کودک 3.5 ساله اصفهانی از حادثه برق گرفتگی جان سالم به در برد

25 دقیقه جدال با مرگ

برق گرفتگی از آن دست حوادث بسیار خطرناکی است که در صورت رعایت نکردن نکات ایمنی هنگام کار کردن با وسایل برقی براحتی جان انسان را می‌گیرد و در مواردی که فرد نجات پیدا می‌کند، ممکن است جراحت‌های بسیار شدیدی مثل قطع شدن دست و پا دامن‌گیر او شود.
کد خبر: ۶۰۳۰۸۱
25 دقیقه جدال با مرگ
برق گرفتگی به بزرگسالان منحصر نمی‌شود و بچه‌ها را هم گاهی درگیر خود می‌کند، مثل حادثه‌ای که برای کودک سه و نیم ساله اصفهانی اتفاق افتاد و چیزی نمانده بود با زندگی وداع کند اما با تلاش تکنیسین‌های اورژانس از مرگ نجات پیدا کرد.
 

خانواده غفوری به شکرانه نجات فرزندشان یونس از حادثه برق گرفتگی او را به پابوس امام رضا(ع) در مشهد مقدس برده‌اند و زمانی با مادر خانواده و تنها شاهد این حادثه صحبت کردیم که در این شهر به سرمی‌برد. او هنوز هم باورش نمی‌شود پسرکوچکش زنده مانده باشد. مادر از آن روز به بعد دچار ناراحتی اعصاب شده است و لحظه بی‌حال شدن پسرکوچکش مدام جلو چشمش رژه می‌رود. با این‌که چند روز از حادثه گذشته است، اما وقتی زن جوان درباره آن حادثه صحبت می‌کند، لرزش و ناراحتی در صدایش احساس می‌شود. مادر یونس درباره روز حادثه می‌گوید: «آن روز یونس و برادر بزرگ‌ترش رضا مشغول بازی بودند و من هم در آشپزخانه ظرف‌ها را می‌شستم. یک دفعه صدایی آمد. فاطمه دخترم با شنیدن صدا به حیاط رفت تا ببیند چه اتفاقی افتاده است و چند ثانیه بعد صدای جیغش را شنیدم. با جیغ فاطمه بیرون رفتم و چشمم به یونس خورد که بیحال و در حالی که صورتش سیاه شده بود، پای کولر افتاده بود. خیلی وحشت کردم. پای یونس را گرفتم تا بلند کنم، یکدفعه برق که به بدن پسرم منتقل شده بود، من را به گوشه‌ای پرتاب کرد.»

مادر با وجود برق گرفتگی و بی‌حال شدن همچنان تلاش می‌کرد پسرش را از جریان برق جدا کند و به بیمارستان برساند، اما برق مانع از ادامه کار او می‌شد. مادربزرگ بچه‌ها که شاهد تلاش‌های زن جوان برای نجات بچه‌اش بود، دوید و کنتور برق را قطع کرد. همین که برق قطع شد مادر، یونس را در آغوش گرفت و با داد و فریاد از همسایه‌ها کمک خواست.

نه ضربان قلب و نه تنفس

با بلند شدن داد و گریه مادر، مرتضی غفوری شوهرعمه یونس که دم در خانه‌اش نشسته و همسایه دیوار به دیوار آنها بود، به سرعت به خانه‌شان رفت تا ببیند چه خبر است. مادر می‌گوید: «وقتی آقا مرتضی آمد، متعجب بود و هنوز نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است و خبرنداشت بچه‌ام به‌علت برق‌گرفتگی دچار ایست قلبی شده است.»

مرتضی نیز توضیح می‌دهد: «وقتی سرو صدا را شنیدم و به خانه‌شان رفتم، فکر کردم مادر یونس او را کتک می‌زند. پرسیدم چه خبر است و چه اتفاقی افتاده؟ مادرش گفت بچه‌ام...بچه‌ام... بچه‌ام را نجات بدهید. به یونس نگاه کردم دیدم بدحال است و از دهانش کف خارج می‌شود. زمانی که این اتفاق افتاد، پدر در خانه حضور نداشت. به همین دلیل بچه را از مادرش گرفتم و بعد از روشن کردن ماشین به سرعت به سمت اورژانس حرکت کردم.»

فاطمه که برق گرفتگی یونس را دیده بود گوشی را برداشت تا با پدرش تماس بگیرد اما پدر گوشی‌اش را در خانه جا گذاشته بود و دختربچه بناچار با کارگرانی که پدرش را می‌شناختند، تماس گرفت اما پدر در محل کارش نبود. خواهر یونس به کارگران گفت برای برادرش اتفاق بدی افتاده است و به او بگویند خودش را زودتر به خانه برساند.

یونس در شرایط جسمی مناسبی نبود و معلوم نبود زنده می‌ماند یا نه. مادر حال و روزی خوبی نداشت و وسط کوچه از حال رفته بود. همسایه‌ها که می‌دیدند زن جوان وضع روحی خوبی ندارد، مدام دلداری‌اش می‌دادند و می‌گفتند نگران نباشد، پسرش زنده می‌ماند.

