افزون بر این، یکی دیگر از این خطراتی که گونههای جانوری کشور را تهدید کرده و هیچ وقت آنطور که باید و شاید جدی گرفته نشده، ورود بیضابطه گونههای خارجی به کشور است. برای نمونه افرادی قرقاولهای تزئینی را برای نگهداری در باغ وحشهای شخصی یا باغهای پرندگان وارد کشور میکنند، این در حالی است که نباید براحتی اجازه وارد شدن این گونهها را به کشور داد، زیرا در بیشتر مواقع گونههای خارجی وارد شده به کشور در طبیعت رها شده و سبب میشوند نژاد اصیل گونههای جانوری کشور از بین برود. به همین دلیل مسئولان باید به فکر بازنگری قوانین بوده و شرایط را برای وارد کردن گونههای خارجی به کشور محدودتر کنند، زیرا قرقاول دورگه برای محیطزیست کشور دیگر ارزشی ندارد.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، جای خالی تلاش برای فرهنگسازی در کشور برای حفظ حیات وحش است، زیرا بتازگی وقتی برخی بومیان زیستگاههای اصلی پرندگان مهاجر کشور وضع مالیشان خوب شد، به جای اینکه دوربین و تلسکوپ خریده و برای تماشای پرندگان بروند، بلافاصله به فکر خرید اسلحه شکاری میافتند. این فرهنگ غلطی است که باید برای اصلاح آن تلاش کرد. برای نمونه میتوان با اختصاص دادن بخشهایی از کتابهای درسی به حیات وحش کشور شهروندان را از کودکی با ارزش گونههای جانوری آشنا کرد.یکی دیگر از کارهایی که اکنون در دنیا برای حفظ پرندگان مهاجر و دیگر گونههای جانوری در خطر انقراض انجام میشود، افزایش پرورش گونههای در معرض خطر انقراض در اسارت و رهاسازی آنها در طبیعت است.
بهعنوان مثال در روسیه، بلژیک و آمریکا درنای سیبری را در مراکز تخصصی پرورش میدهند تا آنجا که در 15 سال گذشته حدود صد درنا به این شکل پرورش یافته و در طبیعت رها شده است، اما نکته اینجاست که از این روش در کشورمان تاکنون استفاده نشده است؛ برای نمونه میتوان به پروژه پرورش یوز در اسارت اشاره کرد که هنوز عملی نشده است.