یکی از فرمولهای قدیمی و امتحان پس داده در این باب، بهرهگیری از یک شغل خاص و افراد درگیر با آن بهعنوان ستون فیلمنامه و عامل پیشبرنده است. بسیاری از مجموعههای پربیننده غیرایرانی، مبنای قصه خویش را بر این اساس گذاشته و بخش مهمی از قوت خود را از آن گرفتهاند. برای مثال میتوان به پلیسها اشاره کرد که براساس شغلشان، مجموعههای متعددی ساخته و پخش شده و مخاطبان انبوهی را مجذوب خویش کرده است. ناوارو، کارآگاه رکس، کاستر و... از این گروهند. پزشکان و پرستاران نیز سوژه مجموعههای بسیاری شدهاند که از شاخصترین آنها میتوان به «پرستاران» محصول استرالیا اشاره کرد که چندسالی را هم روی آنتن شبکه یک سیما سپری کرد.
این فرمول اشاره شده در بالا نمونههای داخلی هم داشته که البته به لحاظ موفقیت، کمتر به پای نمونههای خارجی خود رسیدهاند. برای نمونه میتوان از «عملیات 125» با محور آتشنشانها یاد کرد که به طور نسبی در جذب مخاطب موفق بود. «داوران» ساخته مشترک احمد امینی و بیژن میرباقری که به شکل تلهفیلمهایی با داستانهای مجزا ساخته شده و این روزها بهعنوان مجموعه تلویزیونی روی آنتن شبکه دو سیما رفته، تازهترین نمونه در این باب است که چند وکیل حقوقی و پروندههای رجوع شده به آنان را محور قصههای خویش قرار داده است. خانواده داوران (جلال، نوشین و علیرضا) که هر سه آنها به شغل وکالت اشتغال دارند، بستر مناسبی برای طرح قصههایی جذاب که بخشی از آنها از واقعیت گرفته شده، فراهم کرده که در هر دو قسمت به یکی از آنها پرداخته میشود. در آثاری از این نوع، پرداخت شخصیتهای اصلی بهعنوان عامل پیشبرد داستان از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است که فقط در صورت اندک لغزشی میتواند کلیت آن را زیر سوال ببرد. خوشبختانه در داوران به واسطه حضور آدمهای حرفهای این عرصه شاهد حضور شخصیتهای محکم و استانداردی همچون جلال داوران هستیم که بقیه شخصیتها در برابر او هویت پیدا میکنند. جلال یک آرمانگرای دوستداشتنی و متعهد ایرانی است که وکالت را فقط میدانی برای گرفتن حق ستم دیده از ستمگر میبیند و چندان ارزشی برای حقالوکاله آن قائل نیست. برای مثال میتوان به پرونده مرد ثروتمند در گذشتهای اشاره کرد که پسرانش جلال را وکیل خود انتخاب کرده و حقالوکالهای 500 میلیونی به او پیشنهاد کردهاند، اما جلال داوران از نگاه پولپرستانه آن دو به خشم آمده و پرونده را نمیپذیرد. از سوی دیگر رنج سفر را به خود هموار کرده و در شمال ایران به پیشنهاد خاله خود، وکیل زن میانسالی برای جدایی از همسر بیاحساسش میشود. وجوه انسانی به کار رفته در این شخصیت به گونهای است که مخاطب با او احساس نزدیکی کرده، نسبت به وی همذاتپنداری میکند. در کنار او میتوان به نوشین و علیرضا اشاره کرد که هریک رگههایی از برادر بزرگ را با خود داشته و در پروندههای رجوع شده تا حدودی به همان شیوه عمل میکنند. برای نمونه میتوان به قسمتی اشاره کرد که وارث خانوادهای ثروتمند برای اجرای وصیت پدر، قصد بیرون راندن اهالی محل که خانهشان را در زمین متعلق به او ساختهاند دارد، اشاره کرد. در اینجا هم علیرضا شبیه جلال عمل میکند، به شیوه خودش و در نهایت هم ماجرا ختم بخیر میشود. اتفاقی که به شکلی دیگر در ارتباط با نوشین هم رخ داده و در اپیزود دزدی از منزل پیرزن توسط دخترش کاملا به چشم میآید. با این تفاوت که نوشین منطقیتر و در عین حال سردتر از جلال و علیرضا با ماجرا مواجه شده و در نهایت آن را به سرانجام میرساند. شخصیتهای فرعی نیز تا حدود زیادی خوب از کار درآمده و در برخی قسمتها فراتر از استانداردهای تلویزیون ایران بوده است. برای مثال میتوان از اپیزودهای یک حرف خوب و مدارا یاد کرد که شخصیتهای فرعی پابهپای قهرمان داستان پیش آمدهاند. در این میان سردی بیش از اندازه خانواده داوران بویژه در روابط میان خودشان کمی آزاردهنده از آب درآمده و مخاطب را از خود دور میکند که البته کوتاهی زمان بخشهای یاد شده تا حدود زیادی جلوی این اتفاق را گرفته است.
سازندگان مجموعه تلویزیونی داوران در انتخاب بازیگرانشان خوب عمل کرده و براساس شخصیتها این چینش را انجام دادهاند. مسعود رایگان به لحاظ میمیک چهره و بیان، نزدیکترین انتخاب ممکن برای ایفای نقش جلال داوران بوده که بخش مهمی از موفقیت این مجموعه به آن بازمیگردد. ایوب آقاخانی هم در نخستین تجربه تلویزیونیاش، متقاعدکننده ظاهر شده و پارتنر خوبی برای رایگان و پریوش نظریه در نقش نوشین بوده است. میرباقری و امینی تا حدود زیادی در انتخاب بازیگران نقشهای مکمل هم با وسواس رفتار کرده و گاه نتایج درخشانی در این خصوص گرفتهاند. برای مثال میتوان به حضور درخشان سیامک اطلسی در یکی از نقشهای مکمل آن اشاره کرد.
داوران از آن مجموعههای تلویزیونی است که علاوه بر سرگرمی بخوبی مباحث حقوقی هم در آن گنجانده شده و به شکل زیرپوستی و غیرمستقیم مفاهیم یاد شده را به مخاطبان خود گوشزد میکند.
محمد جلیلوند