ابتدای فیلم علمی ـ تخیلی ماتریکس نئو بازیگر اصلی فیلم از اینکه مردم براحتی میتوانستند قوانین فیزیک را نقض کرده و از روی دیوارها به سمت بالا بدوند یا در یک چشم برهم زدن ناپدید شوند بسیار حیرت کرده بود. وجود این ابرانسانهای نقض کننده قوانین جهان امکانپذیر بود، زیرا ضمیر خودآگاه نئو ندانسته وارد یک دنیای شبیهسازی شده واقعیت مجازی ماتریکس شده بود. این ماتریکس ساخته دست ماشینهایی بود که درک و شعور داشتند. فیلم وقتی به نئو حق انتخابی مهم و سرنوشتساز داده شد جریان پیدا کرد. او میتوانست قرص آبی رنگی را خورده و وارد هستی واقعی و روشن و واضح خودش شود یا قرص قرمز رنگی را مصرف کرده و پی به حقیقت ماتریس ببرد و دریابد تا چه اندازه میتواند به حقیقت دست یابد.
امروز فیزیکدانان با بررسی رادیواکتیو موجود در فضا میتوانند همان حق انتخاب را به ما بدهند. منظور توانایی آزمودن این فرضیه است که آیا ما در ماتریکس مجازی خودمان زندگی میکنیم. اگرچه این موضوع بسیار فانتزی به نظر میرسد، اما فیلسوفها مدتها برسر اینکه ممکن است به جای اینکه ذهنهای زنده در دنیای واقعی باشیم، هوشهای مصنوعی گرفتار در دام جهانی تقلبی هستیم بحث کردهاند. اما اگر این فرضیه صحت داشته باشد پس باید گفت بسیاری از قوانین فیزیک که به ما اجازه ابداع فناوریهایی برای بررسی این فرضیه میدهد نباید بتوانند در خصوص آن دسته از قوانین اساسی مسلط بر جهان غیرنمادینی که محل زندگی شبیه سازهای ماست کار چندانی انجام دهند. از نظر ما این برنامهنویسها الهههای ما خواهند بود و هرگاه بخواهند میتوانند دنیای مان را به هم بریزند. بنابراین چه باید کرد؟ قرص قرمز را بخوریم تا حقیقت را کشف کنیم یا موضوع پیچیدهتر از این حرفهاست که خود را به دردسر اندازیم؟
گنجایش درک ما از دنیا
اولین تلاش جدی برای فهمیدن حقیقت وجود جهان، 12 سال پیش صورت گرفت، وقتی محققان تلاش کردند منابع مورد نیاز شبیهسازی مکانی به اندازه دنیا را محاسبه کنند؛ چشمانداز این کار غیرممکن به نظر آمد.
ست لوید، مهندس مکانیک کوآنتوم از ام.آی.تی عدد عملیات رایانهای جهان هستی از زمان بیگبنگ ـ انفجار بزرگ ـ تاکنون را تخمین زد. در حقیقت تمام اتفاقها را در آن گنجاند و به این نتیجه رسید که برای تکرار و تولید عین همان رخدادها و رسیدن به تکتک اتمها، انرژیی بیش از آنچه در دنیا وجود دارد لازم است. بنابه گفته لوید برای انجام چنین شبیهسازیای، رایانه باید بزرگتر از جهان هستی باشد و در ضمن زمان عملکرد برنامه در تولید، بسیار آهستهتر از واقعیت پیش میرود. پس چه لزومی دارد خود را برای ساخت چنین دنیایی به زحمت بیندازیم؟
اما محققان به نتیجهای دیگر رسیدند. آنها معتقد بودند میتوان یک کپی ناقص از جهان ساخت آنقدر که بتواند ساکنانش را گول بزند و چنین رونوشتی به قدرت محاسبه بسیار کمتری نیاز دارد. برنامهنویس برای چنین دنیای بدلی میتواند جزئیات بسیار ریز میکروسکوپی و همچنین دورترین ستارهها را با کمک برنامههای خود پر کند و وقتی ساکنان این دنیای مجازی روزی توانستند با کمک تجهیزات علمی این جزئیات را بررسی کنند، درست وقتی حواسشان نیست، آنها را ناپدید کنند. در تئوری، ما هرگز متوجه این تغییرات نمیشویم زیرا هرگاه شبیهساز احساس کند ما به کل موضوع توجه کردهایم، دوباره آن طرحها را برایمان آشکار میکند.
