دانشجویان یک بار دیگر همگی گفتند: بله، پر شده است.
استاد این بار جعبهای پر از ماسه برداشت و باز هم آن را توی همان شیشه خالی کرد. فضاهای خالی زیادی بود که ماسهها بتوانند در آن، جا خوش کنند. استاد بار دیگر پرسید: آیا به نظر شما شیشه پر شده است؟
دانشجویان این بار هم همگی معتقد بودند شیشه دیگر کاملا پر شده است.
استاد گفت: حالا میخواهم بدانید این شیشه مثل زندگی شماست. سنگها مسائل مهم زندگیاند: خانواده، همسر، فرزندان و همه آن چیزهایی که اگر هر چیز دیگری را از دست بدهید و فقط آنها با شما باشند، زندگیتان کامل خواهد بود.
ریگها مسائل مهم دیگر است، چیزهایی مثل شغل، خانه، اتومبیل؛ و ماسهها بقیه مسائل موجود در زندگی. هر چیزی که فکرش را بکنید.
استاد ادامه داد: اگر اول ماسهها را توی شیشه بریزید جایی برای سنگها و ریگها نخواهد بود. زندگی هم همینطور است. اگر همه وقت و انرژی خود را صرف مسائل بیاهمیت و جزئی کنید، وقتی برای مسائل مهمتر زندگی نخواهید داشت.
به چیزهایی بندیشید که در زندگی از اهمیت بیشتری برخوردارند. با همسرتان مهربان باشید و وقتی را برای با او بودن بگذارید، با او به پارک بروید و قدم بزنید. با کودکانتان بازی کنید. همیشه برای کار وقت هست. اول مواظب سنگها باشید، چیزهایی که واقعا مهمند. اولویتهای خود را در زندگی مشخص کنید، بقیه سنگریزهاند.
منبع: moral short stories