عبور از دوگانگی‌های فرساینده و اثبات کارآمدی نظام دینی

حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران همواره با یک چالش نظری و عملی روبه‌رو بوده است: «تلفیق نظریه ولایت‌فقیه با ساختار دولت/ملت مدرن». تاریخ ۴۷ ساله انقلاب نشان می‌دهد که توازن میان اختیارات رهبری و مسئولیت‌های رئیس‌جمهور، گاه دستخوش تنش‌هایی شده که کارآمدی نظام را با چالش مواجه کرده است. دوره ریاست‌جمهوری آیت‌الله شهید رئیسی را باید «نقطه‌عطف» و «عصر طلایی» در حل این تعارضات و ارائه الگوی حکمرانی تراز دانست.
کد خبر: ۱۵۵۲۹۶۸
نویسنده محمدمهدی اسماعیلی | وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رئیسی
عبور از دوگانگی‌های فرساینده و اثبات کارآمدی نظام دینی

 مرور ادوار مختلف از آقایان هاشمی تا روحانی، نشان می‌دهد ریشه بسیاری از عقب‌ماندگی‌ها، نه در «قاون اساسی» بلکه در «نوع نگاه کارگزاران» نهفته بود.
دوران سازندگی و اصلاحات: ایجاد شکاف‌های فرهنگی و سیاسی و تلاش برای بازتعریف نقش نهادهای حاکمیتی.
دوران اعتدال: تمرکز افراطی بر نگاه به بیرون و ایجاد «دولت عبرت» به ‌دلیل بی‌اعتمادی به ظرفیت‌های داخلی.
این دوره‌ها نشان داد هرگاه «دولت» خود را تافته‌ای جدابافته از کلان‌روند نظام بداند، انرژی ملی صرف نزاع‌های داخلی می‌شود. در مقابل، الگوی حکمرانی تراز که در سیره اجرایی شهید رئیسی تجلی یافت، بر چهار ستون اصلی استوار است:

1. انسجام و وحدت راهبردی: در این الگو، دولت دیگر یک «رقیب» برای سایر قوا یا نهادهای انتصابی نیست بلکه «بازوی اجرایی قدرتمند نظام» است. شهید رئیسی با از بین بردن شکاف میان نهادهای انتخابی و انتصابی، ثابت کرد می‌توان در قالب قانون اساسی موجود، به بالاترین سطح از هماهنگی دست یافت.

2. ولایت‌پذیری عملیاتی، نه شعاری: حکمرانی تراز، پیشرفت کشور را ذیل مفهوم «امامت و ولایت» تعریف می‌کند. شهید رئیسی معتقد بود هرجا از رهنمودهای ولایت تبعیت شده، مایه اقتدار و هرجا بی‌توجهی شده، منشأ گله‌مندی مردم بوده است. در این مدل، رئیس‌جمهور «ریل‌گذاری» سیاست‌های کلان نظام را آگاهانه می‌پذیرد و تمام توان خود را صرف «تحقق» آنها می‌کند.

3. مدیریت میدانی و احیای اعتماد عمومی: الگوی تراز، «پشت‌میزنشینی» را نفی می‌کند. شهید رئیسی با انتقال تجربه موفق خود از قوه قضاییه به قوه مجریه، دولت را به «ملجأ مستضعفان» تبدیل کرد. حضور در متن مشکلات (از واکسیناسیون کرونا تا ناترازی برق و کالاهای اساسی در آغاز دولت)، موجب بازسازی سرمایه اجتماعی نظام شد.

4. اخلاق‌مداری و پرهیز از نزاع‌های قوا: یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های این الگو، «میثاق با خدا» برای پرهیز از اختلافات رسانه‌ای است. درحالی‌که رؤسای‌جمهور پیشین گاهی تریبون‌های رسمی را به محل تقابل با ارکان نظام یا سایر قوا تبدیل می‌کردند، شهید رئیسی بر «وحدت کلمه» تمرکز داشت تا آرامش روانی جامعه حفظ شود.

نتیجه‌گیری: 
 
دولت‌سازی درون‌زا: حکمرانی شهید رئیسی می‌آموزد الگوی حکمرانی تراز، نه یک مفهوم انتزاعی بلکه یک واقعیت تجربه ‌شده است. این الگو نشان داد:
 
کارآمدی نظام متوقف بر تغییر قانون اساسی نیست بلکه در گرو انتخاب «رجل سیاسی و مذهبی» با نگاه تمدنی است.
 
«ایران قوی» تنها از مسیر هماهنگی کامل دولت با منطق «امامت و امت» عبور می‌کند.

شهید رئیسی با جایگزین کردن «ما می‌توانیم» به جای «نگاه به غرب» و «وحدت» به جای «تفرق»، مدلی از حکمرانی را ارائه داد که در آن دولت، نه منشأ بحران بلکه پیشران حل مسائل پیچیده کشور است. این الگو، میراثی گرانبها برای آینده نظام حکمرانی ایران در گام دوم انقلاب خواهد بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها