جستجو برای حضور پاییز در سینمای ایران، به یافتن فیلم‌های چندانی منجر نمی‌شود

7 کیلومتر تا پاییز!

در فیلم « شاعر زباله‌ها» رفتگر دلباخته مسیر رفت و آمد دختر مورد علاقه‌اش را جارو می‌کند تا حرکت او به سمت خانه‌اش باشکوتر جلوه کند. حاصل کار رفتگر نمایی شاعرانه می‌شود. لیلا حاتمی در کوچه‌ای بی‌انتها از میان برگ‌های زرد گذر می‌کند؛ مسیری اختصاصی که فقط برای دختر تنهای قصه طراحی شده و فرد دیگری حق عبور از آن را ندارد. مرد نارنجی‌پوش در این نما حضور ندارد؛ اما سایه سنگینش کاملا حس می‌شود. «شاعر زباله‌ها» یکی از معدود فیلم‌هایی است که از جذابیت‌های بصری فصل «پاییز» بخوبی بهره می‌برد و همچنین میان درونمایه قصه و حال و هوای پاییز ارتباط برقرار می‌کند.
کد خبر: ۶۰۶۹۴۲

رفتگر، شاعر و پیرمرد هر سه آدم‌های تنهایی هستند و در خلوت خودشان روزگار می‌گذرانند. این تنهایی در پیوند با سکون و سکوت پاییز بیشتر به چشم می‌آید و دیده می‌شود. همان طور که اشاره شد، کارگردان شاعر زباله‌ها در انتخاب فصل فیلمبرداری دست به گزینش درستی زده است.

اگر بخواهیم ردپای پاییز در آثار سینمای ایران را بررسی کنیم به فیلم‌های زیادی نخواهیم رسید. البته فیلمبرداری برخی از فیلم‌ها در پاییز اتفاق افتاده، اما معمولا این انتخاب آگاهانه نبوده و نماها نیز تاکید خاصی روی ویژگی‌های این فصل ندارند.

«گل‌های داوودی» ساخته رسول صدرعاملی هم در سکانس‌های خارجی‌اش ابهت و شکوه پاییز را به تصویر می‌کشد. حتما سکانس پایانی فیلم را به خاطر دارید که در آن مریم برای جواد (بیژن امکانیان) نحوه مرگ پدر را توضیح می‌دهد و او را برای بازگشت دوباره به زندگی آماده می‌کند. در آن سکانس که در پارک ساعی فیلمبرداری شده نیز برگ زرد درختان لحن تلخ روایت را بیشتر کرده و بدعهد بودن دنیا و طعم تلخ زندگی را یادآوری می‌کنند.

در کنار این دو اثر می‌توانیم فیلم‌های «بانو» و «هامون» را مثال بزنیم که در آنها نیز پاییز برگ ریز خودنمایی می‌کند. برای یافتن پاسخ این پرسش که چرا فیلم‌های پاییزی اینقدر محدود و انگشت شمار است نباید راه دوری برویم. فیلمنامه‌نویسان ​ هنگام نگارش متن خیلی به این که اتفاقات​ در چه فصلی باید رخ بدهد توجهی نمی‌کنند. تازه اگر هم به فصل خاصی اشاره کنند معلوم نیست کارگردان و عوامل اجرایی این نکته را در کار لحاظ کنند یا نه. کارگردان زمانی که امکانات و بودجه به دستش برسد کار را کلید می‌زند. در شرایط سخت اقتصادی توقع نابجایی است که بخواهیم کارگردانی برای رسیدن فصلی خاص چند ماه یا حتی چند روز صبر بکند. مگر این که کارگردان خیلی سختگیر باشد یا این که اقتضائات قصه او را وادار به چنین کاری کند. به عنوان مثال قصه فیلم «اشک سرما» در یک کوهستان برفی اتفاق می‌افتاد و کارگردان مجبور بود در فصل زمستان فیلم را جلوی دوربین ببرد. یا مثلا «داریوش مهرجویی» در مستند «همدان» اصرار داشت چهار فصل این خطه از ایران را به تصویر بکشد و برای همین در چهار زمان مختلف پشت دوربین «همدان» رفت.

چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر این که علی رفیعی فیلمساز دقیق و با وسواس سینمای ایران نیز قرار است فیلم «سالتو» را در فصل پاییز فیلمبرداری کند چون اتفاقات فیلم در این فصل رخ می‌دهد. همان طور که اشاره شد این موارد جزو استثناهای سینما هستند و در حالت معمول تهیه‌کنندگان دوست دارند فیلم را هر چه زودتر کلید بزنند و هرچه سریع‌تر به اتمام برسانند تا سرمایه‌شان برگردد.

سینمای ایران هر چقدر در استفاده از تصاویر پاییزی کم‌کاری کرده به جایش در انتخاب اسم‌ها و عناوین پاییزی برای فیلم‌ها پرکار و فعال بوده است. پاییزان، هفت دقیقه تا پاییز، پاییز صحرا، عصر پاییزی، متولد ماه مهر، مادر پاییزی و شب یلدا جزو اسامی ای هستند که دوستداران فصل دل‌انگیز پاییز را برای دیدن اثر وسوسه می‌کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها