احترام به حقوق دیگران

چند روز از اول مهر و باز‌شدن مدرسه‌ها گذشته بود و حسین میان بچه‌ها به دنبال علی صفایی دوست خوبش می‌گشت، ولی هیچ اثری از او پیدا نمی‌کرد. از بچه‌ها می‌پرسید و تحقیق می‌کرد، اما هیچ‌کس از او خبر نداشت.
کد خبر: ۶۰۴۳۸۴

بچه‌ها سر کلاس ریاضی بودند که ناگهان آقای معلم یک عکس از کیفش درآورد و به بچه‌ها نشان داد و گفت: بچه‌ها، سال گذشته این پسر در مدرسه ما بود، ولی به​ علت بی‌احتیاطی یک راننده بی‌فکر او امسال پیش ما نیست.

حسین که عکس دوستش علی را در دست‌های آقا معلم می‌دید، زبانش قفل شده و اشک از چشمانش جاری بود. یکی از بچه‌ها از آقا معلم پرسید: آقا اجازه... چطور این اتفاق افتاده؟

آقا معلم: اولین روز مهر ماه مادر علی مریض شده بود و نتوانست علی را تا مدرسه همراهی کند، بنابراین علی خودش به سمت مدرسه به راه می‌افتد. موقعی که قصد داشت از خیابان رد شود، ناگهان با یک ماشین تصادف می‌کند.

یکی از بچه‌ها پرسید: آقا مگه از خط عابر پیاده عبور نمی‌کرد‌؟

آقا معلم: چرا دقیقا روی خط عابر پیاده این اتفاق می‌افتد.

یکی دیگر از بچه‌ها گفت: آقا مردمی که ماشین دارند اصلا رعایت عابر‌های پیاده را نمی‌کنند‌! در صورتی که وظیفه دارند مقابل خط عابر بایستند.

آقا معلم گفت: بله حرف درستی است، اما چه باید کرد که همه مردم متوجه شوند؟

شاگرد: آقا راننده‌ها ما را نمی‌بینند، در صورتی که ما آنها را می‌بینیم.

یکی دیگر از بچه‌ها گفت: آقا مردم ​ خودشون باید پلیس خودشون باشند.

آقا معلم: آفرین حرف خیلی خوبی بود.

حسین که فقط به حرف‌های آنها گوش می‌کرد ناگهان گفت: آقا اجازه خانواده علی حتما خیلی ناراحتند؟

معلم گفت: بله، مادرش در بیمارستان بستری شده است.

آقا معلم گفت: بچه‌های عزیزم.​ به این نتیجه می‌رسیم که ما از الان یاد بگیریم و به خانواده‌هایمان هم بگوییم که به حق دیگران احترام بگذاریم و بدانیم هر‌کس و در هر جایگاهی در جامعه حقی دارد. به بچه‌هایمان یاد بدهیم که آنها به بچه‌هایشان یاد بدهند.

هر ماشینی وظیفه دارد مقابل خط عابر توقف کند تا مردم رد شوند و بعد حرکت کند و ما هم وظیفه داریم مراقب عبور و مرورمان باشیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها