گفت​و گو با رضا بنفشه‌خواه، بازیگر تلویزیون

از بازیگری پشیمان نیستم

رضا بنفشه‌خواه بازیگر هفتاد ساله سینما و تلویزیون پیش از آن که به این دو حیطه وارد شود، در دهه 40 با ایفای نقش در تئاتر به شکل رسمی وارد عرصه هنر شده بود. این بازیگر که در زمینه تدریس بازیگری، فن بیان و گویندگی نیز فعالیت‌هایی داشته، علاوه بر فعالیت در سینمای ایران و بازی در 22 فیلم سینمایی، در بیش از 60 مجموعه‌ تلویزیونی ایفای نقش کرده و یکی از بازیگران پرکار رسانه ملی بوده است. با رضا بنفشه‌خواه در قاب خاطره به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۶۴۱۵۲۸

با توجه به این‌که عمده فعالیت خود را صرف بازی در سریال‌های تلویزیونی کرده‌اید، بهترین خاطره‌ای که از حضور در تلویزیون دارید، چیست؟

اولین سریالی که من در سال 62 در آن بازی کردم، مجموعه تلویزیونی «مخمصه» ساخته فرهاد مجدآبادی بود که در ایام نوروز سال 63 پخش شد و به اصطلاح خیلی گرفت. این مجموعه با مخاطب خوبی مواجه شد و مردم از محتوای آن خیلی استقبال کردند. شاید

به این دلیل که کار در درجه نخست از فیلمنامه خوبی برخوردار بود و کارگردان تلویزیونی آن (یعنی حسین فردرو) هم، کارگردانی مسلط دراین زمینه بود. همه اینها دست به دست هم داد تا سریالی شسته رفته و قابل قبول ارائه شود؛ البته نباید فراموش کرد در آن دهه از رسانه‌های بیگانه، مجازی و ماهواره خبری نبود و همین مساله پیوند و دلبستگی پررنگ‌تر مخاطبان با تلویزیون را همراه داشت.

البته همان‌طور که اشاره کردید درونمایه این سریال بود که برای مردم جذابیت داشت و توانست نظر آنها را به خود جلب کند. این شاخصه‌ در موفقیت آن سریال مهم‌تر نبود؟

همین‌طور است. مخمصه در قالب یک سریال داستانی به روایت مشکلات روستایی‌ها می‌پرداخت و این موضوع نزد بینندگان آن زمان مقبول افتاد. خاطرم هست بعد از پخش این سریال با بازخوردهای خوبی از سوی مردم مواجه شدم. همان‌طور که اشاره کردم، این سریال حرفی برای گفتن داشت و پیامی را به مخاطب القا می‌کرد. این نکته مهمی است که در ارزیابی موفقیت کار در آن مقطع تاریخی باید در نظر گرفت.

فکر می‌کنید رمز ماندگاری این‌گونه سریال‌ها چیست؟

به جرأت می‌توان گفت بیشتر سریال‌هایی که در سال‌های گذشته ساخته شده‌اند و به موفقیت رسیده‌اند، به لحاظ فیلمنامه و روایت، منسجم، پرکشش و بدون نقص بوده‌اند. اگر سریال‌های امروز هم با این ویژگی‌ها همراه باشند، می‌توانند با مخاطب گسترده تلویزیون ارتباط برقرار کنند، اما این یک واقعیت است که کشش و انسجام روایت امروز درباره تمام فیلمنامه‌های سریال‌های تلویزیونی صدق نمی‌کند؛ البته یکی از دلایل دیگری که آن را باید در نظر گرفت گسترش شبکه‌های داخلی است. درست است در دهه‌های گذشته ما به اندازه امروز با تعدد کانال مواجه نبودیم و فقط شبکه یک و دو وجود داشت، اما امروزه تعدد شبکه‌های داخلی سبب شده مخاطبان تلویزیون گسترده‌تر شوند و افراد بیشتری بتوانند در سطح شهرها و روستاها با تلویزیون ارتباط برقرار کنند. امروز علاوه براین که پنج شبکه سراسری داریم، 30 شبکه استانی نیز هست که هر یک می‌توانند نیازهای مختلف مخاطبان تلویزیونی را برآورده کنند و با سلایق عمومی همراه باشند.

به انسجام و کشش فیلمنامه‌ها در سریال‌های موفق اشاره کردید. شنیده‌ام برخی فیلمنامه‌ها هستند که روزانه و به‌طور کلی سرصحنه نوشته می‌شوند. این مساله چقدر صحت دارد و به کارها لطمه می‌زند؟

متاسفانه حقیقت دارد، کما این که خودم به چند نمونه آن برخورده‌ام. به عنوان مثال قرار بود در یک سریال 13 قسمتی بازی کنم، ولی وقتی برای بستن قرارداد رفتم، متوجه شدم فقط سه قسمت آن نوشته شده و به من گفتند هرچه جلوتر برویم و نگارش فیلمنامه کامل‌تر شود، امکان این که برای شما هم نقش بیشتری نوشته شود، وجود دارد، البته این مشکل امروز نیست. یادم هست 20 سال پیش هم در سریالی بازی کردم که فیلمنامه آن ابتدا درحد یک حرف بود.

موضوعش چه بود؟

درباره وقوع چند ترور در زمان رژیم سابق بود که پیگیری آن به یک سرهنگ واگذار شد و بعدها متوجه شد پسر خودش هم جزو یکی از کسانی بوده که این ترورها را برعهده داشته است. خاطرم هست، آن زمان من در چند سکانس این سریال ظاهر شدم و بعد به من گفتند اگر خوب بازی کنی ممکن است نویسنده چشمش بگیرد و نقش بیشتری برای تو بنویسد. آن زمان من خیلی تعجب کردم، اول از این بابت که با خود می‌گفتم چطور ممکن است بازیگری که به کار خود مسلط است، بد بازی کند؟! دیگر این که از این نوع نگاه متعجب بودم. نکته جالب اینجاست که همین اتفاق در ادامه کار رخ داد. البته نه برای من بلکه برای یکی دیگر از بازیگرانی که در آن سریال بازی می‌کرد. در آن کار، بازیگری بود که یک نقش فرعی را به عهده داشت، ولی نقش او بتدریج به یکی از  نقش‌های اصلی سریال تبدیل شد.

پس برخلاف آنچه امروز به نظر می‌رسد، این مسائل مربوط به امروز نیست و در گذشته هم وجود داشته است.

بله، من اگر به موفقیت و انسجام کارهای گذشته اشاره کردم باید به این بخش از مشکلات هم اشاره می‌کردم تا به یک قضاوت منصفانه برسیم.

با آن‌که خاستگاه شما در عالم هنر، تئاتر بوده است، چرا فعالیت دراین عرصه را ادامه ندادید؟

دلیلش این بود در سال‌هایی که من وارد تئاتر شدم، وضع دستمزدها آن طور که باید تعریفی نداشت و به قول معروف، در زمینه امرار معاش نمی‌شد انتظار بالایی از تئاتر داشت. من بیشتر سعی کردم خود را وقف حضور در سینما و تلویزیون کنم. در عین حال تصور می‌کنم کسانی که مثل من به شکل آکادمیک در رشته تئاتر تحصیل کرده‌اند و در این وادی فعالیت می‌کنند، اگر از منظر معیشتی در مضیقه نباشند، می‌توانند درخشش زیادی در این زمینه داشته باشند، کما این‌که هم‌اکنون بازیگر زبده و چیره‌دست در تئاتر، کم نداریم. از اینها گذشته، یکی از محاسن تئاتر این است که بازیگر به شکل رخ به رخ و نفس به نفس به مدد نقشی که ایفا می‌کند به برقراری ارتباط با مخاطب می‌پردازد.

امروز نسبت به تئاتر چه حسی دارید؟ چقدر از حس اولیه شما نسبت به بازیگری در این زمینه هنری کم شده است؟

باور کنید از اشتیاق اولیه من نسبت به تئاتر اصلا کم نشده... هنوز هم با وجود این که سال‌هاست تئاتر کار نکرده‌ام، احساس می‌کنم تئاتر عشق اولیه من است و علاقه‌ام به هنرهای نمایشی و اجرا در صحنه، به همان میزان است که ابتدای ورودم به این عرصه به تئاتر علاقه‌مند بودم.

شما یکی از بازیگرانی هستید که در سینما و تلویزیون شهرت و سابقه‌‌ای برای خود دارید. هیچ‌وقت پیش آمده از ورود به عرصه بازیگری به دلیل برخی مشکلات، پشیمان شده یا مثلا آرزو کرده باشید ‌ای ‌کاش هنرمند نمی‌شدید؟

سوال سختی است! ببینید، خب به قول شما مشکلات کاری همیشه بوده و هست و نمی‌شد آنها را نادیده گرفت یا رد کرد، ولی من واقعا از راهی که انتخاب کرده‌ام، پشیمان نیستم. چون از دوران نوجوانی بازیگری را دوست داشتم و به نوعی می‌توانم بگویم حضور در این حرفه و دستیابی به موقعیت بازیگری در سینما و تلویزیون، آرزوی من بود. گرچه من هم مانند دیگر همکارانم، در این مسیر سختی‌هایی را هم متحمل شده‌ام که بخش عمده‌ای از این سختی‌ها، در زمینه مسائل مالی رخ داده است. به‌عنوان مثال، بارها موقع نقد کردن وجه دستمزد، با چک‌های برگشتی دوستان مواجه شده‌ام و بعد برای رفع کردن این مشکل و رسیدن به حق و حقوقم، دوندگی‌های زیادی داشته‌ام، اما با این همه، راضی‌ام و فکر می‌کنم انتخابم در زندگی درست بوده است.

اگر بخواهید به شاخص‌ترین سریال سال‌های اخیر خود اشاره کنید، کدام سریال را انتخاب می‌کنید؟

در سال‌های گذشته سریالی به نام «محکمه عدالت» ساخته شد که به نظر من از هر نظر سریال موفق و خوبی بود. روح‌الله علی و هرمز امامی هم به شکل مشترک، کارگردانی آن را به‌عهده داشتند. این سریال در دهه 70 ساخته شد و تصور می‌کنم امروز هم در آرشیو صدا و سیما موجود است. من این سریال را خیلی دوست داشتم و چقدر خوب می‌شود دوباره آن را پخش کنند. به نظرم محکمه عدالت هم به لحاظ مضمونی که در قصه به آن می‌پرداخت و هم کاراکتری که در این سریال به من محول شده بود، برایم خاطره‌انگیز است، ضمن آن که همکاری با رضا بابک در کارگردانی این اثر نیز برایم شیرین بود.

ملاک شما برای انتخاب یک نقش چیست؟

مضمون و نقش، دو شاخصه مهم برای هر بازیگر است. از بدو ورود به عرصه هنر تا امروز سعی کرده‌ام سریال‌هایی را انتخاب کنم که سهمی در ارتقای فرهنگ جامعه داشته باشند، چون معتقدم جامعه ما از جهات بسیار نیازمند فرهنگسازی است و سریال‌ها، فیلم‌ها و به‌طور کلی آثار هنری می‌توانند نقش زیادی در این زمینه داشته باشند.

کار کارگردانان جوان تلویزیونی را می‌پسندید؟

مشکلی با کار کردن با جوانان ندارم؛ بویژه این‌که با برخی از آنها که دارای تحصیلات آکادمیک بوده‌اند، کار کرده‌ام و این همکاری‌ها برایم جذابیت‌هایی داشته است. به‌عنوان مثال چند سال پیش با یک کارگردان جوان کار کردم که کارش را به لحاظ تسلط بر دکوپاژ و رعایت مولفه‌های حرفه‌ای خیلی موفق و منحصربه‌فرد ارزیابی کردم. باید به نسل جوان کارگردان‌ها در تلویزیون اعتماد کرد، زیرا آینده تلویزیون با جوانان امروز رقم می‌خورد.

آزاده صالحی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها