یادداشت فرمان فتحعلیان درباره پروسه خواننده‌شدن در ایران

از بی‌صدایی تا پاوارتـی شدن

پروسه خواننده‌شدن در ایران را باید در ۳بخش مورد توجه قرار دهیم. یک بخش مربوط به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. بخشی به عهده استودیو‌ها و مراکزی که کار در آنها تولید می‌شود و بخش دیگر هم دست مردم است. هر کدام از این ۳بخش به خواننده‌شدن یا خواننده جلوه‌دادن برخی از اشخاص کمک می‌کنند.
کد خبر: ۶۳۸۴۴۶
از بی‌صدایی تا پاوارتـی شدن

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممیزی‌های خود را در مورد اشعاری که حول چارچوب تعریف شده ارشاد هستند درنظر می‌گیرد. بنابراین به اشعاری که ارزشی معرفی می‌شوند مجوز تعلق می‌گیرد و به کارهای سخیف و سطح پایین (به قول معیارهای جاری در ارشاد) مجوز داده نمی‌شود. همین موضوع مشخص‌کننده این است که کارهایی که به بازار می‌آیند سلیقه ارشاد را هم به صورت نهفته در دل خود دارند.  
بخش دیگر مربوط به استودیو‌هاست. متاسفانه ما از ابزاری که در دست داریم به خوبی استفاده نمی‌کنیم. صد درصد زحماتی که درحال حاضر برای آواز کشیده می‌شود به عهده نرم‌افزاری به اسم«اتوتیون» است. این نرم‌افزار نت‌های غیراصولی را که در جاهای بدصدایی خوانده شده به سر جای خودشان باز می‌گرداند. 
 هر کسی حتی اگر واقعا خواننده نباشد و اصول خوانندگی و نت را نداند و حتی نداند گام یعنی چه و با اکتاو آشنایی نداشته باشد به همت و پشتکار این نرم‌افزار، خواننده‌ای خوب خواهد شد! البته به قدری این تغییر فاحش است که کسانی که گوش آنها به این نرم‌افزار آشناست، به‌راحتی می‌توانند بفهمند این صدا، صدای دست کاری شده است. 
بخش بعدی مربوط به گوش موسیقایی خراب شده جامعه ما است. متاسفانه مردم ما آن‌قدر کار بد شنیده‌اند که گوششان در یک سطح خاص مانده است. گوش هر جامعه‌ای اگر کار بد در آن جامعه زیاد تولید شود، تخریب می‌شود. اگر فقط موسیقی بد بگذارید سطح شعور و آگاهی موسیقایی جامعه را به همان اندازه نزول می‌دهید. در هر جامعه‌ای کارهای قوی و غنی بگذارید سطح شعور را افزایش خواهید داد. این درددل خیلی از همکاران من هم هست که این دوستان جوان خواننده‌نما چه چیزی را به مردمی‌که در هزاره سوم زندگی می‌کنند، انتقال می‌دهند و چه چیزی به آنها می‌افزایند.  
نکته بسیار مهم این است که مقام شعر و ترانه را در قبال برخی از کارها که هم اکنون تولید می‌شود نباید پایین بیاوریم. استفاده از این دو لفظ برای این کارها، بی‌حرمتی به ساحت شعر و ترانه است. اینها همه به
 ۳ عاملی که از آنها نام بردم باز می‌گردد.  
وقتی معیارها مالی باشد، این‌که طرف مقابل چقدر هنرمند است و اصولا آیا از ذات هنری برخوردار است یا نه اهمیت خود را از دست می‌دهد. جامعه هدف برخی از این دوستان مخاطبان ۱۸ساله و پایین‌تر است. یک حساب و کتاب خیلی ساده ما را به این موضوع رهنمون می‌کند که چه کارهایی باید منتشر نشود و ممیزی با آنها سفت و سخت برخورد کند. این درحالی است که درحال حاضر ترانه‌هایی که ممکن است آگاهی مردم را بیفزاید حساسیت برانگیز‌تر هستند. آن هم حساسیت‌هایی که بی مورداند.  در این شرایط کسانی مثل من باید به سختی کار کنند و دوستانی که کارهای گوش خراب کن ارایه می‌دهند به راحتی کار خود را ادامه دهند.  
تهیه کنند‌ها و شرکت‌ها هم نقش صندوق پول را دارند. نام آنها را باید تغییر داد چرا که به مقوله فرهنگ اهمیتی نمی‌دهند و اصولا چنین دغدغه‌ای برای آنها مطرح نیست. صندوق پول، نام شایسته‌تری برای کاری که این شرکت‌ها انجام می‌دهند است. اگر جوانی فردا روزی هوس کند یک خواننده مطرح شود، می‌تواند به این شرکت‌ها مراجعه و آورده مالی خود را مطرح کند. بنابراین فردا ستاره‌ای جدید و نوظهور وارد موسیقی ایران خواهد شد. نتیجه‌اش کارهایی است که چند روزی صدا می‌کند و بعد هم کنار می‌رود. این تعریف عامیانه و ساده حقیقت داستان است. این‌گونه است که از بی صدایی می‌توانید به پاوارتی‌شدن برسید.
منبع: روزنامه شهروند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها