ساخت Driftmoon هفت سال پیش آغاز شد، هفت سال! در واقع ساخت دریفت مون زمانی شروع شد که فقط یک نسخه از بازیهای Saints Row و New Super Mario Bros عرضه شده بود. زمان طولانی ساخت میتواند باعث بروز دو اتفاق شود، یا بازی عالی میشود یا افتضاحی به تمام معنا. دریفت مون یک نقشآفرینی کلاسیک است که بیش از هر چیز ما را یاد Dragon Age: Origins و Dungeon Siege میاندازد. گرچه کیفیت آن اصلا در اندازه این عناوین AAA نیست.
داستان بازی با اینکه گاهی اوقات قابل پیشبینی است، ولی روی هم رفته از نقاط قوت آن به شمار میرود. ماجرا از جایی آغاز میشود که پدر کاراکتر طی نامهای از او میخواهد خود را فورا به خانه برساند تا راز مهمی را با وی در میان بگذارد. پس از رسیدن، دهکده محل سکونت کاراکتر، مورد هجوم قرار گرفته و پیش از اینکه فرصت عکسالعمل پیدا کند، مادرش برای حفاظت او، وی را به داخل یک چاه هل میدهد. با بیرون آمدن از چاه، متوجه میشوید تمام ساکنان دهکده بجز دوست کاراکتر که دستیار پدرش نیز بوده و خرچنگی که دزد دریایی است، تبدیل به مجسمههای سنگی شدهاند.
با رخ دادن حادثه محرک داستان، نقطه عطف اول قصه و سفر قهرمان برای نجات پدر که به نظر میرسد نیروهای مهاجم او را زنده دستگیر کردهاند، آغاز میشود. در ادامه او و دوستش وارد ماجرایی به مراتب بزرگتر میشوند تا با متوقف کردن یک جادوگر شیطانی ـ که به سنگ کردن همه موجودات مشغول است ـ به سبک تمام بازیهای نقشآفرینی، نجاتدهنده دنیا شوید. قصه دریفت مون خالی از طنز نیست و در مواقعی، بویژه قسمتهای انتهایی شما را حسابی میخنداند. تجربه بازی حدود هفت تا ده ساعت به طول خواهد انجامید و در طول این مدت با کاراکترها و وقایعی به یاد ماندنی مواجه میشوید؛ مثل همان خرچنگی که اشاره شد، یک مجسمه تک چشم و البته !Bill امان از دست این بیل، چقدر کاراکتر خوبی است! قصه به خوبی نگاشته شده و در خلال دیالوگها و متونی که وظیفه روایت داستان را به دوش میکشند، قسمتهای زیبا کم وجود ندارد.
از کنایهها و اشاراتی که به شخصیتها معروف مثل Davy Jones میشود گرفته تا سخنان گارگویلی در ورودی یک هزارتو که بلافاصله مرا یاد کمدی الهی دانته آلیگیری و لحظه ورودش به دوزخ انداخت. سیستم دیالوگهای بازی شاخهای است و حالات چهره و رفتاری کاراکترها هنگام صحبت کردن، توسط متونی زرد رنگ در خلال آنها بیان میشود. متاسفانه در مواقعی میزان آنها بسیار میشود و شاید بتوان یکی از ایرادهای بازی را این مساله دانست. گیمپلی بازی علاوه بر مکانیکهای رایج سبک، شامل تعدادی قسمتهای معمایی است که بعضی از آنها با مکانیک کشیدن بازی حل میشود.
