این ایده ناظر باید مورد احترام نویسنده قرار گیرد؛ چرا که هر داستان منسجم و کاملی، بیانگر ایدهای است که در لفاف یک طلسم عاطفی پیچیده شده است. نویسندگان معمولا به افکار و ایدهها میپردازند، اما نه به شیوه صریح. بلکه آن تفکر خود را در پس عواطف هنری پنهان میکنند. ایدههای حسی شده هم به هر حال نوعی ایده است و هر داستان تاثیرگذاری بیانگر اندیشهای است که باری عاطفی دارد و آن را به ایده تحمیل میکند. طوری که آن را بناچار میپذیریم. در نتیجه قدرت اقناعی داستان تا حدی است که چه بسا پیام آن را با این که به لحاظ اخلاقی نفرت انگیز مینماید، بپذیریم.
با توجه به مقدمه بالا و تاثیرگذاری شدید داستان، لازم است به مسئولیت اجتماعی هنرمند نگاهی بیندازیم؛ مسئولیتی که در شاخههای مختلف آن بویژه در حوزه قلم بارز است. حل معضلات اجتماعی یا روحیه بخشی به جامعه و بیان مکنونات قلبی از جمله این مسئولیتهاست که با یک هدف متعالی کشف حقیقت و بیان آن قابل تحقق است. ممکن است طرفداران مکتب هنر برای هنر معتقد باشند این کارکرد اساسا هنر را از ذات و بنمایه خود دور میکند و آن را به سوی کالایی شدن سوق میدهد؛ چرا که دیگر هنر آن محصول ناب و بینظیری نیست که قابل دسترس مینماید و در نظر همگان امری والاست. اما باید گفت کالایی شدن هنر صرف تولید انبوه آن برای قرار گرفتن در دسترس عامه تعبیر نمیشود. بلکه اشاعه یک رسالت هنری در اجتماع مدنظر است. هنر بدون مخاطب فرضناشدنی است و همچون محصول، اندیشه و تفکری است که در کلکسیونی شخصی جاخوش کرده است و گرچه قابلیت درک دارد، اما بستر آن مهیا نشده است. هنر همچنین مولود زمان است و هر چه بر پایه این عنصر شکل گرفته و رشد کرده باشد میتواند در انجام رسالت خویش موفقتر ظاهر شود؛ چرا که ایجاد ضرورت میکند و همین مساله مخاطبان بسیاری را به سمت و سوی آن سوق میدهد.
در این میان عرصه نگارش در شقوق مختلف آن و کمتوجهی به تفاوتهای ماهویش و به دلیل سر و کار داشتن آن با ذهنیت آدمیان بسیار به جامعه نزدیکتر است.
بنابراین باید در مورد مشخص داستاننویسی،با بررسی نقطه اوج داستان را بررسی و ایده ناظر را از آن استخراج کرد و همواره این پرسش را از خود کرد که آیا این همان حقیقت است و خود من به عنوان نویسنده به معنای داستان خویش باور دارم؟
اگر پاسخ منفی است باید از ادامه دادن قصه دست کشید و اگر پاسخ مثبت است هر کاری برای تبدیل آن به فیلم انجام داد؛ چراکه هنرمند در لحظه آفرینش اثر صادق است و اثر هنری صادقانه نیز نوعی عمل و ادای دین به مسئولیت اجتماعی است.
رکسانا قهقرایی