حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
غافل از اینکه در یک توسعه چندوجهی و پایدار در فوتبال نیاز است به همه این مقولهها با یک نگاه جامع پرداخته شود یعنی فوتبال ما به همان اندازه که به نتیجه گرفتن و تثبیت موقعیت کنونی خود در فوتبال جهان نیاز دارد، به همان اندازه هم نیاز دارد به تقویت ساختارها بپردازد و زیرساختهای فوتبال را گسترش دهد. فوتبال ایران به همان اندازه که به تزریق دانش روز فوتبال جهان (به هر وسیلهای که فقط یکی از آنها استخدام مربی خارجی کارآزموده و بزرگ است) محتاج است، به همان اندازه باید روی تربیت نیروی انسانی کارآزموده و بزرگ تمرکز داشته باشد. غفلت از هر یک از موارد در بهترین حالت به یک توسعه ناهمگون و شاید مقطعی منجر میشود.
اگر کانون مربیان ایران را بتوان نماینده مربیان ایرانی دانست، کانونی که در نهایت ماموریت خود را دفاع از مربیان ایرانی و اثبات تواناییهای آنها میداند، شاید بهتر باشد به آنها متذکر شویم این کانون برای به سرانجام رساندن این ماموریت، راه بسیار آسانتر و رساتری نسبت به بیانیه نوشتن در اختیار دارد. لیگ برتر ایران در راه است. سی و چند مربی ایرانی فرصت دارند که اثبات کنند چه چیزی در چنته دارند و میتوانند رقیب مربیان خارجی باشند. بیانیه نوشتن و دفاع را به عهده ما روزنامهنگاران بگذارند و در شروع لیگ آنچنان وارد شوند که هیچ قلمی نتواند انکارشان کند.
مربیگری شغلی است که هفته به هفته میتوان با 90 دقیقه بازی با مردم صحبت کرد. با زبان شوت و گل و پاس خیلی راحتتر میشود اثبات کرد که میتوان به مربیان ایرانی اعتماد کرد.
حالا که برخلاف تصور پیش از جام جهانی عملکرد تیم ملی به گونهای بود که نهتنها سبب فوتبالگریزی در جامعه نشد، بلکه مردم اکنون با یک علاقه جمعی همه به تماشای لیگ مینشینند. چه خوب است مربیان ایرانی هم از این فرصتی که بیش از 30 هفته در اختیارشان است، نهایت استفاده را ببرند و نحوه عملکردشان به گونهای باشد که از درون آن اعتماد خیزد. فوتبال ایران در اعتماد به مربیان ایرانی خساست ندارد. علی دایی و امیر قلعهنویی بعد از قهرمانی سرمربی تیم ملی شدند و حسین فرکی هم گزینه تیم ملی شد. فقط آنها باید در زمین فوتبال تواناییهای خود را اثبات کنند؛ این منطق ساده فوتبال است.
افشین خماند / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....