به گزارش جامجم، در این مراسم که با عنوان «تجلیل از هنر مرد روزهای آتش و خون و سردار بینشان؛ ابراهیم حاتمیکیا» در نخلستان سازمان هنری رسانهای اوج برگزار شد، ابراهیم حاتمیکیا بغضش شکست و پس از مدتها بهیادآوری خاطرات خود از دوران جنگ و دفاع مقدس پرداخت.
او در این مراسم و در سخنانی گفت: عشق سینما مرا به عالم جبهه و جنگ نکشانده بود. به سینما علاقه داشتم، اما مساله ام سینمای صرف نبود. احساسم این بود که باید همین حرفها را بزنم.
کارگردان «از کرخه تا راین» پس از صحبتهای فرزندان و خانوادههای شهدایی همچون تهرانیمقدم، جولایی، مدق، ترابیان، آبشناسان، کاوه، صالحی، شفیعخانی، رمضان، رستگار، زینالدین، مرقاطی، آزما، رودکی و همت خطاب بهآنها اظهار کرد: متوجه شدم حرمت نگه میدارید و با اشاره ظریفی از برخی فیلمهایم میگذرید، اما باید بگویم اگر هنرمند برای چیزی که میخواهد بگوید به اجبار بیفتد آن اثر دیگر اثر خوبی نخواهد شد. من هم مثل همه شما در این جامعه زندگی میکنم و طغیان بشریت علیه خداوند را میبینم. و وقتی این مساله آزارم میدهد در فیلم «دعوت» از آن حرف میزنم. بعضیها میگویند تو باید فقط از جهاد و باروت و خون بگویی، اما من نمیتوانم از این طغیانی که میبینم بگذرم.
کارگردان «مهاجر» در همین ارتباط افزود: من باید از جوانها بگویم و فیلمی چون «گزارش یک جشن» را بسازم تا این گزارش در تاریخ این مملکت بماند، حالا ممکن است خیلیها هم خوششان نیاید.آقای کشوری امیدوارم زندهبمانم و فیلم شما درباره پدرتان را ببینم و چه کسی بهتر از شما میتواند این فیلم را بسازد.پس خودتان وارد شوید.
سردار سینمای جنگ ادامه داد: بنیاد شهید با دیکته حرفهای انقلابی و آرمانی در لایههای تکراری و کلیشه شده، امکان طرح برخی مسائل را از من میگیرد. البته باید بگویم که بحثم سیاسی نیست و نمیدانم الان اصلا رئیس بنیاد شهید کیست.
درباره «چ»
نویسنده و کارگردان فیلم شاخص «چ» (شهید چمران) که امسال با این اثر در دو بخش مسابقه سینمای ایران و بینالملل یکی از شانسهای اصلی دریافت سیمرغ بلورین است در حضور مهدی چمران برادر شهید مصطفی چمران به روند تولید این فیلم اشاره کرد و افزود: من خیلی جسارت کردم و فیلم «چ» (شهید چمران) را ساختم، اما باید بگویم این فیلم صرفا در مورد شهید چمران نیست. واقعیت برخی ماجراها به قدری پیچیده است که ما یا اصلا درباره آن حرف نمیزنیم یا اینکه اصلا گفتنی نیست. با این حال من تیرم را رها کردم و «ما رمیت اذ رمیت» و نمیدانم در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد.
کارگردان «بوی پیراهن یوسف» در ادامه خطاب بهفرزندان شهدا و دیگر حاضران بیان کرد: مرا دعا کنید. خدا نکند که در بستر عافیت بمیرم. در قنوت سحر همیشه میگویم که اصلا قرار ما این نبود. هر وقت از اینجا (سازمان اوج که در زمان جنگ ساختمان سپاه تهران بود) خارج میشدیم با پیکانی که دست ما بود به این قصد میرفتیم که برنگردیم و به خیل کاروان شهدا بپیوندیم.
حاتمیکیا در پایان گفت: امیدوارم خدا به من این اجل را بدهد که سر صحنهای بمیرم که شرمنده نباشم. انشاءالله که دعای خیر شما پشت سر من باشد و نفس شما مسیری را که من میروم، مطهر کند.
در بخش پایانی این مراسم که در حضور مسئولان و چهرههایی چون مهدی چمران و علیرضا رضاداد، دبیر
سی و دومین جشنواره فیلم فجر برگزار شد، فرزندان شهدای حاضر در جلسه از سردار بینشان سینمای جنگ با اهدای یک کتاب نفیس و لوح سپاس تجلیل کردند و در هنگام این تجلیل، فرزند شهید رودکی به حاتمیکیا گفت: هدیهای که برای شما تدارک دیده شده یک کتاب است، کتابی که دلنوشته بچههای شهداست. خیلی از ما پدرانمان را ندیدیم، اما با دیدن این فیلمها فکر کردیم اگر پدرانمان بودند همان صحنهها را بهعنوان خاطره برای ما تعریف میکردند.
حاتمیکیا به روایت خانواده شهدا
در بخش ابتدایی این مراسم تعدادی از خانوادههای شهدا پشت تریبون رفتند و نکاتی را مطرح کردند که حاتمی کیا با چشمانی سرخ و گونههایی خیس سخنان آنها را میشنید.
همسر شهید تهرانیمقدم در این مراسم گفت: احساس من از ابتدای این جلسه این بود که سفرهای امشب
پهن شده که سفره ویژه شهداست، وقتی خانواده معظم شهدا بخصوص خانواده آنها در این جمع حضور دارند احساس من این است که حتما شهدا هم حضور دارند.
وی با خطاب قرار دادن ابراهیم حاتمیکیا بهعنوان کارگردانی متعهد، انقلابی و جهادی گفت: هنگام تماشای فیلم «چ» نتوانستم تا آخر در سالن بمانم و بیرون آمدم تا نماز شکر بهجای بیاورم که همچنان کسانی هستند که یاد شهیدان را زنده نگه دارند و خدا را شکر میکنم امشب در کنار شما بزرگواران قرار دارم.
فرزند شهیدعباس جولایی هم خطاب به کارگردان مهاجر گفت: آن روزی که پدر من تفنگ برداشت مردی دوربین برداشت تا من با چشم غیرت او، پدرم را در پلهای خیبر ببینم، تو در عملیات مهاجر سردوشی زدی، در از کرخه تا راین سرگرد شدی و سرهنگیات را با پوشیدن پیراهن یوسف گرفتی پس بیخیال کسانی که چشم ندارند، من سید محمد جولایی فرزند شهیدان همت، جولایی، باقری، نامجو، رستگار و فرزند همه شهیدان این سرزمین با دیدهبان، از کرخه تا راین و آژانس شیشهای گریستهام، اما با «چ» هم گریستم و هم بالیدم، آقا ابراهیم به امید روزی که دهها سرلشکر بسازی و آرزو میکنم پس از ساختن آخرین فیلم دفاع مقدسیات در صد سالگی به شهادت برسی. در بخش بعدی مراسم علی کشوری فرزند شهید کشوری گفت: از حاتمیکیا تشکر میکنم اینکه بین فرزندان شهدا حضور دارد، اما چرا آنقدر دیر، من از آنجا که هنر خواندهام، دلم میخواهد کسانی که مثل شما دفاع مقدس کار کردهاند، تصور نکنند که دفاع مقدس دیگر تمام شده و «دعوت» بسازند.