بنابراین چهل سالگی در زندگی همه انسانها یکی از مهمترین دورانها بوده که گاه در روانشناسی از آن به بحران میانسالی تعبیر میکنند؛ دورانی که آدمی به گذشته و عملکرد خویش نگریسته و زندگیاش را ارزیابی میکند. شاید بتوان چهل سالگی را آغاز دوره عقلانیت آدمی محسوب کرد، دورانی که مراحل هیجانی ـ احساسی انسان از حیث روانشناختی رشد تمام شده و به مرحله تثبیت شخصیت و ثبات رفتاری نزدیک میشود. این ثبات در شرایطی رخ میدهد که مراحل قبلی رشد فرآیند طبیعی خود را طی کرده باشد، اما بسیاری از افراد به دلیل التهابها و برخی مشکلات رفتاری که با آن مواجه بودند تجربه سختی را در چهل سالگی نسبت به سرنوشت و هویت خویش از سر میگذرانند و به همین دلیل گاه دچار بحران هویت میشوند.
در تلهفیلم «چهل» به کارگردانی سیدمحمد طاهریان که چند روز پیش از شبکه یک پخش شد، این بحران دستمایه قصه قرار میگیرد. تلهفیلم چهل داستانی اجتماعی است که در آن شخصیتی به نام رویا با بازی فاطمه گودرزی برای احیای کانون خانواده تمام اقوام و دوستان را به جشن تولدش دعوت میکند، اما بعد از مراسم اتفاقی ناگوار مسیر زندگی او و خانوادهاش را تغییر میدهد. بعد از این اتفاق فرهاد همسر رویا دیگر تمایلی به ادامه زندگی با او ندارد و تصمیم به جدایی میگیرد و این سرآغاز بحرانی جدید در زندگی فرهاد و رویا میشود.
فیلم موضوع و موقعیت خوبی را دستمایه روایت خود قرار میدهد، اما در پرداخت دراماتیک آن میلنگد. آنچه در فرهاد میبینیم بیش از آن که بحران منطقی در دوران میانسالی باشد یک نوع توهّم ذهنی درباره خود است یا در رویا که در آستانه چهل سالگی قرار گرفته است و بیشتر انعکاس رفتار همسرش است تا یک تحول درونی. فرهاد به دلیل موقعیت اجتماعی ـ شغلی که به دست آورده، نگاهش به زندگی تغییر کرده و حس میکند همسرش پا به پای او رشد نکرده و همین رنجش میدهد. از آن طرف رویا هم به دلیل کمتوجهی فرهاد به خانواده و این که او مدام غرق در گرفتاریهای شغلی است، عذاب میکشد. در واقع یک عامل و موقعیت بیرونی موجب شده تا آنها با بحران مواجه شوند، نه یک بحران درونی و شخصیتی. البته خود موقعیت درام فارغ از نسبت معنایی آن با چهل سالگی و عنوان فیلم یک موقعیت منطقی و باورپذیر است که در زندگیهای مشترک بسیاری از زوجها ممکن است رخ دهد. فاصلهگذاری بین موقعیتهای اجتماعی خود و همسر، بستر شکلگیری اختلافات و چالشهایی است که میتواند در حد یک تراژدی پیش برود، اما نوع رابطه فرهاد و رویا و سطح و شکل زندگیشان به گونهای نیست که آبستن این اتفاق باشد.
فیلم به مقدمهچینی و بسترسازی بیشتری از منظر روانشناسی نیازمند است تا تصمیم جدید فرهاد باورپذیر شود. رفتارشناسی او و حتی جنس بازی عبدالرضا اکبری تناسب منطقی با کنش و واکنشهای او نسبت به تصمیمی که گرفته است، ندارد. جالب این که پشیمانی او از این تصمیم، فردی و ارادی نیست و باز هم ناشی از به خطر افتادن موقعیت مالی ـ اجتماعیاش هست. این که رویا سهمی از شرکت را دارد که میتواند حقش را قانونی بگیرد. این در حالی است که همین بحران به بهانه تجربه چهل سالگی میتوانست مبتنی بر واقعیتهای روانشناختی صورت بگیرد. متاسفانه هنوز سینما و تلویزیون ما نتوانسته از یافتههای روانشناختی بویژه در شخصیتپردازی و چالشهای رفتاری بخوبی استفاده کند این ضعف در فیلم سینمایی چهل سالگی علیرضا رئیسیان هم وجود داشت. بسیاری از مواقع گرهافکنی درستی از حیث روانشناسی در قصهها طرح میشود، اما گرهگشایی آنها فاقد منطق روانشناسی است که بالطبع همین مساله در قوام سویه دراماتیک فیلم تاثیر میگذارد.
چهل اگرچه فیلم بدی نیست و سوژه جذابی دارد، اما قبل از ایجاد بحران و نقطه عطف قصه، خیلی به روابط فرهاد و رویا نمیپردازد و مناسبات رفتاری آنها به گونهای است که کمتر ممکن است نشانهای از یک بحران عمیق که راهحل طلاق را پیش بکشد در بین آنها دیده شود. خود فیلم نیز فاقد التهاب لازم در روایت این بحران بوده و موقعیت احساسی این تصمیم را برای مخاطب تصویرسازی نمیکند. به عبارت دیگر تنش خاصی بین فرهاد و رویا قابل رویت نیست که قابلیت تبدیل شدن به یک بحران در روابط آنها را داشته باشد. با این حال نگاه و رویکرد این فیلم و زاویهای که برای یک قصه خانوادگی انتخاب کرده، قابل قبول است. بحرانهای عاطفی در زندگی مشترک، قابلیتهای زیادی برای تبدیل به تلهفیلمهای خانوادگی دارد و مخاطب ما به ساخت فیلمهایی از جنس چهل سخت نیازمند است.
سیدرضا صائمی / جام جم