
در آن زمان رایانه کالای لوکسی بود که در هر خانهای یافت نمیشد اما بیشتر از دستگاه کامپیوتر، نرمافزار شگفتانگیز آن دل علیرضا را ربود؛ نرمافزاری که میتوانست عملیات جستجوی خستهکننده کتاب در برگهدانها را ـ که گاهی نیم ساعتی طول میکشید ـ به جستجوی دلپذیر چند ثانیهای تبدیل کند؛ جستجوی کامپیوتری به دلمشغولی جدید علیرضا تبدیل شد.
تولد ایده
آن کامپیوتر سه سال مداوم فکر و ذهن علیرضا را به خود مشغول کرد تا در نهایت ایدهای ناب به ذهنش رسید. کمکم داشت خود را برای گرفتن لیسانس آماده میکرد که برای یکی از پروژههای درسیاش مجبور بود یکسری فیلمها و فایلهای صوتی کوتاه را مرور و از میان آنها چند ثانیهای را که متناسب با سوژه کاریاش بود، پیدا کند. بهترین حالت وقتی بود که میدانست فیلم یا نوار صوتی که در دست دارد حاوی بخشهای مورد نظر است و برای پیداکردن آنها باید به اندازه زمان ضبط فیلم یا صدا، وقت میگذاشت و با دیدن یا شنیدن کل نوار، بخش مورد نظرش را پیدا میکرد اما امان از وقتی که نمیدانست بخش مورد نظر بین کدامیک از صدها حلقه فیلم یا نوار صوتی پیش رویش قرار دارد.
همان جا بود که ایده در ذهن علیرضا شکل گرفت. سریعا به یاد کتابخانه و سیستم جستجوی کامپیوتریاش افتاد و بعد هم گوگل و همه امکانات خارقالعاده جستجو در آن از جلوی چشمش رژه رفتند. به خود میگفت، چرا تا به حال جستجوگری ساخته نشده که بتوان از طریق آن در ویدئو یا صدا یک صحنه خاص یا یک کلمه منحصر به فرد را جستجو کرد. حالا ایدهای بزرگ در ذهنش متولد شده بود. باید کاری میکرد تا بتوان در ویدئو و صوت نیز جستجو کرد، به گونهای که اگر فرد یک واژه یا عبارت را جستجو کند، سیستم از همان ثانیه در یک کلیپ چند دقیقهای صحنه را به نمایش بگذارد یا صوت را پخش کند.
چالشها
مهندسی نرمافزار خوانده بود و ایده هم باید در قالب محصول نرمافزاری جلوهگر میشد. از همینرو دست به کار شد و شروع به برنامهنویسی کرد. در حالی که خط به خط برنامهنویسی نرمافزار مورد نظرش را انجام میداد، به جاهایی میرسید که ذهنش دیگر به جایی قد نمیداد. او میخواست کاری کند تا کاربر با یک جستجوی ساده در محیط نرمافزار یکراست به ثانیه یا دقیقه مورد نظر برسد. به همین دلیل نیاز بود متن یک سخنرانی یا فیلم عینا پیادهسازی و تگگذاری و در آن واحد لحظه به لحظه با تصویر و صوت همگام یا به اصطلاح سینک شود. برای این کار نیاز بود تا یک نفر فیلم را کامل ببیند و در لحظههای لازم تگها را ثبت کند. تا همین حد هم قابلیت نرمافزار علیرضا جالب بود، اما چون چنین چیزی زمانبر بود و میتوانست به عامل احتمالی شکست نرمافزارش در آینده منجر شود، تصمیم گرفت یک پله جلوتر برود و از سیستمی استفاده کند که محصولش را خواستنی کند.
سرانجام به این نتیجه رسید که این کار باید به صورت خودکار انجام شود و این یعنی سیستمش به هوش مصنوعی نیاز داشت. میدانست به کمک دوستانش میتواند براحتی از پس کارهای آن برآید، اما چون در ابتدای راه بود و تجربه مدیریتی نداشت، نمیتوانست بخوبی پروژه را جمع و جور کند و دوستانش ناراضی کار را ترک میکردند. پس از یک شکست کامل در روند پروژه دیگر علیرضا آبدیده شد و در نهایت با تیمی که اعضایش را برخی دوستان قدیمی و جدید تشکیل میدادند، به تولید نرمافزاری رسید که میتوانست حرفهای یک فایل صوتی یا تصویری را تشخیص دهد و عمل تگگذاری را به شکل اتوماتیک انجام دهد. جدای از مشکلات مربوط به کمتجربگی و ضعف مدیریت در ابتدای کار و کمبود نقدینگی در طول مسیر پروژه، علیرضا چالشی اساسی با فرآیند ثبت حق اختراعش داشت، به گونهای که عمیقا اعتقاد دارد روند ثبت اختراع از فرآیند شکلگیری خود اختراع مشکلتر است.
حال علیرضا شرکتی با 15 کارمند در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران دارد و تمرکزش را بشدت روی هوشمندسازی هر چه بیشتر این نرمافزار گذاشته است. هر شرکت و سازمان و حتی افراد عادی میتوانند مشتری نرمافزار جستجوی فیلم و صوت علیرضا باشند. اگر آرشیوهای تصویری و صوتی فعلی به برنامه وی تجهیز شوند فیلمساز میتواند کلیپ مورد نظرش را با موضوعی که در سر دارد بسیار دقیق و سریع بیابد و مجبور نیست ساعتها وقت صرف یافتن چند دقیقه یا ثانیه کلیپ مورد نظر کند.
آینده
او قصد دارد در آینده نزدیک سرویس نرمافزارش را به صورت آنلاین هم ارائه دهد و سایتی بسازد که بتوان در آن جستجوی ویدئویی انجام داد. تصور کنید یک فیلم را دیدهاید و میخواهید سکانسی از آن را مدتی بعد دوباره تماشا کنید، دیگر نیازی نیست تمام فیلم را عقب و جلو کنید تا صحنه مورد نظر را بیابید، بلکه با جستجوی ساده لغتی مربوط به آن صحنه میتوان دقیقا همان لحظه را پیدا و مشاهده کرد.
به اعتقاد علیرضا مردم ما افراد خلاقی هستند، اما قدرت ریسکپذیری، سماجت و آستانه تحمل پایینی دارند. همین موضوع باعث میشود تا بخواهیم زود به نتیجه برسیم و در صورت شکست، کسب و کار نوپا را کنار بگذاریم. او برای محقق ساختن ایدهاش دو بار شکستخورده و ورشکست شده، اما با تلاش بیشتر توانسته به کار خود ادامه دهد.
رامین فتوت
مدرسه تلاش
به راه انداختن کسب و کار برای خودمان مثل این است که سوار یک ترن هوایی پرهیجان شویم که تندترین سراشیبیها و سرازیریها را با آن تجربه میکنیم و در این حین باید با خودمان فکر کنیم که بالاخره چه زمانی جیغکشیدنها تمام میشود. هر کسی میتواند کسبوکاری را شروع کند، اما رشدکردن و سپس پایدار نگاه داشتن آن سختترین کار ممکن است. وقتی شرکتتان با چالش مواجه و اسیر موانعی میشود که بسیار سخت است (معمولا هم این اتفاق زیاد میافتد) فقط اشتیاق و تعهد شماست که میتواند کسبوکار را به سر منزل مقصود برساند.
اگر در وجودتان شوقی حقیقی نسبت به کسبوکارتان حس نمیکنید، بقیه هم متوجه میشوند: مشتریانتان، تیم شما، مشاوران و سرمایهگذاران شما. به همین دلیل، تمرکز بر ماموریت و مسیر پیشرفت، مهمترین مسأله در کسبوکار است. این موضوع به شما امکان میدهد سریعتر تصمیم بگیرید و ایده خود را بخوبی مدیریت کنید.
اگر ایده ناب دارید، ولی به اندازه کافی با زمینه فنی آن آشنایی ندارید از شبکه دوستان خود استفاده کنید؛ با افرادی صحبت کنید که در صنعت مد نظر شما کسبوکاری به راه انداختهاند تا به شما کمک کنند و به شروع کارتان سرعت ببخشید. این کار مثل ساختن یک هیات مشاور از افرادی است که وارد سفری شدهاند که حال شما قصد شروع آن را دارید. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این مطلب به مقاله «چطور علایق خود را به کسبوکار موفق تبدیل کنیم» در وب سایت karya.ir مراجعه کنید.
نظرتان درباره این ایده چیست؟ پیشنهادها و انتقادهای خود را درباره تلاش این هفته با ما در میان بگذارید. کلیک حرفهای شما را به گوش علیرضا انصاری میرساند. شاید در آینده نهچندان دور یکی از اعضای طرح او باشید! علاوه بر این، کلیک دست افرادی را که توانستهاند ایده دانش بنیان خود را در فضای آی.تی به کسب و کار تبدیل کنند، به گرمی میفشارد. ما را از شنیدن داستانهای خود محروم نکنید، کلیک بیصبرانه منتظر شماست! / ضمیمه کلیک
شماره پیامک: 300011226 نشانی ایمیل: Click@jamejamonline.ir