این تلهفیلم بر اساس نمایشنامهای به همین نام از اکبر رادی، نمایشنامهنویس برجسته کشورمان، توسط محمد رحمانیان به فیلمنامه تبدیل و در سال 89 به تهیهکنندگی جواد ظهیری و کارگردانی سعید ابراهیمیفر ساخته شد. این تلهفیلم امسال برای اولین بار در روزهای 21 و 22 بهمن از شبکه سه پخش شد.
پلهپله تا زوال
نمایشنامه پلکان که روایتگر فروپاشی و نابودی یک ضدقهرمان است، به قلم اکبر رادی در سال 1361 نوشته و سال 1375 بازنویسی شد. در این نمایشنامه رادی با نگاهی متعهدانه و مسئول، نظام سرمایهداری و لایههای پنهان آن را در قالب داستانی عمیق و موثر به نقد کشیده است. او در این نمایشنامه شکلگیری یک سرمایهدار از دل طبقه فرودست جامعه تا زوال و نابودی او را در پنج پرده یا به عبارت درستتر در پنج پله روایت کرده است.
پلکان مروری است بر زندگی سرمایهداری به نام مسعود تاج که پابرهنهای معروف به بلبل در دهکده پسیخان رشت بوده و برای بالا رفتن از پلههای ترقی ظلمهای بسیار مرتکب شده و چیزهای زیادی را زیر پا له کرده است؛ از دوستان و خانوادهاش گرفته تا ارزشمندترین احساسات انسانی. در این نمایشنامه که داستانش را از سال 1333 و در قهوهخانهای در پسیخان آغاز میکند و تا سال 1375 در خانه باشکوهی در فرمانیه تهران به پایان میرساند، شاهد زندگی رو به زوال بلبل هستیم.
در پرده اول بلبل تنها دارایی آقا گل را که یک گاو است میدزدد و با فروش آن صاحب یک دکه میشود. در پرده دوم بلبل عشق را قربانی ثروت میکند و با طرد و بدنام کردن دختری که به او وعده ازدواج داده، دختر پا به سن گذاشته حاجعمو را خواستگاری میکند. در پرده سوم او صاحب یک دوچرخهسازی است و با بده بستانهایش برای ورود به دنیای سرمایهداران آماده میشود.
در پرده چهارم بلبل که حالا مهندس مسعود تاج نام گرفته، صاحب یک شرکت ساختمانسازی است و شورش کارگران در مقابل ستمهای او در این پرده به مثابه یک تلنگر، از ویرانی دنیای رو به زوال بلبل خبر میدهد و در آخرین پرده، نیمهشبی در تابستان 57 شاهد مرگ بلبل هستیم، در حالیکه استبداد و استثمار بخشی ناگسستنی از وجود اوست و نهتنها روح یحیی نوکر همیشگیاش را خرد کرده، بلکه فرزندان بلبل را به سرکشی واداشته است.
دستهای آلوده
اکبر رادی در نمایشنامه پلکان با بهرهگیری از عناصر زمانی و مکانی یک دنیای واقعی، قابل لمس و عینی تصویر کرده است، اما به مفاهیمی پرداخته که فر ازمانی و فرا مکانی است و از تجمیع این مولفهها، فضایی کنایهآمیز خلق کرده که پلکان را به اثری ماندگار تبدیل کرده است.
سعید ابراهیمیفر در مقام کارگردان برای ارائه یک اثر تصویری درست و قابل قبول از نمایشنامه پلکان، به مولفههای پنهان و آشکار در لایههای درونی و بیرونی اثر وفادار مانده و از این لحاظ کار دشواری را انجام داده است، زیرا باید این مفاهیم را در بستر تاریخ و جغرافیای ویژهای به نمایش بگذارد؛ زندگی بلبل در دهه 30 در روستای پسیخان رشت، دهه 40 در شهر گلسار و دهه 50 در تهران.
در تلهفیلم پلکان توجه به مولفههای زمانی و مکانی کاملا ملموس است، گرچه بخشهای اعظمی از این تلهفیلم در شهرک غزالی تصویربرداری شده است، اما به منظور بهرهگیری از جانمایه اثر، وفاداری به جزئیات زمانی و مکانی مهمترین تلاش گروه تولید را به خود معطوف کرده و به بازسازی فضای یک روستا در دهه 30 منجر شده است. در این بازسازی علاوه بر معماری خانههای روستایی، کوچه پسکوچههای یک دهکده در دهه 30 و نوع لباس و پوشش افراد در جغرافیای شمال کشور در این برهه زمانی، حتی آسمان گرفته و پرباران این جغرافیا نیز مورد توجه بوده است.
در تلهفیلم پلکان شاهد فضایی باورپذیر و جزئیات زیاد هستیم؛ این اثر به مدد فیلمنامهای که محمد رحمانیان با برداشت هوشمندانه از نقاط عطف و رویدادهای کلیدی نمایشنامه اکبر رادی نوشته و کارگردانی وفادارانه ابراهیمیفر به اثری قابل دفاع تبدیل شده است، اما گاه برخی رویدادها در بستر زمانی مناسب ارائه نمیشود و به کندی برخی سکانسها و نماها میانجامد.
در کنار همه اینها لازم است به ویژگی مهم این تلهفیلم، یعنی بازی خوب بازیگران آن اشاره کرد؛ بخصوص بازی هنرمندانه علی عمرانی در نقش بلبل که تصویری پذیرفتنی از جوانی، میانسالی و پیری بلبل را به نمایش گذاشت.
روایتی برای تمام فصول
نمایشنامه پلکان تاکنون بارها در قالبهای مختلف به علاقهمندان آثار نمایشی ارائه شده است. یکبار به صورت تلهفیلم، چند بار در قالب نمایشنامهخوانی و البته در قالب تئاتر که آخرین بار، زمستان سال گذشته به کارگردانی هادی مرزبان با بازی هنرمندانه و باشکوه دانیال حکیمی در نقش بلبل در تالار اصلی تئاترشهر به صحنه رفت و مخاطبان بسیاری را به سمت تئاتر شهر کشاند.
این اثر در هر قالبی میتواند نظر مخاطبان را به خود جلب کند، زیرا جذابیتش را مدیون نگاه متعهد، منتقد و حساس اکبر رادی به مسائل اجتماعی است؛ نگاهی که به مدد قلم توانمند رادی، به طرح روایت زیبا، قصهگو و مفاهیم و مضامینی منجر شده که هرگز کهنه نمیشود و همیشه و در هر برههای، بهانهای برای طرح آنها وجود دارد.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)