علاوه بر حل معماها، از این مکانیک میتوانید برای پیدا کردن آیتمهای مخفی در زیر صندوقچهها، صخرهها و اشیای از این قبیل استفاده کنید. بازی از زاویه دید بالا به پایین دنبال میشود که بسیاری از طرفداران سبک نقشآفرینی به آن عادت دارند، هر چند که عدم امکان چرخش دوربین گاهی دیدن آیتمهایی را که در گوشه فضاهای مسقف قرار دارند با مشکل همراه میسازد. حرکت کاراکتر با نگه داشتن کلیک چپ ماوس یا کلیدهای WASD صورت میگیرد؛ پس به شکل کلاسیک کلیک کردن نقطهای برای حرکت نیست! کلیک کردن روی دشمن باعث میشود کاراکتر و تمام کسانی که همراهیاش میکنند اقدام به حمله کرده و تا زمانی که دشمن از بین برود یا دستور دیگری از جانب شما صادر شود، به این کار ادامه دهند.
به این ترتیب میتوانید قدرتهای کاراکتر را ارتقا داده و مهارتهای جدیدی را فرا بگیرید. مهارتها که شمار آنها به 18 عدد میرسد، به مرور توسط درخت مهارتها در دسترس قرار میگیرند و لازم است بدانید هر کدام از آنها را نیز میتوانید تا سقف 3 تا 4 مرحله ارتقا دهید. با علم به اینکه هر یک از مهارتها فقط برای تعدادی از سلاحها قابل استفاده است، شما میتوانید از تیرکمان، شمشیر و سپر برای نبرد بهره ببرید، اما در کمال تعجب از حملات جادویی خبری نیست. همچنین هیچ راهی برای کنترل همراهان خود ندارید؛ البته آنها به دشمنی که رویش کلیک کنید حمله میکنند، اما بعضی از دستورها را نمیتوان به افراد خاصی از یاران صادر کرد. با این حال جای شکرش باقی است که میتوانید آنها را به لباس و تجهیزات مجهز کنید تا کاراییشان در نبرد بیشتر شود. ولی ای کاش حداقل شورتکاتی برای دسترسی به اینونتوری همراهان وجود داشت و نیازی نبود همیشه آن را از بین دیالوگها انتخاب کنیم. همراهان شما هرگز کشته نمیشوند و حتی اگر سلامت آنها به صفر برسد، آنقدر گیج مانده و سرعت حرکتشان کند میشود تا سلامتشان را مجددا بازیابند. با گشت و گذار در محیط، مه جنگ را از روی نقشه کوچک از بین برده و میتوانید بین نقاط مشخص اکتشاف شده، تلپورت انجام دهید.
با رفتن به نقشه کلی سرزمین این کار برای جابهجایی بین شهرها نیز استفاده میشود. چهار درجه سختی در بازی وجود دارد که حتی در میان نبرد نیز میتوان آن را تغییر داد. نظر به اینکه سختی و آسانی نبردها به افزایش و کاهش میزان آسیبی که دشمنان وارد و دریافت میکنند خلاصه میشود، از طرفی امکان صدور فرمان مستقیم به همراهان نیز وجود ندارد؛ بنابراین نمیتوان ادعایی دال بر تاکتیکی بودن نبردها انجام داد، ولو اینکه امکان توقف آنها و تعیین تواناییهایی که میخواهید به ترتیب استفاده کنید، وجود داشته باشد.
پس از پایان بازی میتوانید سراغ مادهایی که کاربران دیگر ساختهاند بروید یا خود به ساخت یک ماد اقدام کنید که برای دوستداران بازیسازی در این سبک، میتواند تمرین ساده و خوبی باشد. موسیقی بازی زیباست اما کمتر شنیده میشود و گرافیک و انیمیشنها نیز به سادهترین شکل پیادهسازی شدهاند. با وجود کاستیهای موجود، اما Driftmoon بازیی است که با عشق و خلاقیت یک زوج ساخته شده و مطمئنم نقشآفرینی دوستهایی که دلشان برای المانهای کلاسیک این سبک تنگ شده، از تجربه این عنوان راضی خواهند شد.
حداقل سیستم مورد نیاز PC
|
OS |
Windows XP |
|
CPU |
Intel Pentium 4 / AMD Athlon 64 |
|
RAM |
1 GB |
|
Graphics |
DirectX 9.0 Compatible |
|
HDD |
150 MB |
مجید رحمانی