این نوع دید به فرضیه، ساختن یک دنیای مجازی را به طرز عجیبی ممکن نشان میدهد. البته ابررایانههای امروزی توانستهاند جهان ابتدایی و اینکه کهکشانهای اولیه چگونه گسترش یافته و تغییر کردهاند را به طور خیلی ناشیانهای نمونهسازی کنند. با سرعت بالای پیشرفتهای فناوری که طی چند دهه گذشته شاهدش بودیم ـ تا آنجا که مثلا اکنون تلفن همراه شما پردازشگری قویتر از رایانههای ناسا در زمان فرود روی کره ماه دارد ـ تصور اینکه چنین شبیهسازیهایی درخصوص زندگی هوشمند رخ دهد چندان جهش بزرگی محسوب نمیشود و دور از ذهن نیست.
سیلاس بین، فیزیکدان هستهای دانشگاه واشنگتن معتقد است: ممکن است در عرض یک قرن دیگر بتوانیم انسانهایی در اندازهای که بتوانیم در جعبههای شبیهسازی شده مان قرار دهیم، ایجاد کنیم.
بین نحوه اتصال پروتون و نوترونهای اولیه و تشکیل اتمهای بزرگتر در جهان بسیار جوان ما را شبیهسازی کرده است. قوانین و رسوم اجتماعی میتوانند تنها چیزی باشند که جلوی ما را برای ساختن یک دنیای مصنوعی بگیرد، اما آیندگان که فناوری را بخوبی درک کردهاند ممکن است دوست داشته باشند از این قدرت استفاده کنند. آنها میتوانند دنیاهایی بسیاربیشتر از جهان واقعی ما با جزئیات کاملتر بسازند.
این تفکر، نیک بوستروم فیلسوف دانشگاه آکسفورد را به این نتیجه رساند که میتوان گفت ما اندامهای زنده براساس کربن در دنیای واقعی نیستیم، بلکه صرفا یکسری هوشهای مصنوعی بر پایه سیلیکون میان دنیایی شبیهسازی شده هستیم. اما هیچ راهی وجود ندارد که بتواند تفاوت بین این دو احتمال را توضیح دهد و برای پیدا کردن راهحلی مناسب باید روی عجایب زیادی کار کرد.
کشف حقیقت
چهار سال پس از همه این حرف و حدیثها و زمانی که جان دی. بارو استاد علوم ریاضی دانشگاه کمبریج گفت شبیهسازیهای ناقص از حقیقت میتوانند دربرگیرنده نقصهای قابل شناسایی باشند، فرضیه شبیهسازی تغییر کرد. بارو معتقد بود سیستم عامل دنیای شبیهسازی شده برای درست کار کردن باید درست مانند رایانه به روز میشد و همان طور که ایده شبیهسازی اهمیت خود را ازدست میداد، بارو گفت ممکن است آن جنبههای طبیعت که همواره ثابت فرض میکنیم مانند سرعت نور یا ساختارهای ریزی که قدرت نیروی مغناطیسی را موجب میشوند، بدون هیچ توضیحی از اعداد ثابتشان تغییر کنند.
سال گذشته بین و همکارانش برای بررسی فرضیه شبیهسازی، آزمایشی ملموستر پیشنهاد کردند. بیشتر فیزیکدانان براین فرض اعتقاد دارند فضا بسیار روان است و تا بینهایت گسترش مییابد. اما فیزیکدانانی که از جهان اولیه نمونهسازی کردند معتقدند نمیتوان دوباره چنین زمینهای را براحتی ساخت و اتمها، ستارهها و کهکشان را در آن قرارداد. اما در عوض تیم تحقیقاتی بین فضای شبیهسازی شدهشان را از تور یا شبکه درست مانند تصاویر تلویزیونی ساخته شده است از چند پیکسل ایجاد کردند.
