حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جامجهانی فوتبال در حالی روزهای حساس خود را سپری میکند که با حذف سوئیس و آمریکا تعداد تیمهای باقیمانده در این عرصه به هشت تیم تقلیل یافته است و البته مطابق پیشبینیها تیم ایران جزو همان ریزش اولیه 16 تیمه بود و باید سالها و شاید دهها سال برای رسیدن به جمع هشت تیم برتر دنیای فوتبال صبر کنیم، چون خانه از پای بست ویران است. فوتبالی که دستش جلوی دولت و کمکهای میلیاردی مستقیم و غیرمستقیم آن دراز است، با فساد مالی دست به گریبان بوده و اجزای آلوده بسیاری برای بهرهمندی از این گردش مالی بالا در آن ورود کردهاند، فوتبالی که به زحمت تعداد باشگاههای سرمایهگذار در فوتبال پایه در آن به تعداد انگشتان دست میرسند و به طور کلی فاقد ساختار استاندارد حرفهای روز دنیاست، چگونه میخواهد به صرف هزیه میلیاردی برای ویترین خود که همان تیم ملی است، همه چیز را درست شده بپندارد؟ اساسا مگر چنین چیزی ممکن است؟
این روزها در حالی جو سنگینی برای تمدید قرارداد با کارلوس کرش به راه افتاده است که انگار نه انگار تا همین چند وقت پیش انواع و اقسام انتقادها متوجه این مربی پرتغالی میشد و همه او را به لج بازی و نادیده گرفتن شایستگانی چون مهدی رحمتی متهم میکردند؟ و البته انواع اتهامات دیگر که جای گفتن آنها در این مطلب نیست، اما حالا کار به جایی رسیده است که اگر امروز بانگ انتقاد علیه فضای شکل گرفته برآید، چنان علیه آن صدا هجمه راه میافتد که انگار نباید جز گل به روی کرش آورد.(مانند هجمهایکه بر علیه کانون مربیان و مجید جلالی راه افتاد). کسانی که تا دیروز بازیکنان را به خاطر دریافتهای میلیاردی زیر سوال میبردند حالا خیلی راحت میگویند دولت(وزارت ورزش) پول میلیاردی مورد نظر کرش(16 تا 18 میلیارد تومان) را به او پرداخت کند، چون میخواهد برای کشور افتخار کسب کند!
این درست که تنها خواسته ما از تیم ملی فوتبال بازی آبرومندانه در جامجهانی بود و بابت برآورده شدن این خواسته باید به تمام دستاندرکاران از جمله کارلوس کرش خسته نباشید گفت، اما به هر ترتیب باید گفت او بابت زحمات سالهای گذشته دستمزد میلیاردی گرفته و بابت این آبرومندی نیز 800 هزار دلار عایدش شد یعنی مجموعه ورزش ما نیز در حق او کملطفی نکرده است.
نکته جالب توجه اینکه همزمان با این جوی که برای فوتبال به راه افتاده، والیبال ایران روی ابرها سیر میکند و به جمع شش تیم برتر دنیا راه یافته است. تیمی که وقتی ولاسکو را از دست داد همگان بر این گمان بودند که جرقه درخشش ایران در دنیای والیبال خیلی زود خاموش میشود، اما جرقهای که ولاسکو در این ورزش زد چیزی جز تزریق اعتماد به نفس نبود و میبینیم که مرد آرژانتینی که حالا در کشورش به سر میبرد از راه دور و آن سوی اقیانوش اطلس نیز همچنان به تیم ایران افتخار میکند. راستی والیبال یکشبه به اینجا رسید؟ مگر نه اینکه والیبال بیش از دو دهه و از زمان مدیریت سابق فدراسیون، کار روی ردههای سنی پایه را آغاز کرد و با همه فراز و فرودها در این دو دهه، در نهایت امروز به اینجا رسیده است؟ مبادا کسی تصور کند والیبال آسانتر از فوتبال است و براحتی میتوان به قدرتهای جهانی رسید، اما در فوتبال چنین نیست، خیر هر ورزش شرایط خاص خود را دارد با این تفاوت که در فوتبال با ضد فوتبال گاه میشود نتایج گول زننده کسب کرد، اما در والیبال چنین امکانی وجود ندارد.
به هر ترتیب والیبال ما که زمانی آرزوی پیروزی مقابل کشورهای آسیایی شرقی را داشت، اینک دنیا را گرفته و ریز و درشت دنیای این ورزش را مسحور قدرت خود کرده است، چرا؟ چون بنیادی کار کرده و به این روند ادامه میدهد، حاشیههایش حداقل است، لیگی مستمر و باشکوه دارد، پشتوانهسازی دارد، پس میتوان گفت بسیاری از ضعفهای در بدنه فوتبال، در والیبال محلی از اعراب ندارد. وقتی چنین الگوی موفقی داریم حیف نیست همچنان به ریخت و پاش میلیاردی به امید نتایج گول زننده که نقشی جز ماله کشی بر ضعفهایمان ندارد، بپردازیم؟
بگذارید فدراسیون فوتبال با وجود همه انتقادهایی که در گذشته بر آن وارد بوده و همچنان آن انتقادها متوجه این مجموعه است، در فضایی آرام و بدون جوگیر شدن، کار تمدید قرارداد کرش یا انتخاب سرمربی جدید تیم ملی را دنبال کند و فضا را به این سمت نبریم که فدراسیون تسلیم این جو شده و از خدا خواسته، فردا اگر شکستی رقم خورد، انتخاب خود را به افکار عمومی نسبت دهد. ختم کلام اینکه نه همه کشور ما فوتبال است و نه همه ورزش ما که بخواهیم یک چاه نفت ـ مقصود ثروت ملی ـ را به نام کرش بزنیم تا بماند.
امید توفیقی
گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....