زبان در خاکستر جنگ

در دل جنگ، آنگاه که جهان در تنگنای درد و ویرانی قرار می‌گیرد، زبان نیز به همان سرنوشت دچار می‌شود. واژه‌ها دیگر روان و روشن نیستند‌؛ گویی در میان خاکسترها مدفون شده‌اند. سخن گفتن دشوار می‌شود و معنا، زیر بار رنج، خم می‌شود. این همان «عسر» است‌؛ تنگنایی که نه‌تنها جسم‌ها، بلکه روح و زبان را نیز در بر می‌گیرد.
کد خبر: ۱۵۵۲۲۰۵
نویسنده دکتر مریم هاشمی | عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 
 
در چنین وضعی، انسان در جست‌وجوی گشایشی است که فراتر از توان خویش باشد. اینجاست که نگاه قرآنی، افقی دیگر می‌گشاید. در سوره شرح (الم نشرح لک صدرک)، وعده‌ای آرام اما استوار طنین می‌اندازد: با هر سختی، آسانی‌ای همراه است. این وعده، نه نفی رنج، بلکه معنا بخشیدن به آن است.
زبان، هرچند در آتش جنگ، زخمی و خاموش شده باشد، در پرتو همین معنا، دوباره راهی برای گفتن می‌یابد. گویی در دل خاکستر، نفسی تازه شکل می‌گیرد. واژه‌ها آرام‌آرام از زیر آوار برمی‌خیزند‌؛ نه مانند گذشته، بلکه عمیق‌تر، سنجیده‌تر و آمیخته با تجربه رنج. این، همان گذر از «تنگنا» به «وسعت» است‌؛ از فشردگی درد به گشایش معنا.
در این مسیر، زبان تنها ابزار بیان نیست، بلکه نشانه‌ای از تحول درونی انسان است. وقتی دل گشوده می‌شود، واژه‌ها نیز وسعت می‌یابند. آنچه پیش‌تر ناگفتنی بود، اکنون در قالبی تازه بیان می‌شود. سکوت، جای خود را به کلامی می‌دهد که از رنج عبور کرده و به درکی ژرف‌تر رسیده است.
«زبان در خاکستر جنگ» در این نگاه، نه پایان معنا، بلکه آغاز دگرگونی آن است. زبان می‌سوزد اما نابود نمی‌شود‌؛ بلکه در فرآیندی دردناک، پالایش می‌یابد و در نهایت، همان‌گونه که وعده داده شده، از دل عسرت، یسر سر برمی‌آورد؛ نه به‌عنوان بازگشت به گذشته، بلکه به‌صورت تولدی تازه.
این روایت، یادآور آن است که حتی در تاریک‌ترین لحظات تاریخ، امکان گشایش وجود دارد‌؛ و زبان، هرچند شکسته و خاکستری، می‌تواند حامل این نور باشد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها