با گذشت بیش از یکماه از آتشبس، خیابانهای ایران هنوز خاموش نشدهاند؛ تجمعات شبانهای که بسیاری تصور میکردند بهتدریج فروکش کند، نهتنها ادامه یافته، بلکه در برخی شهرها پرشورتر از قبل نیز برگزار میشود. از میدانهای اصلی شهرها تا محلهها و حتی روستاها، حضور مردمی همچنان ادامه دارد؛ حضوری که حالا دیگر فقط یک واکنش احساسی یا مقطعی تلقی نمیشود و به یکی از مهمترین پدیدههای اجتماعی و سیاسی ماههای اخیر تبدیل شده است.
در نخستین روزهای پس از برقراری آتشبس و در شرایطی که بحث درباره آینده این حضور مردمی در فضای عمومی کشور مطرح بود، آیتالله سیدمجتبی خامنهای بر ضرورت استمرار این حرکت تأکید کردند و فرمودند: «آنچه در وهله کنونی، برای نیل به این شعار و هدف راهبردی رهبر شهید ضروری مینماید، استمرار حضور مردم عزیزمان همانند ۴۰ روزی است که پشت سر گذاشتند. این حضور یک رکن مهم از منزلتی است که اینک ایران مقتدر در آن استقرار یافته است.»
پس از این تأکید، چهرههای مختلف فرهنگی و اجتماعی نیز بر اهمیت تداوم این حضور مردمی تأکید کردند. حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، با اشاره به اثرگذاری این حضور گفت: «نظر و فریاد مردم مؤثر در نتیجه مذاکرات و هر امر دیگری است، مردم سالار هستند.» حجتالاسلام علیرضا پناهیان نیز تأکید کرد: «فریادهای مردم نهتنها در نتیجه، بلکه در نحوه مذاکرات مؤثر است.»
در همین رابطه، دکتر مجید سلیمانیساسانی، جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با ما به تحلیل ابعاد اجتماعی و سیاسی استمرار این حضور مردمی پرداخت.
خیابانی که بیسابقه شد
مجید سلیمانی ساسانی، جامعهشناس و عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران معتقد است آنچه امروز در خیابانهای ایران رخ میدهد، نه در داخل کشور و نه در نمونههای خارجی، مشابهی نداشته است. او میگوید: «این اولینبار نیست که حضور جمعی مردم در خیابان در ایران اتفاق میافتد و از پیش از انقلاب اسلامی تاکنون نمونههایی از آن وجود داشته، اما نمونه اخیر کاملا متمایز است.»
او تأکید میکند: «با جرأت میتوانم بگویم تا امروز چنین تهدید وجودی برای ایران و نظام جمهوری اسلامی در طول تاریخ رخ نداده بود و حتی این تجمعات بیش از دو ماه اخیر نیز هیچ نمونه مشابهی، نه در داخل ایران و نه خارج از ایران، نداشته است؛ اینکه مردم بیش از دو ماه، هر شب، در تمام کشور و حتی در روستاها در خیابان حضور یابند، هم از ایران دفاع کنند و هم تجدید بیعتی با رهبر معظم انقلاب داشته باشند.»
این جامعهشناس ادامه میدهد: «اگر بخواهیم نمونهای پیدا کنیم که چگونه خیابان در خدمت امر ملی و امر دینی قرار گرفته، اساسا نمونه مشابهی وجود ندارد. این وضعیت حتی با راهپیماییها و تجمعات منتهی به انقلاب اسلامی ۵۷ نیز، هم به لحاظ اندازه، هم به لحاظ نوع مطالبات و هم از جهت شور و اشتیاق، قابل مقایسه نیست.»
او معتقد است برای فهم این حضور اجتماعی باید ایران معاصر و ریشههای تاریخی کنش جمعی در جامعه ایرانی مورد مطالعه قرار گیرد؛ اینکه چه عواملی باعث میشود مردم در بزنگاههای تاریخی، در راستای امر ملی و دینی به کنش جمعی برسند.
ایران بدون جمهوری اسلامی ممکن نیست
سلیمانیساسانی میگوید: «بیشتر افرادی که در خیابان حاضر شدند، این خطر وجودی را حس کردند که اساسا ایران پس از جمهوری اسلامی امکانپذیر نیست و نظام حاضر آخرین حکومت مرکزی جغرافیای ایران خواهد بود.»
او در ادامه به نقش فضای رسانهای و تحولات سالهای اخیر اشاره میکند و میگوید: «پویشها و کمپینهای رسانهای متعددی از سوی مخالفان و اپوزیسیون، بهویژه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، موجب نوعی خودآگاهی گسترده در میان کنشگران شد.»
به گفته او: «این جمعیت، توده رسانهای بیفکر نیست که بدون آگاهی وارد خیابان شده باشد. آگاهیای که در میان این جماعت وجود دارد، به نظر من در طول تاریخ انقلاب اسلامی بیسابقه است؛ افراد دقیقا میدانند چرا به خیابان آمدهاند و چه چیزی را دنبال میکنند.»
پویش «جانفدا» باید به یک روایت ملی تبدیل شود
عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران با اشاره به پویش «جانفدا» میگوید: «پویش جانفدا اکنون به انرژی و نیرویی که در خیابان وجود دارد متصل و خود به یک عدد تبدیل شده است، اما این قابلیت را دارد که به یک پویش دارای روایت مداوم تبدیل شود؛ روایتی که نهفقط در این چند ماه، بلکه در سالهای آینده نیز زندگی ایرانیان را شکل دهد.»
او تأکید میکند که نباید پویشها را صرفا در حد یک ثبتنام ساده تقلیل داد. به گفته او، تحولات نظام ارتباطات اجتماعی و شکلگیری مخاطبان فعال در رسانههای اجتماعی باعث شده پروژههای رسانهای دیگر یکسویه نباشند و مردم خود به بخشی از روایت تبدیل شوند.
سلیمانیساسانی میگوید: «اگر پویش جانفدا بخواهد تداوم یابد، باید یک قصه و روایت کلان برای زندگی ایرانیان طراحی کند؛ روایتی که در حوزههای مختلف زندگی از اقتصاد و فرهنگ تا سیاست و کنش اجتماعی حضور داشته باشد.»
او معتقد است یکی از بحرانهای سالهای اخیر، ناتوانی نسلهای جدید در تصور آیندهای روشن از ایران بوده است و توضیح میدهد: «پویش جانفدا باید نوعی آینهداری انجام دهد؛ یعنی آیندهای را ترسیم کند که انسان ایرانی بتواند خودش را در آن ببیند و احساس کند این مسیر، جامعه را به پیشرفت و سعادت میرساند.»
به گفته او، این پویش نیازمند یک «کلانروایت» است؛ روایتی که بتواند آینده ایران و حتی نقش الهامبخش ایران برای دیگر جوامع را تصویر کند.
خیابان اجازه اغتشاش نمیدهد
سلیمانیساسانی در بخش دیگری از سخنانش، در واکنش به برخی تحلیلها درباره احتمال تبدیلشدن تجمعات مردمی به آشوبهای اجتماعی در پی مشکلات اقتصادی، تأکید میکند: «اینکه این تجمعات با این کیفیت و با این انسانها تبدیل به اغتشاش شود، غیرممکن است.»
او معتقد است هسته اصلی شکلگرفته در خیابان، خود مانع هرگونه کنش غیرمنطقی خواهد شد و توضیح میدهد: «ما به نقطهای رسیدهایم که میتوان میان اعتراض مشروع و آشوب تفاوت قائل شد. این هسته اجتماعی اجازه نخواهد داد خیابان به سمت بحرانآفرینیهای کور برود.»
این جامعهشناس درعینحال تأکید میکند تصمیمات کشور صرفا از دل خیابان بیرون نمیآید و سازوکارهای رسمی سیاسی مانند ولایتفقیه، مجلس خبرگان و سایر نهادهای حاکمیتی همچنان نقش اصلی را دارند، اما این حضور اجتماعی بیتأثیر هم نیست.
به گفته او، تداوم این تجربه اجتماعی میتواند به شکلگیری شیوهای عقلانیتر برای اعتراض، گفتوگو و مشارکت سیاسی در کشور کمک کند و حتی بر فضای سیاسی و انتخاباتی نیز اثر بگذارد؛ چراکه این کنش خیابانی در حال تبدیلشدن به نوعی مشارکت اجتماعی آگاهانه و مسئولانه است.