حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در فوتبال دنیا و بویژه کشورهای اروپایی تماشاگر مختص به تیمهای قدرتمند و پرافتخار نیست، هر تیمی هرچند گمنام و بینام و نشان هواداران خاص خود را دارد. هرگز در فوتبال اروپا بخش عمده تماشاگران فوتبال یک کشور طرفدار یک یا دو تیم خاص نیستند، هر چند برخی تیمها ممکن است هواداران بیشتری داشته باشد، اما به هر حال تیمهای کوچکتر و ضعیفتر نیز بینصیب نیستند. روالی را که در زمینه جذب تماشاگر در فوتبال اروپا وجود دارد، هرگز نمیتوانید در فوتبال ایران ببینید.
در فوتبال ایران سوای پرسپولیس، استقلال، سپاهان، تراکتورسازی و ملوان (و البته صنعت نفت آبادان و شاهین بوشهر در دستههای پایینتر) هیچ تیمی در جریان برگزاری بازیهای خانگی خود، تماشاگران زیادی را در ورزشگاه نمیبیند. فولاد خوزستان که اکنون صدرنشین جدول ردهبندی لیگ برتر است در بازی هفته دهم لیگ میزبان سایپا بود. فولادیها سایپا را چهار بر یک بردند تا جایگاه خود را در جدول ردهبندی محکمتر کنند، اما این صدرنشین مقتدر در روزی که نتیجه درخشانی را به دست آورد، فقط هزار تماشاگر را در ورزشگاه دید. وقتی وضع صدرنشین اینگونه باشد، فکر میکنید تیمهایی همچون صبای قم، مس کرمان، سایپای البرز یا گسترش فولاد تبریز چقدر تماشاگر داشته باشند؟
باشگاهها، مقصر نخست
کمبود تماشاگر در فوتبال ایران نمایانگر بخشی از ساختار معیوب فوتبال ایران است. فوتبالی که چیزی برای ارائه ندارد و محور بازیهای لیگ برتریاش نتیجهگیری صرف است، هرگز نمیتواند تماشاگران زیادی را به خود جلب کند. نبود تماشاگر در ایران را پیش از هر چیزی باید در ساختار خود باشگاهها جستجو کرد.
باشگاههای اروپایی برنامهای مشخص، مدون و ادامهدار برای جذب تماشاگر در سراسر سال دارند و حتی از این لحاظ رقابت سرسختانهای بین باشگاهها حکفرماست. این باشگاهها بخوبی میدانند که جذب تماشاگر درآمدهای کلانی را وارد چرخه مالی باشگاه میکند که این افزایش درآمد تاثیر خود را روی همه چیز میگذارد. در فوتبال اروپا چه اتفاقی میافتد که حتی باشگاههای دسته یک و دسته دو تماشاگر دارند، اما در ایران صدرنشین لیگ برتر فقط هزار تماشاگر را در ورزشگاه میبیند؟
نقش منفعل کانونهای هواداری
کانونهای هواداری در فوتبال ایران کار خاصی نمیکنند. این کانونها اکنون نقشی منفعل در فوتبال ایفا میکنند و مشخص نیست، چرا با وجود این کانونها تعداد هواداران باشگاه چندان تغییر نکرده است. باشگاههای اروپایی کانونهای هواداری دارند، اما این کانونها مثل نمونههای داخلی نقشی منفعل را ایفا نمیکنند. در حالی که برخی باشگاههای ما در شهر خود هم کانون جذب هوادار ندارند، برخی از باشگاههای فوتبال دنیا در نقاط مختلف شعبههای کانون جذب هوادار زدهاند. از سوی دیگر مربیان و بازیکنان در کانونهای جذب هواداری باشگاههای اروپایی ایفاگر نقش اصلی هستند و به اجرا شدن برنامههای کانون هواداری کمک میکنند تا با کمک شهرت و محبوبیت خود هواداران بیشتری را برای خود جذب کنند، اما در ایران جز در مواردی خاص و نادر، مربیان و بازیکنان اصولا کاری با کانونهای هواداری ندارند. بیشتر باشگاههای ایرانی با قرار دادن نتیجهگیری در سرلوحه کار خود، ارزشهای تماشاگر و نقشی را که او میتواند در پیشرفت و درآمدزایی باشگاه داشته باشد، از یاد بردهاند.
