دلایل اصلی عبارتند از:
-کاهش عرضه سوخت و افزایش قیمت نفت، گاز و بنزین در بازارهای جهانی.
- فشار احزاب مخالف (به ویژه دموکراتها) در کنگره.
-هزینههای سنگین استقرار نظامی
برآوردها حاکی از آن است که هزینههای جاری این استقرار، برخلاف رقم اعلامی ۲۹ میلیارد دلاری، احتمالا به بیش از ۱۸۰ تا ۱۹۰ میلیارد دلار میرسد، بدون احتساب خسارت وارد شده به پایگاههای آمریکا در منطقه.ترامپ تلاش دارد با بهرهگیری از مذاکرات، دستاوردی به عنوان پیروزی کسب کرده و خود را از مخمصه جنگ خارج کند. در مقابل، ایران امتیاز چندانی برای اعطا ندارد و همین امر مذاکرات را بسیار پیچیده و دشوار ساخته است.
گزارشها حاکی از آن است که ترامپ اخیرا نیز چندین بار قصد حمله به ایران را داشته اما پس از محاسبه هزینهها و زیانهای احتمالی، به توصیه مشاوران خود از حمله صرفنظر کرده است. وی در عوض، سفر به پکن را در پیش گرفته تا با دستی پر با رئیسجمهور چین مذاکره کند.
به نظر میرسد فرصت کنونی آن است که چین بتواند با مذاکره با ایران زمینه بازگشت جریان انرژی به حالت عادی را فراهم کند. در مقابل، ایران نیز خواستههایی دارد که در صورت پذیرش، ممکن است مساله تا حدی حل شود. با این حال، برخی کارشناسان معتقدند روسیه و چین تمایلی به تضمیندهی در قبال ترامپ ندارند و حاضر به پذیرش هزینههای ناشی از بدعهدی وی نیستند. از این رو، کمتر کشوری حاضر است به عنوان میانجی عمل کند و تضمین دهد.
ایران بر اصول توافقشدهای تأکید دارد که شامل عدم تکرار حمله، سطح مشخصی از غنیسازی اورانیوم و رفع تحریمهاست. پیچیدگی دیگر آنکه برخی تحریمها فراتر از اختیارات رئیسجمهور آمریکا بوده و مصوب کنگره یا سازمان ملل هستند که ترامپ کنترلی بر آنها ندارد. این عوامل نیز بر پیچیدگی مذاکرات افزوده است.
اگر رئیسجمهور آمریکا واقعا قصد حل مساله را داشته باشد، موضوع قابل حل است، زیرا ایران امتیازات قابل توجهی ارائه داده است. با این حال، هرچه جنگ بیشتر طول بکشد، میزان تابآوری ایران بیشتر از آمریکا خواهد بود. ایران ۴۷ سال تحریم را تحمل کرده و قادر است چند ماه دیگر نیز ادامه دهد. ضمن آنکه در این سالها، توسعه و دستاوردهای چشمگیری داشته است.
هرچند شرایط زندگی مردم سخت میشود اما این فشارها منجر به سقوط ایران یا تغییر رفتار نخواهد شد. اکنون در داخل ایران، اتحاد ملی در برابر اسرائیل و فشارهای خارجی شکل گرفته که این امر موقعیت برنده ایران را تقویت کرده است. ترامپ عملا با دست خالی به سمت مذاکره با چین میرود و برگ برنده ویژهای در اختیار ندارد.
صنعت و فناوری ایران بومی است و در صورت آسیب، به سرعت بازسازی میشود. برخلاف تصور برخی، کشور فلج نخواهد شد. ایران توان مقابله جدی با متحدان آمریکا در منطقه را دارد و این توان را پیشتر نشان داده است. تجربه جنگهای گذشته (مانند جنگ رمضان) حاکی از آن است که ایران میتواند ضربات سنگینی به آمریکا وارد کند.
محاسبات ترامپ مبنی بر اینکه حمله به ایران مانند عراق باعث سقوط حکومت یا تسلیم ایران میشود، کاملا اشتباه است. ماهیت رهبری و پیوند ملت با حکومت به گونهای است که جدایی میان آنها متصور نیست. فشارهای بیرونی همواره نتیجه معکوس داشته و به رشد و تعالی ایران منجر شده است.
در یک ارزیابی کلی، فشار اقتصادی و عملیاتی متوجه هر دو طرف است، ما میزان تابآوری ایران طی ماههای آینده به مراتب بیش از آمریکا خواهد بود. نسبت فشار احتمالا به نفع ایران در حال تغییر است و شرایط کنونی به سود ایران در حال تکامل میباشد.