حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پس از گذشت حدود 32 سال از شکست حصر آبادان، فکر میکنید کدام بخش از تاریخ این واقعه، همچنان مغفول مانده است؟
به نظرم کماکان بحث دفاع مردمی در آبادان مغفول مانده است؛ در حالی که درصد زیادی از عملیات شکست حصر آبادان، نتیجه دفاع عظیم مردمی بود که این شکل دفاع موجب شد آبادان سقوط نکند و به دست دشمن نیفتد.
اگر آبادان به دست دشمن میافتاد بازپسگیری آن برای جمهوری اسلامی بسیار سخت بود، اما واقعا 75 درصد دلیلی که این شهر در زمان محاصره سقوط نکرد، به دفاع جانانه مردم برمیگردد.
بعد از آنکه دشمن از رودخانه بهمنشیر گذشت، دفاع مردمی در کوی ذوالفقاریه آبادان موجب شد دشمن نتواند جاده خسروآباد را بگیرد؛ جادهای که تنها مسیر تردد ما به سمت بهمنشیر بود.
اگر دشمن از بهمنشیر میگذشت و به اروندرود ملحق میشد، قطعا آبادان سقوط میکرد، اما دفاع فوری مردمی با حداقل امکانات مانع از این کار شد.
اگر این نیروی مردمی با سلاحهای ابتدایی و جنگهای تن به تن وجود نداشت، دشمن میتوانست جاده خسروآباد را بگیرد و سقوط آبادان قطعی بود، اما با وجود آنکه در زمان حصر، بیشتر مردم عادی در آبادان مانده بودند، نگذاشتند این شهر سقوط کند.
صداوسیمای شهر آبادان، تصاویر مستند دارد که در زمان حصر آبادان، مردم از شهر نرفتند و از خاکشان دفاع کردند.
در بین این نیروهای مردمی که به آن اشاره کردید، نقل شده است ارامنه ساکن آبادان هم از کلیسای این شهر به عنوان پایگاه دفاعی استفاده کردند؟
ما در زمان حصر آبادان تشکیلاتی به اسم ذخیره سپاه داشتیم که به این نیروهای جوان، حداقل آموزشهای نظامی داده شده بود و آنها را در پایگاههای مختلفی اسکان داده بودیم.
اتفاقا یکی از پایگاههای ما همان کلیسای شهر آبادان بود و جالب است که این کلیسا با مسجد موسیبن جعفر در آبادان، دیوار به دیوار هستند.
بین پیام امام خمینی با مضمون «حصر آبادان باید شکسته شود» تا زمان رفع محاصره این شهر، چقدر فاصله زمانی وجود داشت و تا چه میزان، پیام امام بر روحیه رزمندگان ایرانی تاثیر گذاشت؟
امام خمینی در تاریخ چهاردهم آبان 59 فرمان شکست حصر آبادان را دادند و این پیام برای رزمندگان ایرانی در حد یک حکم الهی بود.
بعد از این پیام بود که گروههای مختلف از رزمندگان ایرانی با یکدیگر همکاری بیشتری داشتند و سرانجام در مهر 1360، حصر آبادان شکسته شد.
دریا قلی سورانی، همان قاصدی که گفته میشود چند کیلومتر راه را طی کرد و از حمله دشمن به شهر آبادان خبر داد، آیا واقعا او نقش تعیینکنندهای در سقوط نکردن شهر آبادان داشت؟
در آبان 59 دشمن شبانه از یک نقطه کور رودخانه بهمنشیر عبور میکند، اما فردی به نام دریاقلی سورانی، متوجه این ماجرا میشود و به سرعت خود را به نیروهای ایرانی میرساند و واقعه را خبر میدهد. او در سر راهش به هر نیروی ایرانی که رسید خبر حمله دشمن را داد و همین کارش باعث شد رزمندگان خود را برای دفاع آماده کنند.
با سرعت عملی که شهید دریاقلی به خرج داد، دشمن غافلگیر شد و فرصت دفاع از شهر آبادان برای ما فراهم شد.
اما به نظر میرسد که با وجود چنین رشادتی، تکریم چندانی از این شهید به عمل نیامده است؟
هنوز خیلی از مردم با مقام والا و فعالیتهای این شهید آگاه نیستند، اما خوشبختانه صداوسیما در سالهای اخیر، برنامههای خوبی برای معرفی شهید دریاقلی پخش کرد که امیدواریم این برنامهها ادامه داشته باشد.
در زمان حصر شهر، شهید باکری هم به آبادان آمده بود، آیا با این شهید ملاقاتی داشتید؟
شهید باکری با گروهی از ارومیه به آبادان آمده بودند و در ملاقاتی که با ایشان داشتم، گفتند برای کمک آمادهاند و خیلی با تواضع و اخلاص گفتند که برای کمک به شکستهشدن حصر آبادان، هر کاری حتی شستوشو را هم انجام میدهند.