تاثیر منفی، امکانات کم
به غیر از اهمال باشگاهها، قطعا عوامل دیگری وجود دارد که از جذب تماشاگر بیشتر جلوگیری میکند که یکی از این عوامل شرایط بد ورزشگاههاست. بسیاری از ورزشگاههای ایران کوچکترین امکاناتی را برای تماشاگرانی که به دیدن یک مسابقه میآیند در نظر نگرفتهاند. در بیشتر استادیومهای ورزشی آلمان مکانی برای فعالیتهای جانبی و تفریحی تماشاگرانی که به ورزشگاه میآیند در نظر گرفته شده است.
در اسپانیا برخی استادیومها سالنهایی سرپوشیده برای ورزش و شنای هواداران خود در نظر گرفتهاند و در انگلیس نیز امکانات جانبی از جمله رفت و آمد رایگان به ورزشگاه برای تماشاگران وجود دارد؛ اما ردپای هیچکدام از این موارد را نمیتوانید در فوتبال ایران مشاهده کنید. برخی باشگاههای فوتبال ایران حتی بیاحترامی و نادیده گرفتن تماشاگر را تا آنجا پیش بردهاند که حتی سرویسهای بهداشتی، را از آنها دریغ کردهاند. در یکی از برنامههای ورزشی تلویزیون، یکی از تماشاگران تیم استقلال صنعتی خوزستان از این گله میکرد که مسئولان این باشگاه حتی شیرهای سرویسهای بهداشتی را با زنجیر قفل کردهاند تا خطر به سرقت رفتن آنها از سوی تماشاگران از بین برود. این اقدام مسئولان باشگاه جنوبی قطعا بیاحترامی بزرگی به هوادارانی است که قصد دارند خود را از هر جایی برای دیدن بازیهای تیم محبوبشان به ورزشگاه برسانند.
سال گذشته باشگاه منچستریونایتد انگلستان برای یکی از هواداران نوجوانش که اتفاقا اهل ایران و ساکن اردبیل است، هدایایی فرستاد. این نوجوان بارها با ارسال ایمیلهایی، ارادت خود را به این باشگاه انگلیسی نشان میداد و سران منچستر به پاس قدردانی از این هوادار ایرانی خود دست به چنین کاری زده و برایش هدیه فرستادند. این باشگاه انگلیسی مسلما نیازی به این هوادار نوجوان ندارد، اما دستکم این است که مسئولان این باشگاه بخوبی قدر و منزلت هوادار خود را که به باشگاه آنها عشق میورزد، میدانند؛ اما در فوتبال ایران تماشاگر اهمیت چندانی ندارد. علاوه بر کمبود شدید امکانات در ورزشگاههای ایرانی باید کیفیت نازل و غیرقابل تحمل بازیهای لیگ برتری را هم در افزایش نیافتن تعداد تماشاگران دخیل دانست. وقتی در بیشتر مواقع بازیهای مختلف فوتبال در ایران به زیر توپ زدن و ضد فوتبال خلاصه میشود، انگیزهها برای رفتن به ورزشگاه به طور خودکار کمتر و کمتر میشود.
عمق فاجعه
راههای جذب تماشاگر برای باشگاههای ایرانی مسدود به نظر میرسد. نه تبلیغات درستی وجود دارد و نه باشگاهها اطلاعات جامعی از راههای جذب تماشاگر دارند. اکنون تماشاگر در انحصار باشگاههایی همچون پرسپولیس، استقلال، تراکتورسازی و سپاهان است. در پایان برای اینکه بیشتر پی به عمق فاجعه ببریم، بد نیست نگاهی به درصد تماشاگران هر یک از تیمهای لیگ برتری به نسبت گنجایش ورزشگاهایشان تا این هفته از رقابتهای لیگ برتر بیندازیم:
فولاد خوزستان: 11.9 درصد
نفت تهران: 6 درصد
داماش گیلان: 19 درصد
گسترش فولاد تبریز: 9.4 درصد
صبای قم: 5.7 درصد
سایپا: 4.7 درصد
ذوبآهن: 10.7 درصد
استقلال صنعتی خوزستان: 18.3 درصد
ملوان بندرانزلی: 32.08 درصد
فجر سپاسی: 13.3 درصد
راه آهن سورینت: 3.3 درصد
مس کرمان: 8.9 درصد.
هیلدا حسینیخواه / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....