته های ماست اما در یک مورد خاص نتوانسته ، نخواسته یا فراموش کرده کاری را انجام دهد. و دلیلش را که ممکن است خودمان باشیم از او بپرسیم.
در غیر این صورت احساس می کند که او را مقصر و محکوم می کنیم و حالت دفاعی به خود گرفته و در نهایت در مقابل تقاضای هر چند منطقی ما نیز ایستادگی می کند.
قوانین کنترل بحث
وقتی گوینده هستید در مورد خودتان صحبت کنید.
به جای «تو این کار را نکردی» بگویید «من این طور دوست دارم». مختصر صحبت کرده و به طرف مقابل نیز اجازه اظهارنظر بدهید.
در مقام شنونده آنچه گفته می شود بشنوید نه آنچه انتظار دارید یا تفسیر می کنید. به پیغام نهان توجه کرده و اصل مطلب را بگیرید.
با خوردن یک فنجان چای یا یک بشقاب میوه یا با طرح یک موضوع جالب یا خنده دار فضای آرامی را ایجاد کرده و با آرامش صحبت کنید. با صحبت در مورد آنچه هر دو دوست دارید و می پسندید و یا تشکر و قدردانی از یک رفتار مثبت همسرتان شروع کنید تا همسرتان مایل به شنیدن ادامه صحبت باشد.