ایشان چند قبضه خمپاره هم با خود آورده بودند و بعدها مسئول سازماندهی ادوات و تجهیزات نظامی ما در آبادان شدند.
گویا در زمان نبرد برای شکستن حصر آبادان، یک کشتی ایتالیایی هم در اروندرود گرفتار میشود، چطور شد که نیروهای ایرانی این کشتی را نجات دادند؟
در زمان شروع نبرد، یک کشتی ایتالیایی با 17 خدمه در اروند رود گرفتار شده بود که نیروهای عراقی به شکل بیوقفهای به این کشتی حمله کردند، اما برای خودمان هم جالب بود که ساکنان این کشتی تمایل داشتند که به سمت ما پناهنده شوند.
در همین حین، برخی روستاییان ساکن اروند رود با شجاعت خاصی دل به اروندرود زدند و با کشتیهای کوچک ماهیگیری و در وسط میدان جنگ، خدمه کشتی را به ساحل آوردند و آنها را نجات دادند.
در زمان حصر آبادان، بنیصدر به عنوان رئیسجمهور وقت ایران از آبادان بازدید کرد؟
بله، در زمان حصر آبادان، بنیصدر یک بار از آبادان بازدید کرد و البته در جلسه ستاد ارتش، حالش به هم خورد و جلسه را ترک کرد.
بعد هم وقتی یکی از برادران کمیته انقلاب اسلامی در آبادان از وی تقاضای لودر و بولدوزر کرد، گفته بود که نداریم و باید برویم از آمریکا بخریم. در حالی که آن زمان این امکانات در کشور وجود داشت. خلاصه گویا این برادر ما به حرف بنیصدر اعتراض میکند و با یکدیگر درگیر میشوند که سایر حاضران، آنها را از هم جدا میکنند.
به طور کلی، باید به این نکته هم اشاره کنم که بنیصدر اطلاعات غلطی را در مورد حصر آبادان به مسئولان کشور منتقل میکرد.
در عملیات ثامنالائمه که به شکست حصر آبادان منجر شد، سپاه و ارتش هر کدام چه نقشی ایفا کردند؟
قبل از عملیات ثامنالائمه، چند عملیات دیگر در منطقه داشتیم که درواقع، مقدمهای برای بازپسگیری کامل آبادان بود.
عملیات تپههای مدن از جمله این عملیاتهاست که در اردیبهشت سال 60 انجام شد. این عملیات پیشقدمی برای شکست حصر آبادان بود و توانستیم در این عملیات، دو منطقه حساس را از دشمن پس بگیریم.
سپس در پنجم مهر 60 برای اولین بار نیروهای سپاه و ارتش در سطح گروهان و گردان، ادغام شدند و وفاقی بین آنها حاصل شد.
در نهایت پس از بررسیها و جلسات مختلف به این نتیجه رسیدیم که در خوشبینانه ترین حالت، پنج روز زمان نیاز داریم تا محاصره آبادان شکسته شود، اما با لطف خدا این عملیات خیلی سریع نتیجه داد.
عملیات ثامنالائمه از شب پنجم مهر آغاز شد و تا ساعت 11 روز بعد بیشتر ادامه نداشت و در این مدت، نیروهای ارتش، سپاه و بسیج مردمی با همکاری همدیگر توانستند رود کارون را از عراقیها پس بگیرند و پس از آن نیز حصر آبادان شکسته شد.
اگر آبادان سقوط میکرد، جنگ تحمیلی به چه مسیری کشانده میشد؟
آبادان منطقه بسیار حساسی است و اگر آبادان سقوط میکرد، به جای اروندرود، حالا رود بهمنشیر به عنوان مرز ایران و عراق شناخته میشد. همچنین عراق میتوانست در آن صورت براحتی نیروها و تجهیزاتش را از اروندرود بگذراند. در صورت سقوط آبادان، دسترسی نیروهای عراقی به دریاهای آزاد هم فراهم میشد و نیروی دریایی ما هم دچار مشکل اساسی میشد و حتی ارتش عراق میتوانست پس از فتح آبادان، توانش را برای فتح ماهشهر و بندر امام بگذارد.
از بعد کلیتر هم استراتژی ارتش عراق این بود که منطقه خوزستان را از ایران بگیرد و با گرفتن این شاهرگ اقتصادی کشور، حکومت مرکزی را ساقط کند و درواقع، فتح خرمشهر و آبادان میتوانست دشمن را به این هدفش نزدیک کند.
اگر به گذشته برگردید، آیا کار بهتری میشد برای رفع حصر آبادان انجام داد؟
حقیقت این است که ما در زمان جنگ، امکانات خاصی نداشتیم، اما اگر قبل از حمله به آبادان، نیروهای خود را سازماندهی میکردیم، شاید شرایط بهتری برای دفاع از آبادان داشتیم، گرچه حتی آن زمان، همان امکانات اولیه برای سازماندهی نیروها را هم در اختیار نداشتیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....