وقتی کوچولو رقیب می شود

بسیاری از زوجها، برای آن که خوشبختی خود را تکمیل کنند، تصمیم می گیرند بچه دار شوند؛ اما برخلاف تصور آنها این عضو جدید کوچک ؛ نه تنها صمیمیت بینشان را افزایش نمی دهد، بلکه در بسیاری مواقع باعث سردی و کدورت می شود.
کد خبر: ۶۸۵۷۴

پدر و مادر جدید همان وقت که بچه شان را از بیمارستان به خانه می آورند، خود را با تقسیم کار بزرگی رو به رو می بینند. بعد از ماهها انتظار، تغییر وضعیت آنها از زوج به خانواده واقعیت پیدا کرده است.
وارد شدن به این سرزمین ناشناخته باعث می شود آنها خودشان را در وضعیتی متفاوت نسبت به خیالبافی ها و رویاهایشان ببینند. ازدواج رابطه نزدیکی است که بین زن و مرد برای مدتی طولانی برقرار می شود.
موفقیت این پیوند نه تنها ضامن سعادت کودکان و سایر افراد خانواده است ، بلکه سعادت و سلامت را برای کل جامعه به ارمغان می آورد.
طبیعی است پیش از ازدواج زن و مرد باید عوامل گوناگونی را مد نظر قرار دهند تا بتوانند به موفقیتی نسبی در زمینه زندگی زناشویی دست یابند.
اما نگهداری هر چیز به مراتب مشکل تر از به دست آوردن آن است ب ه دست آوردن همسری مناسب ، بارها و بارها ساده تر از نگهداشتن و البته راضی نگهداشتن او در زندگی مشترک است.
در زندگی هر زوج موقعیت هایی ایجاد می شود که می تواند تعادلی که پس از مدت زمانی به وجود آمده به هم زده و زندگی زناشویی را به سوی عدم توازن سوق دهد.
با آینده نگری و رعایت بعضی از موارد پیشگیری کننده ، می توان از وقوع برخی از این موقعیت ها جلوگیری کرد. اما رویارویی با بعضی از موارد متزلزل کننده زندگی مشترک از دایره کنترل خارج است و گاه برای برقراری ارتباطی محکم تر باید آنها را پذیرفت.
یکی از مواردی که می تواند در زندگی تعادل یافته یک زوج جوان ، به صورت موقت اختلال ایجاد کند تولد فرزند است.


رقیب کوچولو!
تولد فرزند یکی از تغییراتی است که به میزان زیادی در روابط خانوادگی و زناشویی تحول ایجاد می کند و البته طبیعی است که این تغییر در مورد فرزند اول و در زوجهای جوان بیشتر به چشم می خورد.
به دنیا آمدن کودک بیش از هر کس دیگر موقعیت پدر جوان را تهدید می کند. شور و شادی پدر شدن جای خود را با عواطف و احساسات دیگر عوض می کند. تا آنجا که فرزند را رقیب عشقی خود تلقی می کند.
این حساسیت ها و عواطف متضاد یعنی دوست داشتن فرزند در کنار احساس رقابت با او، واکنش های متفاوتی را در مردان جوان بر می انگیزد. این واکنش ها را می توان در 2بخش ، یکی واکنشهای روانی که باعث ترس از دست دادن موقعیت نزد افراد خانواده ، احساس تنهایی ، طرد شدگی ، ناامنی و محرومیت می شود و دیگری واکنشهای رفتاری که باعث پرخاشگری ، حساسیت پدر نسبت به فرزند، کار زیاد و یا پر کردن اوقات در جمع دوستان می شود، تقسیم کرد.


چاره چیست؛
طبیعی است که ورود فرزند تا حدی وضعیت گذشته را تغییر می دهد و نظم و تعادل گذشته را دچار اختلال زودگذر خواهد کرد.
این گونه به هم ریختگی و عدم توازن امری اجتناب ناپذیر و زودگذر است. اما زوجهای جوان نیز باید بدانند اگر این عدم تعادل بیش از یک سال به طول انجامد، به صورت عاملی خطرناک و مخرب ، زندگی زناشویی آنها را تهدید خواهد کرد.
چون با تضعیف روابط خانوادگی پیوندهای عاطفی بین زوج نیز سست شده و ادامه رابطه را با مشکل مواجه خواهد کرد و در صورت تداوم وضعیت ایجاد شده ، تمام خانواده در اثر این فرآیند متضرر می شوند.
پس باید هر چه سریع تر وضعیت را به حال عادی نزدیک کرد تا نیازهای عاطفی و روانی تمام اعضای خانواده اغنا شود و مشکل حادی پیوند زناشویی را تهدید نکند.
می توان همزمان با رسیدگی به فرزند، تعادلی ایجاد کرد و کمی بیشتر به شوهر توجه نشان داد.
مردان نیز می توانند به همسران و در واقع به خودشان در انجام برخی از امور منزل کمک کنند. اگر برخی مسوولیت های مادر در منزل مانند بچه داری ، تا حدی از دوش او برداشته شود، مسلما فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور دیگر و بخصوص توجه به همسر در اختیار خواهد داشت و کارهای معمول روزانه او را از پا نخواهد انداخت.
مساعدت در نگهداری از فرزند چند حسن دارد. اول این که علاقه پدر نسبت به فرزند افزوده خواهد شد و ترجیح خواهد داد به جای حسادت ، نسبت به این موجود عزیز عشق بورزد. دوم این که با مسوولیت خطیر فرزندپروری آشنا می شود و می فهمد رسیدگی به طفل تنها شیردادن و خشک نگهداشتن کودک نیست.
بلکه طفل نیازهای فراوانی دارد که رسیدگی به تمام آنها مستلزم صرف دقت و انرژی فراوانی از سوی مادر است ، پس دیگر شکایتی از بی توجهی همسر ذهن او را پر نخواهد کرد.


عشق بعد از بچه دار شدن!
اگر کمی صبور باشیم ، زمان بسیاری از این مشکلات را حل خواهد کرد. بتدریج که طفل بزرگ و بزرگ تر می شود و توانایی انجام برخی امور در او پدید می آید، به مرور زمان استقلال نسبی پیدا می کنند و برخی مسوولیت ها از دوش والدین برداشته می شود و به نوعی وظایف آنها را تغییر خواهد داد.
پس هر دو نفر، مادر و پدر، به نوعی وقت بیشتری برای رسیدگی به دیگری خواهد داشت. به مرور زمان ، زن و مرد هر دو متوجه می شوند هیچ علاقه ای جای عشق به همسر را پر نخواهد کرد.
پس بهتر است هر دو محبت خود را نثار فرزندشان کنند، چون عشق به فرزند با عشق به همسر تفاوت هایی ماهیتی دارند و نباید انتظار داشت هر دو به یک شیوه و به یک صورت بیان شوند. آنچه در روابط همسران ، پس از تولد فرزند متحول می شود، تنها شیوه ارتباط است نه خود ارتباط.
کارکردهای همسری همچنان پابرجا باقی می ماند، تنها انتظارات و شیوه های ارتباطی ناگزیر تغییر می پذیرند، که البته پس از مدتی همه چیز به جای سابق باز خواهد گشت و زندگی به روال خوش گذشته ادامه خواهد یافت ، اگر کمی صبور باشیم و در زمان مقتضی ، عکس العمل های مناسب را از خود نشان دهیم.

مترجم: بهاره صفوی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها