
در کشوری که فعالان نظام آموزش عالی آن به محیط زیست شهر احترام میگذارند و برای ارتقای شاخصهای کیفی محیط زیست دانشگاه محل تحصیلشان تلاش میکنند، میتوان امیدوار بود که این فرهنگ والا به سایر اقشار جامعه نیز انتقال داده شود، اما اگر این قشر فرهیخته جامعه حتی برای محیط زیست دانشگاهشان هم اهمیت قائل نباشند، دور از ذهن نیست که در فضای بیرون دانشگاه نیز احترام به محیط زیست، به عنوان موضوعی حیاتی قلمداد نشود. در واقع میتوان گفت بین احترام به محیط زیست دانشگاه و احترام به محیط زیست شهر، رابطهای مستقیم وجود دارد. دانشجو یا استاد دانشگاهی که برای حفظ و اعتلای محیط زیست فضای دانشگاه تلاش میکند، حکم سفیر فرهنگی برای محیط خارج از دانشگاه را به عهده دارد که میتواند بر شاخصهای کیفی محیط زیست شهر تاثیر مثبت بگذارد.
تصور کنید در کشوری که دانشجو برای فضای سبز دانشگاه اهمیت قائل نیست، نمیتوان توقع داشت وضع محیط زیست در این شهر بهتر از فضای دانشگاه باشد.
به همین منظور، بیش از یک دهه است که کاربرد مفهومی نوین به نام «دانشگاه سبز» در محافل علمی و دانشگاهی جهان رونق پیدا کرده است و فعالان آکادمیک ـ بخصوص در کشورهای توسعه یافته ـ تلاش میکنند محیط دانشگاه را به محیطی دوستدار طبیعت نزدیک کنند و سایر دانشجویان را نیز به سمت و سوی حفاظت از طبیعت دانشگاه تشویق کنند.
فعالان دانشگاه سبز معتقدند دانشگاه سبز، شهری سبز و در نهایت جامعهای سبز را به ارمغان میآورد، زیرا نهادینه شدن فرهنگی والا در جمع دانشگاهیان، دیر یا زود در جامعه هم رخنه پیدا میکند و اثر آن در جامعه هم نمایان خواهد شد. آنها بر این باورند که فضای دانشگاه میتواند به عنوان نمونهای موفق و الگویی قابل توسعه برای فضاهای بیرون از دانشگاه شناخته شود و برای این کار به هماهنگی و همکاری بین همه ساکنان دانشگاهها نیاز دارد.
فعالیتهای سبز دانشگاهیان
دانشگاهیانی که برای تحقق دانشگاه سبز فعالیت میکنند، از راهکارهای مختلفی برای ارتقای محیط زیست فضای دانشگاه استفاده میکنند. استفاده از انرژیهای پاک، یکی از عمده راهحلهای آنان برای کاهش جلوگیری از آلوده شدن محیط زیست دانشگاه است.
استفاده حداقلی از سوختهای فسیلی و یک بار مصرف و بهره گرفتن از انرژیهای پاک مثل نور خورشید، میتواند محیط دانشگاه را به استانداردهای محیط زیست نزدیکتر کند؛ مثلا جالب است که در دانشگاه هاروارد آمریکا، از روغنهای سوخته در سلف سرویسهای دانشگاهی برای سوخت اتوبوسهای دانشگاه استفاده میشود.
توسعه فضای سبز دانشگاه و کاشت درختان در محوطه مراکز آموزش عالی هم ازجمله برنامههای بلندمدتی است که در دانشگاههای حامی دانشگاه سبز انجام میشود.
همچنین در حالی که انتشار گازهای گلخانهای یکی از عوامل مهم آلودگی محیط زیست به حساب میآید، در دانشگاه سبز تلاش میشود انتشار گازهای گلخانهای تولید شده در فضای دانشگاه به صفر برسد.
رها کردن زباله در فضای دانشگاه، سوزاندن سوختهای فسیلی و استفاده از خودرو در محیط دانشگاه ازجمله کارهایی است که میتواند انتشار گازهای گلخانهای را افزایش دهد.
مرمت ساختمانهای دانشگاه برای جلوگیری از هدر رفتن انرژی هم تاثیر مستقیمی بر کاهش مصرف سوخت و در نتیجه کاهش آلودگی هوا دارد که در دانشگاههای سبز سعی میشود استانداردهای معماری برای جلوگیری از هرز رفتن انرژی در ساختمانهای دانشگاه پیاده شود.
یکی دیگر از اقدامهای فعالان دانشگاه سبز، تفکیک و بازیافت زبالهها از مبداست. هر روز میلیونها دانشجو، میلیونها تن زباله در محیط دانشگاهها تولید میکنند و اگر همین زبالهها در فضای دانشگاهها تفکیک و بازیافت شود، کمک شایانی به محیط زیست دانشگاه و استفاده حداکثری از منابع در دسترس خواهد بود.
جای خالی دانشگاه سبز در ایران
بسیاری از دانشگاههای کشور ـ بخصوص دانشگاههای دولتی در مراکز استانها ـ از فضای فیزیکی مناسبی برای نهادینه کردن فرهنگ دانشگاه سبز برخوردار هستند، اما همچنان این مفهوم در دانشگاههای ایران، جا نیفتاده است و فعالیتهای منظم و هدفداری نیز برای دستیابی به اهداف دانشگاه سبز در دانشگاههای ایران انجام نمیشود.
اگرچه برخی دانشگاههای کشور در سالهای اخیر، فعالیتهای موثری برای ارتقای شاخصهای کیفی محیطزیست در دانشگاهها انجام دادهاند، اما هنوز هم بسیاری از فضاهای فیزیکی در دانشگاههای ایران بدون استفاده رها شده است و در حقیقت، حفظ و اعتلای محیط زیست دانشگاه ها، همچنان به عنوان دغدغهای جدی برای اغلب دانشگاهیان مطرح نیست.
دانشگاه تبریز، یکی از دانشگاههای پیشرو در مسیر دانشگاه سبز است و میتوان این دانشگاه را یکی از بهترین الگوهای دانشگاه سبز در بین مراکز آموزش عالی کشور به شمار آورد.
محمد تقی علوی که حدود پنج سال ریاست این دانشگاه را به عهده داشته، درباره لزوم حرکت به سمت دانشگاه سبز، به «جامجم» میگوید: یکی از اولویتهای اصلی دانشگاههای ایران، حرکت در مسیری است که فضای دانشگاه به عنوان محیطی آرامشبخش برای تحصیل و زندگی باشد.
علوی معتقد است که در کارهای علمی، استاد و دانشجو در دانشگاه به محیطی شاداب نیاز دارند، اما این ضرورت هنوز از سوی بسیاری از دانشگاهیان کشور دیده نشده است. با وجود این که دانشگاههای کشور در چند سال گذشته، همواره با مشکل کمبود بودجه روبهرو بوده است، اما علوی بر این باور است که کمبود بودجه نمیتواند دلیل موجهی برای نادیده گرفتن ارتقای شاخصهای محیط زیست دانشگاه باشد و میتوان با کمترین بودجه و با مدیریتی قوی، دانشگاه را به محیطی سرسبز و پرنشاط برای دانشگاهیان تبدیل کرد. مثالهایی که این عضو هیات علمی دانشگاه تبریز به آن اشاره میکند نیز در جای خود بسیار تامل و قابل الگوبرداری است.
مثلا در دانشگاه تبریز مرسوم است هر استادی که کتابی منتشر میکند، چون برای چاپ آن کتاب درختانی قطع شده، بنابراین آن استاد موظف است در همان فضای دانشگاه یک درخت بکارد.
فضای فیزیکی دانشگاه تبریز به عنوان مرکزی حامی دانشگاه سبز حدود 500 هکتار است که در آن، درختان به شکل سنتی احیا میشوند و باغ بزرگ موجود در این دانشگاه را نیز میتوان محصول همکاری چند ساله دانشجویان و مدیران این دانشگاه به حساب آورد.
البته برخی دانشگاههای دیگر مثل دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه اصفهان نیز تلاشهای زیادی کردهاند که اهداف دانشگاه سبز را در دانشگاه خود محقق کنند، اما هنوز اغلب دانشگاههای ایران با این واژه و مفاهیم آن بیگانه هستند.
از سوی دیگر، افزایش تعداد دانشگاههای بسیار کوچک در سالهای اخیر نیز باعث شده امکان تحقق کامل دانشگاه سبز در این فضاهای کوچک آپارتمانی وجود نداشته باشد.
شناسانده نشدن مفهوم دانشگاه سبز به جامعه دانشگاهی کشور و دراولویت نبودن فعالیتهای زیست محیطی در محیط دانشگاهها نیز از دیگر عواملی است که تحقق دانشگاه سبز در دانشگاههای ایران را با رکورد مواجه کرده است.
حمایت از کانونهای دانشجویی حامی محیط زیست
یکی از عمده راههایی که میتوان به فرآیند دانشگاه سبز در مراکز آموزش عالی کمک کرد، تاسیس و حمایت از کانونهای دانشجویی دوستدار محیط زیست است.
هم اکنون در اغلب دانشگاههای ایران، چنین کانونهایی وجود ندارد و در برخی دانشگاههایی هم که وجود دارد، فعالیت جدی برای اعتلای محیط زیست فضای دانشگاهی انجام نمیشود. این کانونها میتوانند با آموزش سایر دانشجویان و جذب نیروهای مستعد، زمینه فراهم شدن دانشگاه سبز را در زمانی کوتاهتر میسر کنند. البته واضح است که آموزش و فرهنگسازی برای پاسداشت محیط زیست فضای دانشگاهی، بدون اختصاص اعتبار کافی به سرانجام نمیرسد و به همین منظور، حمایت مالی و معنوی مدیران دانشگاهها از کانونهای دانشجویی حامی محیط زیست دانشگاهها، فرصتی را فراهم میکند که تحقق دانشگاه سبز در سراسر ایران به هدفی واقعبینانه و قابل باور تبدیل شود.
امین جلالوند / گروه جامعه