در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای بعد، اما کتاب نتوانست جانشین قصهگوییهای گذشته شود؛ چراکه فرهنگ شفاهی چندان میانه خوبی با کتاب و نوشتار نداشت و نبود فرهنگ مطالعه به بهبود وضع کتابخوانی به جای قصهگویی کمک چندانی نکرد تا اینکه با ورود به عصر ارتباطات و توسعه فناوریهای مدرن ارتباطی، رسانهها بویژه تلویزیون همه را جادو کردند و کودکان بار دیگر به خانه بازگشتند، اما این بار به جای مادر بزرگ، دور جعبه جادویی تلویزیون نشستند تا برنامهها و قصههای کارتونی که مظهر رسانه سرد بودند و حتی تصاویر ذهنی و خیالی شخصیتهای قصه را برای آنها به تصویر بکشند.
تصاویر رنگارنگ و جذاب تلویزیون، کودکان و حتی بزرگسالان را مجذوب خود کرد تا آنها دست از کوچه و خیابان بشویند و به صفحه کوچک تلویزیون چشم بدوزند. تجربه عینی و عملی آنان در بازیهای کودکانه بتدریج جای خود را به تخیلات و تجربههای انتزاعی سپرد و گونهای انفعال رسانهای ایجاد کرد.
برنامه کودک در دنیای تصویر و رسانه چنان جایگاه قدرتمندی یافت که بخش عمدهای از سرگرمی بزرگسالان را هم تشکیل داد. توسعه فناوریهای رایانهای، هنر گرافیک و صنایع فرهنگی نیز به ارتقای سطح کیفی برنامههای کودک انجامید. در این میان انیمیشن از جایگاه خاصی برخوردار شد. انیمیشن یا نقاشی متحرک از animate به معنای جان بخشیدن گرفته شده است و انیماتورها به نقاشیها، طلقها و عروسکها جان میبخشند و آن را متحرک میکنند. تصاویر متحرک اولین بار سال 1384 در سالنهای تاریک زیرزمینهای پاریس یا تکنیک آینههای مکثر روی پرده سفید به نمایش درآمد، اما در بیست و هفتم اکتبر1892، امیل رنو بخش تصاویر متحرک خود را در سالن موزه گردون پاریس به حرکت درآورد و به آن تئاتر اتیک نام داد. انیمیشن ده سال پیش از اختراع سینما به دست برادران لومیر خلق شد و این هنر را باید مادر سینما دانست. این ژانر نمایشی به وسیله مک کی ساخته شد و به اوج خود رسید و والت دیزنی هم صدا را وارد دنیای انیمیشن کرد. انیمیشن یا کارتونها بخش عمدهای از دنیای تصویری کودکان را تصاحب کرد.
دستهبندی برنامههای کودک
برنامه کودک در کشور ما به سه قسمت تقسیم میشود؛ سریالهای کارتونی، نمایشهای عروسکی و برنامههای اجرایی. البته در سالهای اخیر حجم کارتونها نسبت به دهه گذشته کمتر و برنامههای اجرایی و مسابقههای تلویزیونی پررنگتر شده است. امروزه گرچه توسعه فناوریهای تصویری و گرافیت، امکانات بیشتری برای ساخت انیمیشنهای کودکانه فراهم کرده است، اما کودکان امروزی نسبت به گذشته، احساس تعلق خاطر کمتری به کارتونها دارند.
به جرات میتوان گفت همه ما کودکان دو دهه پیش به اصطلاح نسل سوم، کارتونهای زمان کودکی خویش را بیشتر از برنامهها و شخصیتهای کارتونی معاصر دوست داریم.
پسر شجاع، مهاجران، خانواده دکتر ارنست، حنا، دختری در مزرعه، باخانمان، سندباد، پینوکیو، پلنگ صورتی، رابینهود، گالیور، گوریل انگوری و... بخش عظیمی از خاطرات کودکی ما را شکل میدهد که هر کدام به تناسب روانشناختی و جامعهشناسیاش در تجربه کودکانه ما سهیم هستند و به نوستالژی کودکی نسل ما بدل شدهاند.
کارتونهای امروزی، اما بیشتر در وجوه تکنولوژیکی خود ظهور کردهاند و بیش از آنکه ساختاری داستانی داشته باشند و عناصر و المانهای قصه در آن دیده شود، از تخیلات شدید فن محورانه بهره میگیرند که سنخیت کمتری با دنیای واقعی کودکان دارد، به همین دلیل به جای ایجاد همذاتپنداری و اثرپذیری اخلاقی ـ رفتاری، در آنها به قوه تخیل کودک و پرورش ذهنیت ماورائی بیشتر بها داده میشود، بنابراین کمتر به یادگیری میانجامند. به عبارت دیگر، بیشتر کارتونهای امروزی بیش از آنکه بر جنبههای شناختی و هویتی بنا شوند، از لحاظ هیجانی و سرگرمی مورد توجه قرار میگیرند؛ البته سرگرمی در ذات برنامههای کودک قرار دارد و نوعی بازتولید ابزار بازی در خود نیز دارد، اما وقتی به تنها هدف برنامههای تلویزیونی تبدیل شود، بتدریج اثرگذاری خود را از دست میدهد و به کنشمندی تجربههای کودکانه کمکی نمیکند.
از عناصری که به ماندگاری کارتونهای قدیمیتر در ذهن میانجامد، شخصیتپردازی و کارتونی است که به مدلسازی تیپهای گوناگون تکیه دارد. قهرمانهای دنیای کودکان در گذشته بیش از آنکه با تواناییهای فوق طبیعی و ماورائی خود شناخته شوند، بر قدرت فردی مهارتهای خودانگیخته استوار بودند و باورپذیری بیشتری داشتند، در ضمن جنس دغدغهها و آرزوهای آنها به دنیای واقعی کودکان، نزدیکتر از عالم رؤیایی و فوق خیال شخصیتهای امروزی بود؛ شخصیتهایی که به اسطورههای کارتونی بدل میشدند و دنیای آرمانی کودک را تسخیر میکردند. مجموعه این عوامل سرانجام به پذیرش و پردازش کاراکترهای کارتونی از سوی کودکان منتهی میشد، اما در عالم فرامدرن امروزی، گویی اسطورههای کارتونی نیز سقوط کردهاند و قهرمانان خیالی نیز دیگر مردهاند. نگارنده معتقد است کارتونهای زمان کودکیاش برعکس امروز بیش از آنکه بر فرم و صورتبندیهای تکنیکیاش تکیه کند، به محتوا و عناصر داستانی خود توجه داشت، در نتیجه به درک تجربه کودکانه از دنیا و عالم انسانی کمک شایانی میکرد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: