تن تو کو؟

کد خبر: ۶۱۹۴۵۶
تن تو کو؟

«این یادداشت علیرضا آقابالایی روزنامه نگار ،‌شاعر و سینماگر درست یکسال پس از مرگ بابک بیات نوشته شد،‌هر چند در زمان بازنشر این یادداشت علیرضا آقابالایی هم در میان ما نیست اما خواندن این یادداشت که آشنایی نزدیکی هم با بابک بیات داشت خالی از لطف نیست. »

سالی است که دست بی رحم زمانه پیکر ترانه ساز نوین ایران را نشانه گرفت و ستون هایش را که همه عمری نزدیک به 60 سال داشت را یکی یکی جدا کرد، اما نتوانست صدایش را که برای همیشه ماند از ذهن های ما کوچ دهد.

او بابک بود و به بیات معروف بود. مردی مهربان. پر از نواهایی در سر، که رهایش نمی کردند. آن مرد وقت کمی داشت، نه آنقدر که صداهای سرش را ردیف کند یا به دستگاهی بسپارد،‌نه آندقر که همه را مجاب کند. آن مرد بابک بیات بود گفتن بلد بود، لبش می لرزید. گلویش که می گرفت، مر گرفت تا این که بغضش می ترکید. آن مرد گیر می کرد میان عاطفه هایش و وقت ناله فروکش می کرد و وقت فغان لب می بست. آن مرد گله های همه را می شنید و گله هایش را با خود برد.

این که سرنوشت این پیکره خوش تراش و فریبا در نبود ستون هایش چه خواهد شد نیازمند تحلیل صاحب نظران است،‌اما او تا پایان عمر ترانه نوین با این شکل و فرم،‌نه تنها به دلیل از دست دادن چهره های تاثیرگذارش که به دلیل عوض شدن شرایط اجتماعی، فاصله چندانی باقی نمانده استو

بابک بیات از تبار انسان های بزرگ بود. انسان هایی که از صحنه زیبای هنرمندیشان برای امثال ما جایگاهی است برای آموختن. وجه تمایز بزرگ بابک بیات با دیگر آهنگسازان هم نسلش، توانایی شگرف او در خلق ملودی و هارمونی هایی با درونمایه حماسی بود و اتفاقا همین درونمایه، ب بیانی پر شور و خروشنده همراه با زر لایه ای از اندوه، خصوصا در پرداخت به مقوله عشق، در ترانه ای نزدیکترین دوستان و همکاران بیات هم موجود است. خوانندگان تصنیف های بابک با دارا بودن صدایی سرکش و قدرتمند و حس و حالی ویژه در ترانه خوانی، بی گمان مناسب ترین گزینه برای آغاز این همکاری هدفمند بودند، با آهنگساز و ترانه سرایی که احساساتشان در عین صمیمیت بی پروا اوج می گرفت و حماسه می آفرید.

نوآوری در ملودی و هارمونی حتی در موسیقی فیلم هایی که بابک می نوشت به خوبی پیداست، چرا که هر کدام با ویژگی منحصر به فردشان گرچه نرمش و انعطاف متداول و اغلب مورد انتظار را از ساخته هایشان دور نی کیردند، اما پدید آوردنده فصلی نو  متمایز در عمر کاری خود و در آهنگسازی برای فیلم نیز شدند.

بیات با این که ادامه دهنده راه واروژان در موسیقی پاپ بود، اما با ارائه آثاری ماندگار از خود نشان داد که وی صاحب جهان بینی عمیقی نسبت به دنیای موسیقی است. استفاده به جا و مناسب از یکایک سازها و نحوه تنظیم آهنگ از سوی بابک در مجموع صدایی از ارکستر بروز می داد که برای هر شنونده ای زیبا به نظر می رسید. موسیقی او آدمی را به فکر وا می داشت و انسان را دعوت به خوبی ها می کرد. عشق در موسیقی بابک بیات جایگاهی والا داشت و همواره پاک شمرده می شد. بیان ارزش های عمیق عشق، عشق پر شور، خالص  و بی ریای آدمیزادی در کنار اعتراض های فریاد گونه به نابسامانی های اجتماع چیزی بود که موسیقی بابک آن را دنبال می کرد. در اینجا باید ناگفته ای را گفت و آن این کهبابک بیات در زمان قبل از انقلاب آثار اعتراضی فراوانی نسبت به ناهنجاری های اجتماعی داشت که هیچگاه مجال شنیده شدن آنها در جامعه پیدا نشد.

اما امروز پس از دست رفتن بابک، همواره جای خالی او در دنیای موسیقی ایران زمین حس می شودو این حس با تمام آثار این خنیاگر خاموش همراه و همقدم است. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها