در این میان بخش عمدهای از این وظیفه بردوش خلبانانی است که هدایت بالگردهای امداد را بر عهده دارند. در این گزارش سراغ استاد خلبانی رفتهایم که در عملیات امداد و نجات جمعیت هلال احمر برای نجات همنوعانش تا پای مرگ هم پیش میرود. او کاپیتان عباس گودرزی است.
روحیه بشاش و شاد اولین چیزی است که در کاپیتانگودرزی جلب توجه میکند. مرد پنجاه سالهای که سال 87 به هلال احمر پیوست و از آن زمان تاکنون در عملیات سختی شرکت داشته است. کاپیتان گودرزی پیش از ورود به هلال احمر نظامی بود و به دلیل علاقه بیحدش به پرواز دوره خلبانی را در سپاه پاسداران دید و پس از آن برای اولین بار سال 69 و برای آموزش پرواز با بالگرد میل که ساخت روسیه است، به این کشور سفر کرد و در حال حاضر او نهتنها یکی از زبردستترین خلبانان در زمینه پرواز با بالگرد میل محسوب میشود و پروازهای سختی را پشتسر گذاشته است، بلکه به دانشجویانش هم آموزش میدهد و تاکنون 20 نفر را در زمینه پرواز با میل
تربیت کرده است.
بالگرد میل به دلیل دستگاهها و تجهیزات خاصی که دارد، بالگرد مورد علاقه کاپیتان است. او میگوید: «در دوران جنگ از این نوع بالگردها نداشتیم، اما عراق داشت و وقتی متوجه شدیم چقدر توانمند است از روسیه وارد کردیم.
این بالگرد قابلیت پرواز در شب، خاموش کردن آتشسوزیهای جنگلی، انجام عملیات نجات، پرواز در کوهستان، پرواز در جنگل و هوای ابری زمانی که دید صفر است، سدسازی (قابلیت حمل سه تن بار با استفاده از یک کابل 60 متری) را دارد.»
آن گونه که کاپیتان گودرزی میگوید، خلبان میل باید توانمند باشد تا بتواند با تجهیزات پیشرفته آن کارکند، در غیر این صورت دچار گیجی میشود و ستارهها و چراغهای زمین را با هم اشتباه میگیرد و دچار حادثه میشود.
خاطرات پروازی
کاپیتان گودرزی با حدود 32 سال سابقه پرواز، خاطرات جالبی دارد. خاطره اول او مربوط به زمان جنگ تحمیلی میشود که در یکی از عملیات با شهید اردستانی، معاون عملیات نیروی هوایی آن زمان همراه شد.
اردستانی در اثر حادثهای در اصفهان سقوط کرد و شهید شد. کاپیتان میگوید: «زمان جنگ بود و چون جی.پی.اس نبود، ما مجبور بودیم نقشهخوانی بکنیم و جلو برویم. آن موقع قرار بود همراه شهید اردستانی با بالگرد 206 شناسایی، برای شناسایی اهداف مورد نظر به خاک عراق برویم و شهید بعد از شناسایی هدفها را با جنگنده بزند.
من با استفاده از همان نقشه شهید اردستانی را بردم و منطقه را شناسایی کرد. وقتی که برگشتیم، با من روبوسی کرد و گفت شما چطور با نقشهخوانی جلو رفتی؟ به شما میگویند خلبان. روحشان شاد.»
این که چرا شهید اردستانی از نقشهخوانی دقیق کاپیتان گودرزی متعجب شده و او را تحسین کرده است، علت دارد. گودرزی اینگونه توضیح میدهد: «وقتی جی.پی.اس داشته باشی راحت هستی. به هر نقطه که بخواهی پرواز کنی جی.پی.اس آن نقطه را نشانت میدهد، گم هم نمیشوی، اما وقتی با نقشه سروکار داری، اصلا کار سادهای نیست. چون این نقشه براساس موانع مختلفی مثل کوهها ورودخانهها طراحی شده و کافی است در زمان پرواز یک کوه را با کوه دیگر اشتباه بگیری. آن موقع سر از خاک عراق درمیآوردی. نقشهخوانی دقت زیادی میطلبد تا بتوانی دوباره به خاک خودت برگردی. برای نقشهخوانی هم حتما باید دوره دید.»
خاطره دوم او مربوط به زلزله است. در آن زمان عملیات امداد به سرعت عمل بالایی نیاز داشت. کاپیتان در مورد زلزلهای که دو سال پیش به وقوع پیوست این گونه توضیح میدهد: «دو سال پیش زلزلهای در منطقه ریگ محمدآباد کرمان آمده و چند نفر از اهالی فوت کرده بودند.
