برای مثال، برف را در بستهای میپیچیدند و در ظرف غذا میگذاشتند و به پسربچهای که برنده آن بود، رموز اغفال طرف و گریختن بموقع را گوشزد میکردند. پسر اگر زرنگ بود با چهرهای حق به جانب سلام میکرد و میگفت: مادرم آش پخته، یاد شما بودیم، آنگاه ظرف را میداد و میگفت: بیزحمت ظرفش را خالی کنید.
اگر صاحبخانه ظرف را میگرفت، پسر پا به فرار میگذاشت و میگفت: باختید. صاحبخانه داد میزد بگیرش. اگر پسر را میگرفتند، صورت او را با دود یا زغال سیاه و او را رها میکردند. به هر حال بازنده باید یک آش رشته به فرستنده برف سور بدهد.
این رسم همچنان معمول است و بویژه در روستای امامزاده یوجان خمین هنوز بین اهالی تازگی دارد. به باور کارشناسان مردمشناسی در پس انجام این رسم قدیمی، جهان بینی و فلسفه خاصی را در خود نهفته دارد.
بعضی این آیین را نماد برکت میدانند. انجام این آیین قدیمی بشارت و مژدگانی دادن به مردمی است که اقتصاد آنان بشدت به بارش نزولات جوی وابسته بود و از راه کشاورزی، دامپروری و باغداری امرار معاش میکردند. فاضل فضلی یکی از این کارشناسان معتقد است توجه به دگرگونی در فصول از دیرباز در تقویم و جشنهای ایرانیان باستان مورد توجه بوده، وابستگی زندگی گذشتگان ما به آب آنقدر ارزشمند بوده که با بارش نخستین برف پاییزی مقداری ازآن را در ظرف ارزشمند قرار داده و برای اقوام هدیه میبردند. او که این حرفها را به ایرنا گفته، باور دارد که با بروز پدیده خشکسالی در سالهای اخیر، بها دادن به آیینها و سنتهای قدیمی و بازگو کردن آن برای نسل جوان، میتواند بیان عمق جهانبینی گذشتگان باشد که امور و فعالیتهای آنان از روی درایت بوده است ضمن این که نوعی شوخی با همسایگان و تلطیف روابط اجتماعی نیز بوده است.
سنت برفی کردن تنها سرگرمی برای پدران و اجداد ما نبوده، بلکه میتوان آن را نوعی احترام به آب قلمداد کرد.