خروج از مرز سیاست ، ورود به مرز اسارت!

همه ساله عده زیادی از ایرانیان به منظور پناهندگی به کشورهای مختلف بویژه غرب می روند. انگیزه ها و دلایل تصمیم آنها متفاوت است.
کد خبر: ۶۳۷۴۴

اما تنها دلیلی که پذیرش تقاضای پناهندگی آنها را آسان می کند اعلام این نکته است که جان آنها در صورت ادامه زندگی در ایران به خطر می افتد!
بااین حال آماری که غربی ها منتشر می کنند شرح می دهد اکثر کسانی که متقاضی پناهندگی اند ، بطور مستقیم درگیر فعالیت سیاسی و اجتماعی یا تحت تعقیب نبوده و نیستند.
با این همه روشن ترین علت در تصمیم به ترک میهن ، یک چیز است و آن قابل تحمل نبودن شرایط زیست در کشور خودی است. پناهجویان برای شروع زندگی از نو نقشه ها در سر دارند. اما نخست باید مدرک اقامت در جیب شان باشد و از آن مهمتر زبان جامعه جدید را بیاموزند.
بخشی از مشکلات را شاید ژست های سیاسی حل کند اما سرشناس ترین و جنجالی ترین پناهجویانی که بهانه های سیاسی برای پناهندگی شان دارند ، خیلی زود درمی یابند که زمان مصرف ژست سیاسی ، خیلی زود به پایان می رسد. مدتی پیش یک پناهجوی ایرانی به گروگان گیری چهار دانش آموز دست زد تا بتواند کمک دولت آلمان خانواده اش را به این کشور ببرد. شاید در ابتدا ، این رفتار ، شائبه سیاسی بودن داشت اما خیلی زود ، حقایق هویدا شد.


مشکلات حقوقی و اجتماعی مشکلات



اجتماعی و حقوقی پناهنده ها ناشی ازشرایط دشوار پناهندگی ، نامشخص بودن وضعیت اقامتی آنها وشرایط نابسامان و ناخوشایند کمپ های پناهندگی است بخصوص پناهجویانی که در مناطق دور افتاده زندگی می کنند شرایط غیر قابل تحملی دارند. ندانستن زبان ، ناآشنا بودن به شرایط زندگی ، درهم ریختگی فرهنگی ملیت هایی که درخود کمپ زندگی می کنند بسیار مهم است.

  • حتی پناهجویانی که با اهداف سیاسی وارد کشورهای غربی شده اند ، با بی توجهی و کم لطفی گروه های اپوزیسیون ایرانی روبه رو شده اند

  • علاوه بر این مشکلات روانی بشدت آزاردهنده است. ترس از بازگشت ، اضطراب دایم ناشی از زندگی در محیط تازه و ناآشنا بودن به محیط ، بیکاری و مشکلات خانوادگی همه مزید بر علت میشوند. در آنها خشمی برانگیخته می شود که امکان بروز پیدا نمیکند و این به تدریج تبدیل به افسردگی عمیقی می شود. به همین دلیل نسبت به خود و اطرافیان خشونت شدید نشان می دهند.
    بیشتر پناهجویان پس از پشت سرگذاشتن مشکلات اولیه و گرفتن پاسپورت ، تازه با مشکلات واقعی جامعه آشنا می شوند چون باید کار کنند ، به تحصیل ادامه دهند و زندگی خود را مستقل اداره کنند.


    نتایج یک نظرسنجی



    مدتی پیش ، سازمان ملی جوانان یک نظرسنجی انجام داد که در آن 44 درصد از جوانان گفتند که از فرصت مهاجرت به خارج استقبال می کنند. در این نظرسنجی 16 هزار جوان در 30 استان ایران شرکت کرده بودند.
    مجریان این نظرسنجی معتقد بودند که این آمار حاکی از وجود بحران در زندگی جوانان است. جوانان در قبال احساس نا امنی اقتصادی ، مالی ، شغلی و تحصیلی بر این باورند که با مهاجرت به خارج ، فضا و فرصت کافی برای جبران این احساس به دست می آورند.اگر این آمار را واقعی بدانیم ، گریزی نیست جز آن که یقین کنیم افراد مورد پرسش از زندگی در آن سوی مرزها اطلاعات درست و دقیقی ندارند.
    بسیاری از مهاجران ایرانی که با اهداف مختلف (اعم از سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی) به خارج سفر کرده اند در گفتن این جملات مشترکند:«در ابتدا تصور خوبی از مهاجرت داشتم تا اینکه با تعدادی مهاجر آشنا شدم. آنوقت بود که متوجه مشکلات بیشمار آن شدم.»
    این درست است که مشکلات فراوان در ایران وجود دارد، ولی مشکل افراد با مهاجرت حل نمی شود بلکه به 2برابر افزایش می یابد. اکثر مهاجران نه تنها به آرزوی خود نرسیدند بلکه گذران ایام نیز برای آنها ساده نیست.
    در واقع تنها راه حل مشکل ماندن و حل کردن آن است. حتی آنها که با اهداف سیاسی وارد کشورهای غربی شده اند ، پس از مدتی با بی توجهی و کم لطفی گروههای اپوزیسیون ایرانی روبه رو شده اند.
    یک ایرانی مقیم هلند می گوید: گروه مجاهدین (منافقین) با وعده های فراوان از من دعوت کرد به هلند بیایم. فقط یکی دو روز اول با من تماس گرفتند و از من پول خواستند. تا آنجا که برایم مقدور بود کمک مالی کردم اما وقتی آنها فهمیدند دیگر قادر به کمک نیستم رهایم کردند. خدا را شکر می کنم که دنبال پناهندگی سیاسی نرفتم وگرنه معلوم نبود الان به چه فلاکتی افتاده بودم.
    او می افزاید: وقتی این داستان را برای برخی ایرانیان مقیم هلند تعریف می کنم می خندند. گویی همه سرنوشت مشترکی داشته اند.


    زهرا کاشانی


    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها