اکنون افراد مشمول دریافت کالا وقتی به مراکز توزیع مراجعه میکنند، از نحوه تقسیم سبد کالا و برخوردهایی که با آنها میشود گلهمندند، هر چند این برخوردها هم نشانه ناهماهنگی میان بخشهای توزیع و مصرف است.
برای نمونه صبح روز دوم توزیع کالا وقتی به فروشگاه اتکا مراجعه کردم پس از نیم ساعت انتظار در صف، در میانه راه متوجه شدم که این فروشگاه فقط سبد کالای کارکنان نیروهای مسلح را توزیع میکند، بنابراین پس از پرس وجو با مراجعه به فروشگاه شهروند، حضور مردم سرگردان در جلوی این فروشگاه نیز نظرم را جلب کرد.
پس از پرسش از حضار، که بیشتر آنان مویی سپید کرده بودند، متوجه شدم که این فروشگاه نیز اعلام کرده به علت کمبود اجناس شاید از ساعت 3 بعدازظهر، مجددا توزیع کالا را آغاز کند.
با پرسوجوی مجدد، فروشگاه رفاه دیگری را دورتر از محل قبلی پیدا کردم، در آنجا نیز متوجه شدم توزیع کالا، بعدازظهر آغاز خواهد شد، اما با پیگیری مصرانه آدرس شعبه دیگری از فروشگاههای توزیعکننده این سبد کالایی را گرفتم، حالا چهار مرکز خرید را زیر پا گذاشته بودم تا شاید بتوانم راحتتر و سریعتر سبد کالای خود را دریافت کنم، اما در نهایت فهمیدم که اقلام ارائه شده در برخی مراکز کسری دارد و آنان قصد توزیع را در زمان دیگری دارند.
پس از پیگیری مکرر و صحبت با مسئولان فروشگاه، شماره تلفنی به من دادند که ساعت دقیق توزیع را پیگیر شوم، اما پس از کلی انتظار و مشغول بودن خط تلفن، صدای عصبانی از پشت خط تا اسم سبد کالا را شنید، گفت: ما در مورد سبد کالا تلفنی جواب نمیدهیم! و بلافاصله گوشی را گذاشت.
من ماندم و گوشی تلفن بدون گفتن حتی یک کلمه خداحافظی! حالا تصمیم اساسی گرفتهام و آن این که میخواهم عطای دریافت سبد کالا را به لقایش ببخشم. چون دیگر مجبور نیستم با موتورسیکلت در این سرما از این فروشگاه به آن فروشگاه بروم. آخی... نخواستیم... آقاجان سبد کالا نخواستیم... از شما مچکریم.
محمد بیک / جامجم