
اکنون تلفن همراه کالایی است مثل مسواک که هر کسی حداقل یکی از آن را با خود دارد. اما از چند نظر این کالای همیشگی و عادی شده برای تعدادی از افراد به شکلی فانتزی بدل شده است. برای مثال انواع گوشیهایی که با اشکالی متفاوت و مختلف استفاده میشود گاه با یکی دو امکانات بیشتر اما نه چندان ضروری یا تغییرات کوچکی در ظاهر ـ میزانی از انحنا، کوچکی یا بزرگی و... ـ تبدیل به شیئی فراتر از یک تلفن همراه صرف میشود. گرانی بر امکانات بیشتر و ظاهر متفاوت گوشی اضافه شده و فرآیند لوکس بودن و فانتزی را کامل میکند. اما نکته دیگر درباره گوشیهای تلفن همراه که قابل تعمیم به بسیاری از ابزارهای دیگر است، فانتزی کردن شیء توسط خود مصرفکننده و از طریق افزودن وسایل تزئینی به آن است. خیلی از افراد ـ بخصوص خانمها ـ با اضافهکردن عکس، قاب یا آویزی به تلفن خود از این وسیله مصرفی صرف، ابزاری فانتزی میسازند.
فانتزیسازی در مورد اتومبیل که دیگر جایگاه ویژهای دارد. اشخاص زیادی اعم از پیر و جوان و زن و مرد که گاه در گروههایی غیررسمی به هم ملحق میشوند، با فانتزی کردن یک ماشین معمولی با عنوان تیونینگ اساسا ماهیت وسیله نقلیه خود را گاه تغییر میدهند. انجمنهایی از عشاق ماشین هستند که شیفته ماشینهای قدیمیاند، گاه این علاقه چنان جزئی میشود که به یک دهه خاص تخصیص مییابد. علاقهمندان به ماشینهای قدیمی در نقاطی از دنیا در یک روز دورهم جمع میشوند و اتومبیلهای خود را به تماشای همپالگیهاشان میگذارند و درباره جزئیات آن به گفتوگو مینشینند.این یکی از خاصترین و عجیبترین فانتزیهای انسانهای قرن بیستم به بعد است.
یکی دیگر از این ابزارهای فانتزی، عصاست. عصا وسیلهای برای بهتر راه رفتن و کمک به کسانی است که مشکلی در راه رفتن دارند اما از ابتدا نوعی وسیله تجمل و تشخص هم بود که جدای از کمک به راه رفتن، با اشکال مختلف و انواع چوبی که از آن ساخته میشد، ارزشگذاری میشد. عصا از آن وسیلههایی است که همواره شاکله و جنس نوعی فانتزی را به همراه داشته است. در دورههایی از زندگی بشری، عصا نشانهای از طبقه و جایگاه اجتماعی فرد بوده است و گاه یک نشان سلطنتی. در بسیاری از آثار سینمایی عصا در کنار پیپ و ساعت و... به عنوان نوعی ابزار شخصی بسیار جذاب، فارغ از کارکرد اصلیاش مورد توجه بوده است.
از این گونه ابزار چیزهای دیگری هم میتوان نام برد، چیزهایی چون پیپ، فندک، آباژور، لوستر، ضبطصوت و گرامافنهای قدیمی و... که همه کالاهایی بودهاند که در دورهای یا در همین زمانه ما به عنوان مایحتاج یا مصارف خوب و بد مورد استفاده قرار میگرفتند، اما در گذر زمان تبدیل به اشیائی فانتزی شدهاند یا جدای از کارکرد و نوع مصرفشان در فرآیندی خلاقه، فردی و گاه حتی بیمارگونه فانتزیسازی شدهاند. مثلا ساعت که قرنها کالایی کارکردی و روزمره است توسط بسیاری از علاقهمندان خاص خود که متوجه عجیب بودن آن روی دستشان شدهاند به ابزاری فانتزی تبدیل شده است.
موجی از خلاقیت اعم از فردی و گروهی در فانتزی سازی کالاهای معمولی دخیل است. اما درخیلی از موارد چون گوشی تلفن همراه و لباسهای مارک دار و گیرندههای میلیونی و یخچالهای گرانقیمت و... نه تنها خلاقیت فردی نهفته نیست بلکه فانتزی آنجا تنها راهی برای کشتن خلاقیت فردی و داشتن رویکرد تجملگرایانه به کالاهاست. این نوع فانتزی فقط در فرآیند تبلیغی تهییجی راهی برای خالی کردن جیب کاربران است.
سهراب شکیب / جامجم