تحقیقات انجام گرفته در سازمان ملی جوانان نشان می دهد، جوانان دانشجویی که تنها فرزند خانواده به شمار می آیند، در کنار جوانان تنها ، منفی ترین نگرش را نسبت به دانشگاه دارند.
کارشناسان یکی از دلایل نارضایتی تنها فرزندان چنین خانواده هایی از دانشگاه را در توجه بیش از حد والدین به فرزندان خود می دانند. آنها به بررسی این موضوع می پردازند ، که توجه بیش از حد یا نازپروردگی و لوس شدن بچه ها تا چه اندازه به گسترش حس ناتوانی یا کم توانی در میان آنها تاثیر می گذارد. میانگین های آماری به دست آمده در این بخش ، با رقم 56.57 درصد کمترین میانگین در مقایسه با سایر نمونه های تحقیقی در خانواده های ایرانی مورد نظر در این کار پژوهشی است.
با بررسی چنین موضوع و نگرشی در میان اعضای یک خانواده پرجمعیت به نتایج متفاوتی می رسیم.
فرزندان خانواده های پرجمعیت با میانگین 60 درصد نسبت به فرزندان سایر خانواده ها در بالاترین راه علاقه مندی به دانشگاه قرار دارند. در یک مورد دیگر ، جوانانی که متعلق به خانواده های کم جمعیت هستند ، نگرش منفی تری به دوستان خود دارند. تحلیلگران در بررسی این نکته چنین نگرش را به بی نیازی تک فرزندان ارتباط می دهند. اگر به یاد داشته باشیم ، میزان توجه والدین به فرزندان در چنین خانواده هایی بالاست.
برای تنها فرزند خود به طور طبیعی زمان بیشتری مصرف می کنند. محمد عاملی ، پژوهشگر و کارشناس مسائل اجتماعی در پژوهشکده امام خمینی در این باره می گوید: «تک فرزندان تحت تاثیر مراقبت های ویژه اولیای خود نگرش مثبت تری هم به سلامت و بهداشت دارند. موقعیت چنین افرادی در خانواده ها به خاطر جمعیت اندکی که در محیط اطرافشان وجود دارد ، در مقایسه با هم نسلانشان بمراتب بهتر است.
این عده در وضعیت بهتر و امکانات افزون تری برخوردارند و در زندگی با مشکلات از این لحاظ مواجه می شوند.» جمعیت اندک در این خانواده ها برای تنها فرزند خانواده یک امتیاز به شمار می آید. امتیازی که فرزند از رهگذر استفاده از آن از ابتدای کودکی تا رسیدن به سن و سال بالاتر از آن برخوردار شده ، به دلیل استفاده از آن به نتایج درخشانی در زندگی دست پیدا می کند. در نتیجه بهره گیری از این امتیازات فرد امکان پرورش بهتر و رسیدن به نتایج درخشان را پیدا می کند. توجهات پدر و مادر در چنین خانواده هایی اگر سمت و سوی افراطی پیدا نکند، اگر در نتیجه محبت بی دریغ آزاردهنده نشود ، شکوفایی و امکان بالیدن آدمی دوچندان می شود.
آیا خانواده های ما به این نکته باور دارند. عاملی با بررسی این موضوع به مشکلاتی اشاره می کند که در نتیجه این محبت بی دریغ زندگی تک فرزندان را تهدید می کند. وی بااشاره به لوس بودن یا نازپروردگی این افراد می گوید: «لوس کردن ، یعنی پاسخ دادن به هر خواست کودک ، در حالی که نازپروردگی یعنی کارهای کودک را در حالی که خود او می تواند این کارها را انجام دهد، پدر و مادرش برای او انجام دهند.» وی می افزاید: «در جایی خواندم که نازپروردگی ، ناتوان ترین شکل رفتار پدر و مادر است.»
|
توجه پدر ومادر در خانواده های تک فرزند اگر سمت وسوی افراطی پیدا نکند ، موجب شکوفایی فرزند می شود |
به اعتقاد وی ، کودکانی که نازپرورده اند در انجام بسیاری از وظایف خود ناتوان می شوند و آنجا که در انجام کارها باز می مانند، به دنبال کسی می گردند که به آنها کمک کند. فقدان اعتماد به نفس و بزرگسالی و محدودیت در تجارب و مهارت های زندگی از نظر این کارشناس مسائل دیگری است که تک فرزندان نازپرورده را تهدید می کند. به گفته عاملی ، حمایت بیش از حد والدین ، مانع رشد فکری و شخصیتی این بچه ها می شود و به استقلال شان ضربه می زند.
علل گسترش
استفاده از تحلیل های روان شناسی برای بررسی پدیده تک فرزندی در بهترین حالت به بررسی شخصیت فردی تک فرزندان کمک می کند. سوی دیگر موضوع ابعاد اجتماعی گسترش چنین پدیده ای است.
این که در این حالت جامعه با چه مسائلی مواجه است ، این که از زاویه اجتماعی چگونه می توان سمت و سوی گوناگون این موضوع را باز شناخت ، همه و همه سوالاتی است که پاسخگویی درست به آنها در یک کار پژوهشی در اولویت قرار می گیرد. گسترش تمایل به داشتن یک فرزند در میان اعضای جامعه ای که تا پیش از این تنها به قالب های از پیش تعیین شده بر تعدد اولاد تاکید می کرد ، امری تازه تعریف شده است.
جواد منظمی تبار ، مدرس دانشکده علوم انتظامی در این باره می گوید: گسترش این پدیده در کشور ما به عوامل متعددی بستگی دارد. عوض شدن الگوهای مراقبتی از کودکان یکی از این عوامل است به عنوان مثال ، قبلا بچه وقتی به دنیا می آمد ، والدین به بحث آموزش درمان و تغذیه او اهمیت نمی دادند ، اما الان الگوها عوض شده است. آموزش و حتی بزرگ کردن بچه ها سخت شده است.بنابراین خانواده ها به سراغ بچه دوم نمی روند. الان مراقبت از بچه ها سخت شده است.»
پدیده های اجتماعی ، به عنوان پایه هایی چند عاملی اطراف ما را فرا گرفته اند. ما در گرداگرد واقعیات گریزناپذیر اجتماعی قرار گرفته ایم.
بی توجهی به هر پدیده ای ، پدیده ها و مسائل تازه ای را به وجود می آورد. این موضوع یک واقعیت ساده است. تک فرزندان در جامعه ما به الگوی زیستی و مسلط بسیاری از خانواده ها تبدیل شده است.
رشد جمعیت و عوارض ناشی از آن تمایل به انتخاب این شیوه تازه را به تنها راه باقیمانده برای ما تبدیل کرده است. نکات مثبت و منفی این پدیده را در کنار هم باید دید.