
هیاتهای پارلمانی، سیاسی و اقتصادی که در چارچوب توسعه روابط دوجانبه راهی تهران شدهاند در حاشیه نشستهایی مانند نشست داووس و مونیخ نیز هیأتهای ایران به ریاست دکتر حسن روحانی رئیسجمهوری اسلامی ایران و ظریف وزیر امور خارجه دیدارهای متعددی با مقامات سایر کشورها داشتهاند.
در این میان محافل رسانهای و سیاسی غرب تلاش دارند تا این رایزنیها و گرایشهای کشورها به توسعه روابط با ایران را برگرفته از تغییرات در ایران با نگرش جدید به جهان و نیز دستاوردهای مذاکرات هستهای عنوان کنند.
آنها چنان تبلیغ میکنند که گویی با تغییر دولت در ایران، ساختار نظام تغییر کرده و دولت جدید با محوریت به اصطلاح آشتی جهان شکل گرفته است. غرب با ارزشزدایی از ارزشهای انقلابی و ارزشی سالهای گذشته ملت ایران چنان القا میسازد که دولت جدید روندی سازشکارانه با غرب در پیش گرفته که نتیجه آن نیز به زعم آنها رویکرد جهانی به ایران است.
این در حالی است که دولت یازدهم همواره به حفظ ارزشهای انقلابی تاکید کرده است. غرب همچنین چنان عنوان میکند که مذاکرات هستهای و به زعم غرب امتیازدهی ایران در مذاکرات و رویکرد آن به پذیرش خواستههای 1+5 به رویکرد جهان به ایران منجر شده که به ادعای غرب، راهگشای چالشهای اقتصادی ایران است. غرب سعی دارد تا حماسه اقتصادی براساس مولفههای درونی را کمرنگ ساخته و غربگرایی را مفهوم حماسه اقتصادی معرفی کند و در ازای آن نیز امتیازدهی ایران به غرب را محور قرار دهد.
نکته قابل توجه آنکه غرب رویکرد کشورها به ایران و سفرهای مقامات غربی به تهران را نوعی امتیازدهی غرب در لوای مذاکرات هستهای عنوان میکند و در ازای آن خواستار گامهای عملی برای پاسخگویی به این امتیازات میشود. مطالبهای که از ابعاد آن را کنار نهادن دستاوردهای هستهای تشکیل میدهد.
غرب در فضای رسانهای به دنبال القاء چنین تصوراتی به افکار عمومی ایران و جهان است که حقیقت دلایل رویکرد جهانی از جمله کشورهای غرب به ایران را در مواضع و اظهارات مقامات سفر کرده به تهران میتوان مشاهده کرد. آنها در گفتار خود بر دو اصل تأکید دارند نخست آنکه از ظرفیتهای اقتصادی ایران نمیتوان چشمپوشی کرد و تحریم ایران یعنی محروم شدن از این ظرفیتها، دوم آنکه آنها تأکید دارند جایگاه منطقهای ایران امری انکارناپذیر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
نمود عینی این امر را در انتقادهای جهانی به عدم دعوت از ایران برای نشست ژنو 2 درباره سوریه میتوان مشاهده کرد. با توجه به این شرایط میتوان گفت که دلیل رویکرد جهانی به ایران نه به خاطر تغییر دولت و یا دگرگونی در ماهیت انقلابی ملت ایران و یا مذاکرات هستهای میباشد بلکه به دلیل اذعان جهانی به جایگاه جهانی ایران به ویژه در حوزه اقتصادی و معادلات منطقهای است که جهانیان از جمله غرب را به رویکرد به ایران سوق داده است و ادعاهای غرب در این زمینه نیز صرفاً فرافکنی برای پنهانسازی حقیقت و اصل نیاز جهان به ایران است.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین