حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این باور بویژه زمانی محکمتر و غیرقابل انعطاف میشود که فرد از دوران کودکی به آن دست یافته و با گذشت زمان آن را در خود درونی کند. بنابراین خوانش و فهم او از موقعیتها و واکنشها نشان میدهد برگرفته از همین اندیشههای نسبتا ثابت و بیتغییر است. ندا دختر پنج ساله خانواده یوسفی نیز بسیاری از رفتارها و گفتههایش را بر اساس همین کلیشهها شکل میدهد. او گرچه در سنین کودکی به سر میبرد، اما بشدت به محیط اطراف خود حساس بوده و همواره درصدد کشف حقیقت است. ندا این روزها دو محیط متفاوت از هم را تجربه میکند؛ خانواده و جمع ساده کودکانهای که در برخورد با دوستان خود در پیشدبستانی تجربه میکند. حضور او در میان کودکان هم سن و سال خود و تاثیرپذیری از مربیانش باعث شده ندا برخی از گفتههای آنها را متناقض با آن چیزی بداند که پیش از این دریافت کرده است و بهدلیل نداشتن رشد کامل شخصیتی و فکری، تفکیک این دو و تشخیص درست از نادرست برایش دشوار شود.
در این میان اما ندا یک ابزار محک برای خود در نظر گرفته است و آن چیزی نیست جز تلویزیون و حرفهای مجری برنامه کودک. حتی هنگامی که در جمع دوستانش حضور دارد به گفتههای مجری برنامه کودک استناد میکند و این عبارت که «خانم مجری گفته است» برای او بهانه اقناع اطرافیانش است.
این رسانه برای ندا مثل شاقولی عمل میکند که ابزار سنجش حرفهای اطرافیان، حتی پدر و مادرش است. او به قدری به جعبه جادویی علاقه دارد که نوع بازیهایش را براساس آن چیزی انتخاب میکند که در برنامه ارائه شده است. از گفتههای مجری برنامه هنگام صحبت کردن استفاده میکند. یکی از آرزوهای ندا هم دیدن خانم مجری است.
به همین دلیل مادرش چند ماهی است به برنامه پیامک زده و خواستار حضور ندا در آن شده، اما هنوز نوبتش نشده است و او برای حضور در استودیوی برنامه و قرار گرفتن در جمعی که کلیشههای ذهنیاش را شکل میدهد و نوع برخوردهایش را با اطرافیان تعیین میکند، لحظه شماریمیکند. همچنین هر روز بعدازظهر راس ساعت شروع برنامه بهترین ساعت شبانه روز از نظر نداست؛ زیرا میتواند بعد از یک روز نسبتا خستهکننده پای تلویزیون بنشیند و حرفهای مجری را درستی یا نادرستی حرفهای دیگران بداند.
رکسانا قهقرایی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....