این تیم با محاسبه حرکت و مقدار انرژی ذرات درون مدل شبیهسازی شده متوجه شدند مقدار انرژی به فاصله بین نقاط درون شبکه وابسته است؛ هرچه اندازه شبکه کوچکتر باشد، ذرات انرژی بیشتری دارند و به این معناست که اگر دنیای ما شبیهسازی شده باشد، پس باید برای سریعترین ذره، حداکثر انرژی وجود داشته باشد و اگر این اتفاق میافتاد، کیهانشناسان میدیدند اشعههای کیهانی که سرعت بالایشان را از کهکشانهای پرت و دور افتاده میگیرند با حداکثر انرژی مشخص ده به توان 20 الکترون ولت به زمین میرسند.
شبکه شبیهسازی شده اثر قابل مشاهده دیگری نیز دارد که منجمان میتوانستند آن را ببینند. اگر فضا پایدار است، بنابراین هیچ شبکه اساسی وجود ندارد که جهت اشعههای کیهانی که از هر جهت به طور یکسان میرسند را هدایت کند. براساس محاسباتی که این تیم تحقیقاتی انجام داد، اگر ما در یک فضای شبیهسازی شده روی یک شبکه زندگی کنیم، نمیتوانستیم حتی این توزیع و پراکنده شدن اشعهها را ببینیم و اگر فیزیکدانان میتوانستند توزیعی نابرابر ببینند، در آن صورت توضیح اینکه آیا جهان واقعی است بسیار مشکل میشد.
نجومشناسان برای اینکه بتوانند به این پرسش که در دنیایی واقعی هستیم یا مجازی پاسخ دهند باید اطلاعات بیشتری در مورد اشعههای کیهانی داشته باشند. اما بین معتقد است: وقتی باور داشته باشیم هستی ما با یک انفجار بزرگ شروع شده است پس نتیجه آزمایش هرچه باشد خوب است و فرقی نمیکند در یک دنیای شبیهسازی شده هستیم یا واقعی و مسلما شبیهسازهای ما که کیهان را کاملا میشناسند علاقهای به دخالت کردن در برنامه شبیهسازی شدهشان ندارند.
اما متاسفانه ممکن است شبیهسازها، ما را در یک برنامه پخش واقعی به اندازه دنیا برنامهریزی کنند و برای سرگرمیشان هروقت خواستند قوانین را دستکاری کنند. در این صورت تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم پیش بردن زندگی و سرگرم کردن حضاری است که مشغول تماشای ما هستند و امید داشته باشیم الهههای شبیهساز، پس از مرگ ما را در نسل بعدی شبیهسازی شده دوباره احیا کنند.
البته این فکر عجیب و غریب تمام شدنی نخواهد بود، زیرا ممکن است شبیهسازهای ما خودشان نیز شبیهسازی شده باشند و هریک قوانین فیزیک کاملا متفاوت مخصوص به خود را داشته باشند. بنا بر نظر بین اگر ما به راستی شبیهسازی شده باشیم پس آنچه میتواند احتمالی منطقی فرض شود این است که سنجشهای ما از قوانین واقعی طبیعت نیستند، بلکه تمام تلاش ما درک قوانین مصنوعی است که شبیهسازهای ما برایمان رقم زدهاند و این فکر بسیار افسردهکنندهای است.
فهمیدن اینکه آیا ما بخشی از خطوط کدهای نوشته شده یک ماتریکس مصنوعی هستیم، فهمیدن این حقیقت است که ما هرگز مطمئن نخواهیم بود. حقیقت کدام است، حقیقتی که خود هم شامل آن میشویم، آیا بازهم دوست دارید حقیقت را بدانید؟ پس از انتخاب بازگشتی وجود ندارد، نئو؛ قرص آبی را میخواهی یا قرمز؟
focus / مترجم: نادیا زکالوند
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)