مسئولان هم میخواستند با سفر به این منطقه میزان آسیبهای وارده را ارزیابی کنند و ببینند اوضاع چطور است، اما هواپیما گیرشان نیامد. برای همین من شبانه با تعدادی از مسئولان و از جمله دکتر مظفر ـ رئیس امداد و نجات هلال احمر ـ در طول مدت پنج ساعت و 30 دقیقه تا بم یکسره پرواز کردم که پرواز با این مدت زمان در ایران بیسابقه است و تا به حال کسی این رکورد را نشکسته است.
در حالت معمولی بالگرد باید در شهرهای مختلف بنشیند و سوختگیری کند.» او در مورد علت بیسابقهبودن چنین پروازی آن هم با بالگرد میل میگوید: «چون پرواز در شب خطرناک است و خلبان دید مناسبی ندارد.
کسی که قرار است پرواز شب داشته باشد، باید خلبان خبره و توانمند و دورههای آن را دیده و با کارکرد دستگاههای خاص این بالگرد به خوبی آشنایی داشته باشد.»
خاطره سومی که او برای تپش تعریف میکند، مربوط به عید نوروز سال گذشته است. او مامور شد به شهرستان چهار محال و بختیاری پرواز و دو خانم باردار را به بیمارستان منتقل کند.
ادامه ماجرا را از زبان خودش بخوانید: «منطقهای به نام سر سیدآقا در چهارمحال و بختیاری وجود دارد که داخل کوهها ساخته شده و یک نقطه صاف برای فرود بالگرد در آن پیدا نمیکنید. این منطقه به حدی صعبالعبور است که اگر برف بیاید، سه تا شش ماه مسدود میشود.
وقتی به آنجا رسیدم، جایی برای نشستن پیدا نکردم و بالاخره با استفاده از چند ترفند خاص روی سقف یک مدرسه نشستم. خانمها را که به وسیله پتو پوشانده بودند. به بالگرد آوردند و سپس آنها را به بیمارستان منتقل کردم.»
شرایط خلبانشدن
آنگونه که کاپیتان توضیح میدهد، افرادی که در رشته ریاضی و تجربی تحصیل کردهاند میتوانند وارد این حرفه جذاب شوند، اما او در مورد رشته فنی مطمئن نیست البته سالهای گذشته از دانشآموختگان این رشته هم دانشجو پذیرفته میشد. سپس داوطلبان به یکی از ارگانهای سپاه یا هوا نیروز نیروی انتظامی میروند و پس از فراگیری آموزشهای عمومی در زمینههای مختلف از جمله شناخت اسلحه، دورههای رژه، مانورهای جسمی و... نیروهای خبره از میان آنها انتخاب و پرواز به آنها آموزش داده میشود.
اولین شرط مهم در خلبانشدن این است که دقت و هوش بالایی داشته باشید. کاپیتان گودرزی در مورد سایر شرایط این حرفه هیجانانگیز توضیح میدهد: «علاوه بر هوش بالا، فرد باید از نظر تمام اعضای بدن از جمله قلب و گوش و چشم، دندان، بیماریهای فشارخون، چربی، نوار قلب، نوار مغز (که هر چهار سال یکبار گرفته میشود)... سالم بوده و هیچ بیماری جسمی نداشته باشد. به همین علت ما سالی یکبار از نظر وجود بیماری چک پزشکی میشویم.
اگر دندان فرد زیاد خراب باشد، حتما در آزمون رد میشود. چرا؟ چون اگر خلبانی دندان کرمخورده داشته باشد، اگر به طور مثال در ارتفاع 15 یا 16 هزار پایی قرار بگیرد، چون هوا درون این دندان است، این هوا به دندان فشار وارد میکند و درد شروع میشود. در ادامه این درد به سر میزند و تبدیل به سردرد میشود.
خلبانی که سردرد میگیرد، ممکن است دردش آنقدر شدید باشد که وقوع یک حادثه مرگبار را رقم بزند.» قد و وزن خلبان هم باید با هم تناسب داشته و قد نباید از 165 یا 170 سانتیمتر کمتر باشد. مثلا قد کاپیتان گودرزی 180 و وزنش90 کیلوگرم است که یک قد و وزن نرمال محسوب میشود. البته خلبانها باید مراقب باشند تا وزنشان بالا نرود. حتما میپرسید چرا؟
علت را از زبان خودش بخوانید: «ما حتی باید مراقب غذا خوردنمان هم باشیم و نباید غذای چربیدار بخوریم. چون اگر چربی خونمان بالا برود، ممکن است در طول پرواز سکته و سقوط کنیم. در مورد چشمها هم دید خلبان باید خوب باشد، اما چون در طول زمان پیرچشمی به سراغ خلبان میآید، با عینک نیم هم میتواند پرواز کند.»
لیلا حسینزاده