در ادیان الهی از خودکشی به عنوان نابخشودهترین گناه یاد شده است؛ چرا که پایان فرصتها و لحظات بالقوهای است که هرکدام میتواند آغازی بر یک رویای شیرین باشد. اما در «بانوی گربهباز»، خودکشی نه یک پایان، که آغازی بر خُمی رنگارنگ از خون و ماتم است؛ سوزان اَشوُرت، خانم میانسال افسردهای است که همدمی ندارد بجز گربههای ولگردی که به او پناه آوردها ند و او نیز گاهی برایشان پیانو مینوازد. سوزان در محلهای که زندگی میکند به «خانم گربهباز» معروف است. شبی از شبها تصمیم به خودکشی میگیرد، اما به جای رسیدن به آرامش، خود را گرفتار دنیایی مییابد که هویتی نامعلوم بین برزخ و دوزخ دارد و رنگ و بوی جنون سراسرش را فرا گرفته است. کندوکاوی کوتاه، او را به محضر «ملکه رقّتانگیزان» میکشاند. ملکه، سوزان را به طور موقت فناناپذیر میکند تا مامور نجات دنیا از شر دیوانگانی باشد که «انگل» مینامدشان. سوزان مدتی بعد روی تخت بیمارستان به هوش میآید و به اجبار راهی را که پیش پایش نهاده شده برمیگزیند...
محتوای آغازین بازی به نوعی یادآور آلبوم ویدئویی زیبای گروه Within Temptation یعنی The Unforgiving است. اما آن موضوعات ابرقهرمانی کجا و این دوشیزه گربهباز! بازی چنان روحیه مریض و زخمخورده انسانی افسرده که مرتکب قتل نفس شده را با استادی به تصویر میکشد که تحسین کسی مانند کوین ون ـ آرد، منتقد سایت گیماسپات را در پی دارد. ترسها و نفرتها، خشمها و حسرتها در همه جای بازی مشهود است. ظاهر شخصیتها پرزرق و برق نیست. لیپ سینک در بر هم خوردنهای بینظم لبها خلاصه شده است. همه چیز خیلی ساده و ابتدایی کار شده، اما در دل همین سادگی ذوق و قریحهای مثال زدنی حکمرانی میکند. پس زمینهها بشدت زیبا و گیرا بوده و گرچه با «آنچارتد» فاصله غیرقابل توصیفی دارد، اما در اوج همان سادگی با هارمونی خاص هر صحنه، ذهن بازیکن را به چالش میکشند. در یکی از صحنههای بازی به شخصیتی بدریخت نزدیک میشوید که مدام غریو «نکبت!» برمیآورد. چنین صحنههایی چنان ماهرانه کار شدهاند که مو بر تن آدم سیخ میشود. حتی اگر پیشاپیش بدانید که چه انتظارتان را میکشد، باز هم تحت تاثیر قرار خواهید گرفت. یکی دیگر از صحنهها با استفاده زیرکانه از دستنوشته سوزان، به چگونگی اتخاذ تصمیم او و دلایلش برای خودکشی میپردازد که به طرز غافلگیرکنندهای موفق و موثر ظاهر میشود. صداپیشگان با قدرت ظاهر شدهاند. بویژه صداپیشه سوزان که در ابتدای داستان لحنی عاری از اعتماد به نفس و توام با شک به خود دارد و به مرور رنگ و بوی قدرت به خود میگیرد. در حقیقت در صداگذاری است که پای بازی میلغزد و گاه لنگ میزند. صحنههایی در بازی وجود دارد که صدا کلا قطع میشود یا یکی از عناصر موسیقی یا افکتها از کار میافتد. سبک کلی بازی شباهت زیادی به «اشاره و کلیک» دارد؛ با این تفاوت که در این بازی حرکت با استفاده از کلیدهای چپ و راست انجام میشود. غیر از این، کار بازیکن عبور از بخشهای مختلف، صحبت با دیگر شخصیتها و حل کردن معماها میشود. معماها خود از نقاط قوت بازی به شمار میرود. هر چه به انتهای بازی نزدیک میشویم، معماها هولناکتر و مملو از شیطنت میشود. طی داستان، انتخابهای زیادی برای دیالوگهای سوزان دارید که نقش خاصی در نحوه پایان بازی یا خط داستانی آن ندارند، اما به شکل دادن شخصیت وی کمک میکنند. نحوه باز شدن گرههای داستان بر دوش چند مرحله خاص است که چگونگی انجام آنها خط داستان را مشخص میکند و به طور کلی اشراف سازندگان به محتوای مورد پرداخت بوضوح قابل لمس است.
|
حداقل سیستم مورد نیاز PC |
|
|
OS |
Windows XP, Vista, 7 |
|
CPU |
2.0 GHz Dual Core |
|
Ram |
500 MB |
|
Graphics |
512 MB |
|
HDD |
2 GB |
سیاوش شهبازی