عباس رنجبران، مسئول امور پایگاه‌های شهرستان برخوار می‌گوید: «ساعت 17 و 45 دقیقه بعدازظهر بود که سراسیمه به پایگاه آمدم و خانم و آقای هراسانی را دیدم که با بچه بی‌حالی به پایگاه اورژانس دولت‌آباد آمده بودند. گفتند او را برق گرفته است. در معاینه اولیه متوجه شدم بچه نه قلب دارد و نه تنفس. نشانه‌های برق‌گرفتگی روی ساعد و انگشتان دستش دیده می‌شد.» رنجبران تنفس دهان به دهان و ماساژ قلبی را شروع کرد و همین‌طور که ماساژ می‌داد، ماسک اکسیژن را روی دهان یونس کوچک قرار داد. دو نفر از اقوام نزدیک یونس هم که آنجا بودند، با نگرانی و چشم‌های گریان چشم به دستان نجاتگر رنجبران دوخته بودند و در عین این‌که به درگاه خداوند دعا می‌کردند، به او می‌گفتند تو را به خدا کاری بکن. تکنیسین جوان هم برای آرام کردن‌شان می‌گفت هرکاری از دستم بربیاید برای بچه انجام می‌دهم، هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد. روند امداد رسانی رنجبران به کمک همکارش عقیل پاکدامن تا 24 دقیقه به‌طور متوالی ادامه داشت و با این‌که تپش قلب بچه برنگشته بود، اما او همچنان به احیا ادامه می‌داد تا این‌که دقیقه 25 که تلاش‌های رنجبران و همکارش به بار نشست و بالاخره قلب به تپش افتاد، اما تنفس یونس وضع مطلوبی نداشت و ضعیف بود.

تکنیسین جوان با مشاهده این وضع تصمیم گرفت راه‌های هوایی بچه را باز کند و اکسیژن به او برساند. لارینگوسکوپ را وارد دهان او کرد، اما به محض برخورد نوک تیغه این دستگاه به اپیگلوت (عضوی در دهان)، بچه شروع به گریه کرد و با گریه کودک رنجبران ماساژ قلبی را همچنان تا 15 دقیقه دیگر ادامه داد. پس از آن بود که گریه دردناک اقوام یونس که شاهد احیا بودند، به گریه شادی تبدیل شد. یونس که برگشت، تکنیسین‌ها او را برای ادامه درمان و مراقبت‌های بیشتر به بیمارستان غرضی منتقل کردند.

زمان طلایی برای نجات

پدر یونس که تازه از موضوع باخبر شده بود، با برادرش تماس گرفت و از او پرسید چه اتفاقی برای پسرش افتاده است. عموی یونس برای این‌که برادرش دستپاچه نشود،گفت نگران نباشد فقط پاهای یونس زخمی شده است تا پدر بفهمد چه اتفاقی برای پسرش افتاده است، همه اقوام در بیمارستان جمع شده بودند و همین موضوع او را بیش از پیش نگران کرده بود و این بار در تماس با همسرش از او پرسید اگر اتفاق بدی برای یونس نیفتاده است، پس چرا همه در بیمارستان جمع شده‌اند؟ بالاخره پدر متوجه موضوع شد و برایش نذر کرد. یونس خطر را از سر گذراند و پس از سه روز بستری شدن در بیمارستان و اطمینان پزشکان از این‌که خطرات ناشی از برق گرفتگی دیگر او را تهدید نمی‌کند، مرخص شد.

مادر درباره این‌که چطور شد یونس دچار برق گرفتگی شد؛ توضیح می‌دهد:« مشکل اصلی سیم کولر بود. از چند روز قبل سیم برق کولر زیر پایه آهنی‌اش رفته و روکش پلاستیکی آن بتدریج پاره و لخت شده بود. همین مساله باعث شده تا جریان برق به بدنه و پایه‌های کولر منتقل شود. روز حادثه بچه‌ها شلنگ را درون محفظه کولر قرار داده بودند تا پر آب شود. وقتی آب سرریز شد، جریان برق موجود در بدنه پایه‌ها و بدنه کولر به آب که روی زمین جاری شده بود، منتقل شد و یونس که در حال بازی بود، با برق موجود در آب تماس پیدا کرد و دچار برق گرفتگی شد.»

رنجبران هم درباره علت برگشت یونس به زندگی پس از 25 دقیقه می‌گوید: «در زنده ماندن کسی که دچار برق گرفتگی شده است، چند فاکتور تاثیر دارد. اول این‌که زمان طلایی برای نجات فرد نباید گذشته باشد و خوشبختانه این بچه به‌موقع به اورژانس منتقل شده بود. نکته دوم سن وسال فرد است. افراد جوان و سالم در مقایسه با اشخاص مسن و پیر که سابقه بیماری‌های مختلف دارند، شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. درباره افرادی که دچار برق گرفتگی می‌شوند، ما عملیات احیا یا سی.پی.آر را باید تا 45 تا 50 دقیقه و در مواردی که شک داریم که فرد زنده بماند تا یک‌ساعت ادامه بدهیم و اگر بیمار نیاز به شوک داشت، شوک هم می‌دهیم.» / ضمیمه تپش

لیلا حسین​زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۲
سعید
Iran, Islamic Republic of
۰۶:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
۰
۰
آفرین به این تكنسین با تجربه اجرش با ابوالفضل العباس
لیلا
Iran, Islamic Republic of
۰۷:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
۰
۰
عزیزم خدارا شكر كه زنده ماندی

نیازمندی ها